EBTEKAR NEWSPAPER
دوشنبه, 04 شهریور 1398   Monday 26 August 2019

سرمقاله

هدف از دعوت ظریف به جی هفت چیست؟

محمدرضا ستاری

مجموعه آنچه این روزها در رسانه‌ها از جریان بررسی توافق هسته‌ای در کمیسیون ویژه بررسی برجام و دیگر مواضع برخی نیروهای سیاسی منتشر شده بیش از همه یک پرسش را قابل طرح می‌کند: به راستی از برجام چه می خواهیم؟
موضوع مطالبات و دستاوردهای برجام و لزوم تمایز نهادن میان این دو از یک سو و از سوی دیگر اینکه مصدر صدور این مطالبات و انتظارات در جریان بررسی‌ها کدام موضع سیاسی است مساله‌ای است شایسته تامل که در کنار دیگر مباحث این روزها قابل بررسی به نظر می‌رسد.
از دیدگاه عده‌ای، موضوع برجام برای برخی نیروهای سیاسی محملی برای طرح نظرات خود درباره کلیت سیاست خارجی و سیاست داخلی و تریبونی برای ابراز دیدگاه‌ها در خصوص دولت کنونی و نقد آن است. گویی عده‌ای می‌کوشند در قالب موضعگیری‌های چندسویه درباره توافق هسته‌ای به عنوان یک جناح سیاسی با دولت اعتدال رویارو شوند. در این میان تلاش سخنگوی تیم مذاکره کننده هسته‌ای و دیگر مذاکره کنندگان و مدافعان دولت نیز درباره اینکه نشان دهند این یک پروژه ملی است گویی چندان در این موضعگیری‌ها اثری ندارد. اینگونه موضعگیری‌ها البته در فضای رو به شفافیت کنونی پایگاه و جایگاه منتقدان را آشکار می‌کند و به نظر نمی رسد که در برداشت کلی افکار عمومی نیز چندان موثر باشد. اما یک تاثیر مهم بر جا می‌گذارد و آن بالابردن مطالبات و درآمیختن توقعات و امکانات است. و این درست همان چیزی است که دولت در این روزها از آن پرهیز و تحذیر می‌دهد و برجام به شدت از آن آسیب خواهد دید.
بر اساس آنچه همه می‌دانند و مسئولان دولت و تیم مذاکره کننده هسته‌ای نیز می‌کوشند در این روزها روشن کنند اصل مذاکره با قدرت‌های جهانی بر اساس تحلیلی واقع بینانه از شرایط منطقه، داشته‌های ما و بررسی منافع و مضرات یک توافق اندیشیده شده، شکل گرفته است. اینکه گفت و گوها در این لحظه از تاریخ صورت گرفت و نه لحظات دیگر، اینکه ما چه داشته‌ها و توانایی هایی برای ورود به این مذاکرات و کسب نتایج متناسب با آن داشتیم، منطقه در چه شرایطی قرار داشت و همچنین عوامل اثرگذار اقتصادی و فرامنطقه‌ای چه بود، مجموعه واقعیت‌های واقعا موجودی است که بر اساس آن‌ها تصمیم برای پیگیری این روند را شکل داده است.
پیش فرض‌های مذاکرات و تحلیل نهایی هر دو سو از امکانات و توانایی‌های خود و دیگری، پایه مذاکرات بوده و اکنون در بررسی متن برجام به حاشیه راندن آن واقعیت‌ها و بررسی متن توافق با نگاه ایده آلی و یا حتا برخاسته از یک دیدگاه خاص سیاسی، تنها فضا را برای بررسی دقیق و همه جانبه توافق، غبار آلود می‌کند.
برای اجتناب از این امر به نطر می‌رسد لازم باشد منتقدان و حتا موافقان توافق هسته‌ای دیدگاه کلی و مدون خود را درباره این توافق، پیش فرض‌ها و واقعیت ها، امکانات و محدودیت‌ها و ... منتشر کنند. انتشار این دیدگاه‌ها آشکار می‌کند که آیا اصل موافقت‌ها و مخالفت‌ها با توافق هسته‌ای با در نظرگرفتن شرایط واقعا موجود و با رویکردی همه جانبه نگر بوده و یا اینکه تنها تعلق خاطر افراد و گروه‌ها به یک دیدگاه سیاسی، موجبات مخالفت یا موافقت آنان را با اصل توافق و مفاد آن فراهم آورده است.
تلاش برای انتشار و اظهار دیدگاه هایی از این دست همچنین آشکار می‌کند که هر جانب موافق و مخالف از توافق چه می‌خواهند. آیا آرزوها و مطلوبات خود را بیان می‌کنند و یا آنکه بر مجموعه آنچه در درون و بیرون می‌گذرد و می‌تواند بر اصل توافق هسته‌ای اثرگذار باشد آگاه هستند.
در اینصورت می‌توان داوری کرد که به راستی مطالبات با مطلوبات سنجیده شده یا با واقعیات؟ و کدام خدشه و انتقاد به اصل توافق و یا برخی مفاد آن می‌تواند درست تر و دقیق تر باشد. به این ترتیب اعتبار موافقت‌ها و مخالفت‌ها پیشینه کارشناسی شده و واقعی خود را می‌نمایانند و نزد افکار عمومی اعتبار و ارزش حقیقی خود را می‌یابند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام