جستجو
  نسخه شماره 1427 - 1387/12/18 - 18 اسفند 1387 - 10 ربيع الاول 1430- 8 مارس 2009 - سال پنجم   صفحه اصلي
 در حاشيه دستگيري گروهي از روزنامه نگاران ورزشي ايران;
 فساد در ژورناليسم ورزشي قابل انکار نيست 

مزدک علي نظري -در يکي، دو دهه اخير روزنامه نگاران ايراني بسياري راهي کوهپايه هاي شمال تهران شده و مدتي را مهمان زندان معروف «اوين» بوده اند. اما خبر دستگيري و حبس عده اي از روزنامه نگاران ورزشي در اين زندان قديمي، شوک بزرگ و غافلگيرکننده اي بود که عالم رسانه و ورزش ايران را تحت تاثير قرار داد.اطلاعات جسته گريخته و گمانه زني هاي اوليه، حکايت از آن داشت که دليل اين اتفاق فعاليت هاي حاشيه اي و دست داشتن اين عده در پشت پرده سياه فوتبال ايران بوده است. اين حدسيات با اعلام شکايت چند مدير باشگاه ورزشي از روزنامه نگاران دستگير شده، ابعاد تازه اي پيدا کرد. ضمن اين که ليست نام هاي درگير در ماجرا، طيف مهمي از روزنامه نگاران شناخته شده و قديمي را در بر مي گرفت که حوزه کار آنان رشته فوتبال بود. همين مسئله باعث مي شود که با احتياط بيشتري به قضيه نگاه کرده و سعي کنيم براي حفظ احترام همکاران پيش داوري چنداني نداشته باشيم. ولي با اين حال، نمي توان وجود فساد در بخشي از ژورناليسم ورزشي و دست هاي پنهان اما بسيار موثر آن در ورزش کشور را انکار کرد. سال هاست که ورزش ايران در مسير حرفه اي شدن قرار گرفته و رشته هايي مثل فوتبال، واليبال، بسکتبال، کشتي و رشته هاي رزمي مورد توجه شديد عموم مردم واقع شده اند. در اين ميان، ژورناليسم ورزشي هم پابه پاي اين رشته ها رشد کرده و امروزه نشريات متعددي براي پوشش اين ورزش ها چاپ و منتشر مي شوند; از جمله نزديک به 20 روزنامه و مجله که بخش عمده مطالب آن ها به فوتبال اختصاص دارد، ده ها نشريه ويژه ورزش هاي رزمي و چندين و چند مجله تخصصي با موضوع کوهنوردي، شطرنج، کشتي و... طبيعتا اين کثرت و تنوع نشريات بايد نشانه خوبي باشد; اما آمار عجيب تعداد روزنامه هايي که به فوتبال مي پردازند، نکته عجيبي ست که نه تنها توجه ناظران بين المللي را بر انگيخته، بلکه در مقاطعي باعث گلايه و اعتراض مسئولان ورزشي هم شده است! دردسر آفريني هاي اين روزنامه ها بيشتر به خاطر رقابت شديدي است که به دليل همان تعدد، به جنگي سنگين ميان آن ها بدل شده. اين رسانه ها مجبورند براي تمايز با رقبا گاه به اقداماتي دست بزنند که خارج از روال عادي حرفه اي به حساب مي آيد و نهايتا کار به جايي رسيده که به گفته کارشناسان امروزه در ژورناليسم ورزشي ايران «حاشيه مهم تر از متن» به نظر مي رسد! اما آنچه در پس پرده در جريان است، نکته ايست که تا به حال اين چنين شفاف مطرح نشده و کسي به آن نپرداخته بود; نويسندگان متعهد خبر داشتند اما طرح آن را به صلاح نمي ديدند، تا اين که صبر مديران و مسئولان لبريز شد و گويا در اولين فرصت فراغت از مشکلات عديده ديگر، بالاخره واکنش تندي نشان دادند. حالا سوال اين است که واقعا چه چيزي در پس پرده جريان داشته و دارد؟ با وجود اين که 8 سال از راه اندازي ليگ حرفه اي فوتبال در ايران مي گذرد، اما نه تنها بعضي معضلات هميشگي اين رشته از بين نرفته اند بلکه با تزريق پول فراوان در فوتبال، به اين مشکلات و زشتي ها دامن زده شده. يکي از معضلات کلاسيک فوتبال که گروهي از روزنامه نگاران ورزشي در آن دخيل اند، بحث «دلالي» است; دلالي بازيکن، مربي و حتي مدير و هرچيز ديگر که قابل خريد و فروش باشد! طبق قوانين فدراسيون فوتبال، تنها ايجنت هاي رسمي و داراي مدرک فيفا اجازه فعاليت در بازار نقل وانتقال بازيکنان و مربيان را دارند. اما واقعيت اين است که هنوز بزرگ ترين مديربرنامه ها و دلالان فوتبال ايران را روزنامه نگاران پرنفوذ تشکيل مي دهند. اما اين همه ماجرا نيست. آن ها به پشتوانه قدرت رسانه هايشان بازيکنان و مربيان را حمايت کرده يا عليه شان خبر و گزارش مي نويسند; يعني يک فعال عرصه فوتبال بايد بخشي از درآمد خود را براي اين «باج خورها» کنار بگذارد. در اين ميان بسيار حق ها که پاي مال مي شود و چه شايستگي ها که بر باد مي رود، يا برعکس; مثلا مربي سرشناسي را مي شود مثال زد که سال هاست به پشتوانه پولي که خرج مي کند، در سطح اول فوتبال ايران فعاليت مي کند. اين مربي در طول ليگ حرفه اي کارنامه بسيار بدي از خود به جا گذاشته و معمولا در تمام تيم ها با اخراج روبه رو شده. اما به کمک دوستان مطبوعاتي و فشاري که آن ها به مديران باشگاه ها وارد مي کنند، هميشه بعد از اخراج جاي ديگري براي مشغول شدن پيدا مي کند! معروف است که اين مربي بيش از 50 درصد مبلغ قراردادهاي خود را صرف همين تبليغات مي کند; نکته اي که شايد باور نکردني به نظر برسد، اما با توجه به رقم هاي درشت رد و بدل شده در دنياي حرفه اي فوتبال، براي يک مربي همواره ناموفق مبلغ قابل توجهي است. يکي از بحث برانگيزترين مسائل در ورزش ايران، موضوع داوري فوتبال است. هفته اي نيست که چند مربي يا بازيکن ليگ به داوري ها اعتراض نکنند و به همين دليل برنامه «نود» (که به کارشناسي داوري هاي ليگ برتر مي پردازد) مهم ترين و پر بيننده ترين برنامه تلويزيون ايران است. با اين که در ماجراي دستگيري روزنامه نگاران هنوز پاي داوران به ميان نيامده، اما گفته مي شود داوري هاي جهت دار و غيرمنصفانه در ليگ فوتبال توسط چند نفر از ورزشي نويسان پرنفوذ برنامه ريزي و هدايت مي شود. در ابتداي ليگ گذشته يکي از مديران باشگاه هاي ليگ برتري در گفت وگويي خصوصي از اين امر شکايت داشت. او که تيمش يکي از مدعيان قهرماني بود، مي گفت جدولي از خدمات پشت پرده داوري در اختيار او قرار گرفته که در قبال مبالغ بسيار بالا قضاوت بازي ها به نفع يک تيم مشخص انجام شود. جالب اين که در اين جدول اشاره شده بوده که حتي براي سوت نزدن مغرضانه عليه تيم هم بايد مبلغي پرداخت شود! اين خلاصه و فقط گوشه اي از پشت پرده فوتبال ايران و آن بخش از بازار سياه است که توسط گروهي از روزنامه نگاران فوتبال نويس اداره مي شود. فوتبال ايران حاشيه هاي زشت زياد دارد، اما ورود روزنامه نگاران (به هر دليل) در چنين مسائلي سوال برانگيز و طبيعتا خارج از دايره اخلاق حرفه اي است. شايد برخوردهاي قهرآميز باعث شود باج گيري ها و دلالي روزنامه نگارنماها -که سال ها بود قباحت خود را از دست داده بود-کم تر شده و از اين به بعد با پنهانکاري همراه شود، اما قطعا ريشه کن کردن اين مشکل به دليل اسکناس هاي وسوسه گري که فراوان در فوتبال اين سرزمين خرج مي شود، به اين آساني ها نخواهد بود.
منبع: جهان ورزش


نسخه چاپي ارسال به دوستان
صفحه اول
سياسي
ورزشي
جامعه
حوادث
اقتصادي
ايران زمين
نفت و انرژي
گزارش
گوناگون
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
سه نکته تا انتخابات