سرمقاله

لبنان پس از انفجار

جلال خوش‫چهره

کامل جمشیدزاده-دریای خزر با وسعت و حجم زیاد و دلتاها، مرداب ها و تالاب های متعدد حاشیه و حوزه آبی گسترده و با رودهای پرآب و طویل، اکوسیستم آبی بی نظیری را با گونه های آبزی متنوع فراهم آورده است. ولی متاسفانه این اکوسیستم بی همتا، در طول سالیان متمادی با اقدامات غیر اصولی و غیر مسئولانه، اهمال کاری ها و سهل انگاری ها به مرز زوال و نابودی رسیده و حیات آبی آن در خطر قرار گرفته است.این دریا با مساحت 361 هزار تا 450 هزار کیلومتر مربع، بزرگترین دریاچه شور دنیا است که به دلیل وسعتش، دریا نیز نامیده می شود (حداکثر طول 1200 کیلومتر، حجم آب 75 هزار کیلومتر مکعب، عمق متوسط 197 و حداکثر عمق 995 متر)، دریای خزر آبگیر بسته ای با شوری 12 گرم نمک در لیتر است. با احداث راه های آبی نظیر کانال ولگا- دن در شوروی سابق، این دریاچه به آب های آزاد مثل دریای سیاه راه پیدا کرد.
بخش مرکزی و جنوبی آن عمیق تر (عمق متوسط 170334 متر) و شورتر از منطقه شمالی است. دریای خزر دارای انواع متنوعی از جانداران آبزی نظیر: فیتوپلانکتون ها، زئوپلانکتون ها و بنتوزها است که غذای ماهیان می باشد. این دریا و حوزه آبریزش، حدود76 گونه و 47 زیرگونه ماهی از 17 خانواده دارد که بعضی در دریا و رود، تعدادی فقط در دریا و گروهی تنها در رودخانه زندگی می کنند.
برخی از ماهیان (خاویاری ها، ماهی آزاد و سفید) به منظور تولید مثل و تخم ریزی از دریا به رودخانه ها مهاجرت می کنند.ماهیان اقتصادی و قابل بهره برداری دریای خزر و حوزه آن شامل: فیل ماهی، تاس ماهی، شیپ، دراکول یا سوروپا از خانواده ماهیان خاویاری (تاس ماهیان)، کیلکا و چند گونه دیگر از خانواده شگ ماهیان، ماهی سفید، کُلمه، کپور و سیم از خانواده کپور ماهیان و ماهی سوفی هستند. با توجه به انقراض نسل ماهیان خاویاری در اروپا، دریای خزر تنها مامن اصلی این ماهیان می باشد که به ویژه از نظر محصول خاویار، ارزش اقتصادی بالایی دارند.
در حال حاضر، جمعیت آبزیان دریای خزر، بخصوص ماهیان آن، از سوی عوامل متعددی به شدت مورد تهدید می باشد. جمعیت ماهیان خاویاری خزر، بخصوص در سواحل جنوبی، به شدت کاهش یافته است. نگاهی به آمار صید ماهیان دریای خزر،حقایق دردناکی را بازگو می کند. صید ماهی سفید در طی چند سال، از بیش از 5000 تن در 19-1318 به شدت کاهش یافت و به حدود 200-300 تن در 1351 رسید و صید کلیکا از حدود 85 هزار تن در 1378 به 41 هزار تن در 80-1379 رسید.علیرغم تمام اقدامات ارگان های مربوطه در سال های گذشته، دورنمای اکوسیستم خزر و حوزه آبریز آن در هاله ای از ابهام است. این دورنما به ویژه از آن جهت مبهم می باشد که جمهوری های تازه استقلال یافته حاشیه خزر، به علت مشکلات اقتصادی خود بعد از فروپاشی شوروی، تا حدود زیادی مسائل زیست محیطی خزر را به دست فراموش سپرده اند. عوامل تهدید کننده گوناگونی را می توان در تخریب این اکوسیستم و کاهش جمعیت آبزیان آن دخیل دانستاز جمله: ورود فاضلاب های خام یا نیمه تصفیه شهری و صنعتی به دریا یا رودها موجب آلودگی آنها به مواد سمی و مضر (نظیر فلزات سنگین) می شود که علاوه بر خطرات بهداشتی، زندگی ماهیان را نیز به مخاطره می اندازد.ورود فاضلاب اغلب شهرهای شمالی کشور و نیز کارخانجات منطقه به رودها، مرداب ها و دریا، نگران کننده و در مواردی فاجعه بار بوده است. تلفات صدها هزار ماهی و آبزی بر اثر ورود فاضلاب یک کارخانه صنعتی در رشد در سال1353، مرگ ماهیان در حال تخم ریزی در رود بابل به دنبال ورود فاضلاب یک کارخانه فیبرسازی، نمونه های تاسف باری هستند. راه یافتن شیره زباله های انباشته در حاشیه شهرهای منطقه به آب های جاری، نیز مزید بر علت شده است. وجود نیروگاه حرارتی در حاشیه خزر که برای خنک کردن دستگاه ها، حجم عظیمی از آب را مکیده و دوباره به محیط بر می گرداند، نیز تهدید کننده است. چرا که علاوه بر مرگ ماهیان و آبزیان در لابلای فیلترها، افزایش دمای آب خروجی سیستم و نشت یک سری مواد شیمیایی، حیات ماهیان را به خطر می اندازد.ورود باقیمانده سموم دفع آفات نباتی نظیر حشره کش ها و قارچ کش ها، به آب هایی که از مزارع سمپاشی شده عبور می کند و نشست نفت به شکل خام و فرآورده های نفتی و قیر به دریا، به ویژه در اثر استخراج، تصفیه و انتقال آن در سواحل جمهوری آذربایجان، برای حیات آبزیان خطرساز می باشد.
احداث سد یا آب بند بر رودهای این حوزه (مثل سد منجیل در سفید رود یا ولگاگراد در ولگای روسیه)، مسیر ماهیان مهاجری را که برای تخم ریزی باید به بالا دست بروند، مسدود کرده و مانع از تولید مثل طبیعی می شود. صید بی رویه و غیر اصولی ماهیان در سال های گذشته، عامل عمده ای در نابودی نسل ماهیان بوده است. اجاره رودهای شمال و ایجاد شیل یا کلهام در عرض رود برای صید ماهی، سبب نابودی گونه های شد که جهت تولید مثل به این رودها می آمدند. امروزه نیز وجود صیادان غیرحرفه ای و سودجو که با شیوه های غیر معمول نظیر آلات چنگکی و قرماق، مواد منفجره (دینامیت) و ترکیبات سمی (مرگ ماهی) به صید ماهی می پردازند، استفاده از دام های ریز چشم که سبب مرگ ماهیان نابالغ و ریز می شود و صید نامناسب با نرخ تولید و تکثیر ماهیان، حیات آبزیان را به خطر انداخته است. از عوامل عمده کاهش و نابودی آبزیان بومی خزر در سالیان اخیر، ورود یک گونه جدید غیربومی به نام شانه دار(MnemiopsisLeidyi) به اکوسیستم خزر می باشد. در واقع، خود ما با ایجاد تغییرات در این اکوسیستم، آن را برای ورود این گونه مهاجم، مناسب و مستعد کرده ایم.گونه مزبور پس از ورود به دریای سیاه، از طریق کانال ولگا- دن به خزر راه یافت. اولین گزارش ورود آن در پاییز1999 در سواحل قزاقستان به ثبت رسید و تا اواخر سپتامبر، دریاچه از آن پر شد. این شانه دار به علت وجود شرایط مساعد و سرعت تکثیر بالا (بطور متوسط 800 تخم در روز) به سرعت در کل دریای خزر پراکنده شد به گونه ای که اکنون، تراکمش در برخی مناطق به بیش از 2 کیلوگرم در متر مربع رسیده است. از اثرات مهم این تهاجم، کاهش سریع ذخایر زئوپلانکتون ها، تخم و لارو ماهیان سطح زی در اثر تغذیه این شانه دار از آنها می باشد. تغذیه مستقیم شانه داران از تخم و لارو ماهیان کیلکا و نیز رقابت غذایی شدید، موجب کاهش چشمگیر جمعیت کیلکا شده است. با کاهش ذخایر کیلکا، ذخایر ماهیان خاویاری و تنها پستاندار خزر یعنی فوک خزری نیز کاهش خواهد یافت. کاهش جمعیت پلانکتونی خزر در اثر تغذیه شانه داران و پیامدهای زیست محیطی نامطلوب مثل اختلال در اکوسیستم و هرم زنجیره غذایی و مشکلات ناشی از تجزیه شانه داران، از تاثیرات منفی تهاجم این شانه دار می باشد.
* مدرس دانشگاه و ارشد جغرافیا سیاسی


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام