EBTEKAR NEWSPAPER
دوشنبه, 06 خرداد 1398   Monday 27 May 2019

سرمقاله

اپیدمی فقر

جهانبخش‌محبی نیا

ذهن تاریخی ایرانیان جنبش دانشجویی را هم‌سان با واقعیات جاری زندگی و در بستری آرمان‌خواهانه می‌شناسد. این ذهنیت تاریخی همان‌گونه که بر آرمان‌های سیاسی و اجتماعی جنبش دانشجویی سایه افکنده، به همان میزان در ناکامی‌ها و فراز و فرود آن نیز نقش دارد.
این آگاهی، زمانی به پی‌ریزی حرکت‌های جنبش دانشجویی در ساختار مطالبات اجتماعی می‌انجامد و گاه امکان و فرصت تکاپوی جدی و اثرگذار را از آن سلب می‌کند. نمی‌توان عنصر اصلی این جنبش، یعنی دانشجو را فارغ از دیگر گروه‌های اجتماعی مورد بررسی و ارزیابی قرار داد و با رویکردی جزیره‌ای، انتظاراتی فراواقعی از او داشت. دانشجو، چون دیگر اقشار و گروه‌های اجتماعی پیوستگی و تعاملی مستقیم با مناسبات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر جامعه دارد. از قضا دانشجو به واسطه جوانی و هیجانات ناشی از این دوره خاص زندگی، بیشترین داده‌ها را از بدنه اجتماعی جذب کرده و بر موجی از این تاثیرات متقابل تصمیم می‌گیرد. موجی که در برخی مواقع و در تب و تاب مطالبات سیاسی چهره‌ای رادیکال از او را نمایش می‌دهد و وقتی دیگر، با فرونشست این مطالبات و عدم امکان پیگیری آن‌ها، مسیرش را تغییر داده و به سمت و سویی دیگر می‌رود.
در روزگاری نه‌چندان دور بخش قابل توجهی از دانشجویان، برچسب سیاسی بودن را با خود یدک می‌کشیدند و نهادهای دانشجویی سرشار از عناصر سیاسی‌ای بود که تنها در پی راهکاری سیاسی برای برون‌رفت از چالش‌های موجود در جامعه بودند. این مطالبات در دوره‌ای چهل ساله ـ از دهه 1330 تا 1370 ـ بخش اعظمی از هویت جنبش دانشجویی را شکل می‌داد. جنبشی که با همه تلخ‌کامی‌ها و نامهربانی‌ها، توانسته بود ماهیتی مستقل و شناسنامه‌دار را برای خود ایجاد کند. این شناسنامه را بعضی از گروه‌ها و اقشار اجتماعی می‌پذیرفتند و برخی دیگر نسبتی میان این هویت و خود نمی‌یافتند. اما چنین رویکردی با همه آزمون و خطاها و درست و غلطی که داشت، هویتی پایدار و چهل ساله را برای جنبش دانشجویی به ارمغان آورده بود. اوضاعی که پس از رویدادهای تیر ماه 1378 به طور کلی تغییر یافته و شکلی تازه از جنبش دانشجویی را به جامعه معرفی کرد. در نتیجه این رویدادها و تبعات ناشی از آن بود که بخش قابل توجهی از فعالان دانشجویی از صحنه اجتماعی کنار رفته و صورت‌بندی تازه‌ای در میان نهادهای دانشگاهی شکل گرفت. تشکیل و راه‌اندازی مراکز و نهادهای متعدد دانشجویی، زمینه‌سازی برای شکل‌گیری سازمان‌های موازی دانشگاهی و... از جمله نتایج حاصل از ناکامی جنبش دانشجویی در سال 78 بود. با بروز این شرایط، عرصه‌ دانشگاه از شخصیت‌های بانفوذ دانشگاهی و دانشجویی تهی شد و گروه‌های جدیدی فرصت ظهور و بروز یافتند. گروه‌هایی که به هیچ‌وجه مطالباتی هم‌داستان با اسلاف خود نداشتند و در بسیاری مواقع سعی می‌کردند پیوندهایی را با اصحاب قدرت برقرار کنند.
این صورت‌بندی جدید و تشکیل نهادهای خلق‌الساعه، حرکت‌های دانشجویی را به سمت و سویی متفاوت با آنچه در گذشته پیگیری می‌شد، کشاند. تفاوت‌های موجود به قدری آشکار است که نه فقط در مطالبات و درون‌مایه حرکت‌های دانشجویی، که در شکل و فرم این حرکت‌ها نیز رخ نشان می‌دهد و دورنمایی کاملا متفاوت با گذشته را فراروی دانشجویان قرار می‌دهد. مجموعه‌ای از شاخص‌ها در این حرکت تازه و جدید تعریف شده‌اند که زیست‌بوم جنبش دانشجویی را به طور کلی تغییر داده است.
بی‌شک بخش اعظمی از این تغییر رویکرد در حرکت جنبش دانشجویی نتیجه سیاست‌گذاری‌ها و مواجهه ارباب قدرت با این جنبش است. افول سپهر سیاست در جنبش دانشجویی، یکی از دستاوردهای سیاست‌گذاری‌های حاکمیتی در مورد جنبش دانشجویی است. از میان بردن عوامل انگیزشی و تزریق شوکران بی‌تفاوتی در میان جامعه دانشگاهی، مسئله‌ای است که می‌تواند حاشیه امنیت قابل تاملی را برای حاملان اریکه قدرت به ارمغان آورد. دانشگاه غیرسیاسی، دانشگاهی کم‌خطر، بی‌تفاوت و خنثی است و این دانشگاه هیچ نسبتی با نقد قدرت و الیگارشی حاصل از آن ندارد. این دانشگاه گرچه در کوتاه مدت امنیتی حباب‌گونه را برای قدرت ایجاد می‌کند، اما نمی‌تواند در معادلات پیچیده اجتماعی و در بزنگاه‌ها و گلوگاه‌های سخت و صعب تاریخی به یاری نهاد قدرت آمده و جامعه را از گرفتاری در تالاب‌های ناشی از بحران‌ها برهاند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام