جستجو
  نسخه شماره 1460 - 1388/02/10 - پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 5 جمادي الاولي1430- 30 آوريل 2008   صفحه اصلي
 زني که تاريخ را تغيير داد  

طيبه مروت -تاثير شخصيت هاي علمي و فرهنگي در سرنوشت سياسي و فرهنگي يک جامعه، امري است که نه تنها در دنياي امروز، که از گذشته بر برنامه ريزان هر جامعه روشن بوده است. از اين رو، سلاطين جور از حضور چهره هاي تاثيرگذار فرهنگي در عرصه سياست و اجتماع جلوگيري مي کردند.  تاثير حکومت ها در حضور اين شخصيت ها و رشد علمي، فرهنگي يک جامعه، بسيار قابل تامل است. نمونه بارز اين مهم، حمايت صفويه از علم و علما و رشد چشمگير علمي جهان تشيع در آن دوره است.  اما گاه اين چهره هاي فرهنگي فراتر از سايرين در شکل گيري يک جريان، مکتب، مسلک و حتي يک دين در سطح يک جامعه موثرند. گاه اين اثرگذاري دامنه تاريخ را فرامي گيرد و اثر آن فراتر از يک دهه، سده و يا هزاره است. از اين رو، چهره هاي مذهبي-فرهنگي بيش از چهره هاي علمي-فرهنگي، سياست هاي تنگ نظرانه حکام را تحمل کرده اند، زيرا کساني که براي حفظ يک ايدئولوژي حرکتي فرهنگي را آغاز مي کنند، در راه اثبات و تثبيت آن اولين چيزي را که نشانه مي روند، پايه هاي سياست هايي است که ريشه در مخالفت و معاندت با مباني اعتقادي آنان دارد، حال آن که شخصيت هاي علمي را مي توان در برهه اي از زمان در خدمت سياست درآورد.  آن چه در شکل گيري اين رخدادها موثر است، رجعت فرهنگي جامعه و گذار يک اصل ثابت شده به دوره هاي پيشين فرهنگ است. اين اتفاق، نشان از عميق نبودن لايه هاي فرهنگ مذهبي نيست، بلکه از تاثير سياست و قدرت در اضمحلال و انحراف گرايش هاي مذهبي و فرهنگي توده مردم خبر مي دهد.  تاريخ پرتلاطم اسلام، عاري از اين واقعيت نيست. رحلت پيامبر(ص) سرآغاز يک رجعت ناميمون از فرهنگ اصيل اسلامي به دوره جاهلي بود. گرچه پوسته ظاهري اسلامي بر بدنه تفکرات جاهلي کشيده شد، اما جامعه اسلامي رفته رفته محتواي دستورات الهي و نبوي را دستخوش تغييرات بنيادين برگرفته از سياست حکام مي ساخت. اين جريان آرام آرام به شکل خطرناکي در کمتر از نيم قرن پس از رحلت پيامبر(ص)، اساس و ريشه فرهنگ اسلام را نشانه رفت، به گونه اي که از آن چه پيامبر(ص) به عنوان ارمغان وحي در اختيار مردم قرار داده بود، جز خاطره اي محو چيزي باقي نمانده بود. جريان هاي تاريخ سياسي اسلام که پس از شهادت علي(ع) و روي کار آمدن معاويه رخ داد، بيشترين تاثير را در عمق بخشيدن به اين اتفاق گذاشت.  آغاز حکومت يزيد همراه با کنار زدن پوسته فرهنگ اسلامي از بدنه بيمار آن بود. آن چه او آغاز کرد، مبارزه علني با دستورات پيامبر(ص) بود. اين رويداد، يک اتفاق سياسي صرف نبود، بلکه در پس آن يک جريان فرهنگي قرار داشت. قيام حسين بن علي(ع) در راه احياي دين نبوي، به همين منظور صورت گرفت. جبهه بندي همه کفر در برابر همه اسلام و شمار اندک ياران حسين (ع) نشان از عمق فاجعه دارد.  شهادت امام حسين(ع) در حالي که هنوز صحابه پيامبر(ص) خاطره روايت او را در خصوص حقانيت خاندانش در خلافت و امامت فراموش نکرده بودند، بيش از پيش از گمراهي جامعه خبر مي داد.  شهادت حسين(ع) اتمام حجت بر سياست حاکم بر فکر مردم بود، اما آن چه پس از آن مهم مي نمود، بيداري فرهنگي امت اسلام بود.  حضور زينب کبري(س) در واقعه عاشورا و پرچم داري کاروان حسين(ع)، صلابت، شجاعت و بهره مندي او از علم و... نکات برجسته اي بود که او را در پايه گذاري انقلاب دوم عاشورا کمک مي کرد.بي شک، هر انقلابي براي شکل گيري بايد از چند مرحله مقدماتي عبور کند تا به نقطه پاياني که هدف آن است، برسد.  اولين گام زينب(س) در انقلاب دوم عاشورا که به حق مي توان از آن به عنوان "انقلاب فرهنگي عاشورا" ياد کرد، پرچم داري فکري اين جريان بود که بازگشت به مباني فکري نبوي و علوي را در دستور کار خود قرار داد. اهميت اين رويکرد از آن جاست که تا زماني که مبناي فکري يک جمع دستخوش بحران و انحراف باشد، به هيچ وسيله اي نمي توان از اصلاح آن سخن گفت; لذا اولين اقدام براي اصلاحات فکري، اصلاح در ريشه هاي فکري يک جامعه است.  گام مهم ديگري که پيام آور عاشورا را در راه پرفراز و نشيبش ياري کرد، ايراد خطبه هاي پرشوري بود که عاري از شعور حسيني نبود.  اشاره به اصول دين، مذهب، انحراف هاي جامعه، تحريک احساسات مردم و بهره مندي از آن نکاتي است که در اين بيانات به چشم مي خورد و بي ترديد زينب(س) را در رسيدن به هدف مقدسش ياري رساند.  اين خطبه ها در دو جايگاه مهم بيان شد; نخست بين مردم، در واقع اولين اشاره حضرت زينب(س) پايگاه مردم و اجتماع است زيرا بيشترين خسران از ضعف فرهنگ در جامعه عايد اين جمع شده است. جايگاه بعدي در دربار عبيدا... بن زياد و سپس يزيد است که در آخرين خطبه نتيجه لازم را به دست مي آورد و آن اعتراف به خطا از ناحيه يزيد است.  اما زينب(س) اين اتفاق را پايان انقلاب خود نمي داند، بلکه براي تثبيت يافته هاي خود کار تبليغاتي گسترده اي را در قالب برپايي مجالس سوگواري و سفر به شهرهاي اسلامي چون قاهره، شام، مدينه... آغاز کرده و پيام عاشورا را همچنان گرم و پرشور به گوش همگان رساند.  بدين سان زينب(س) را مي توان بنيان گذار انقلاب فرهنگي عاشورا دانست که هدايت فکري جامعه اسلامي به واسطه پيام رساني عاشورا نتيجه همه زحمات آن بانوي بزرگوار بود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
صفحه اول
سياسي
فرهنگ و هنر
اقتصادي
گزارش
جامعه
حوادث
ايران زمين
صنعت و خودرو
نفت و انرژي
بازار پولي و مالي
گوناگون
ايران و جهان
ورزشي
زني که تاريخ را تغيير داد