جستجو
  نسخه شماره 1178 - 1387/02/03 -   صفحه اصلي

 پروفسورکاظم عباسيون، فخر پزشکي ايران زمين;
 «پنجه طلايي» اتاق عمل 

ابتکار- «پزشکي»، دانش شناخت بيماري ها، تشخيص، درمان و جلوگيري از بروز آنهاست. در روزگاران کهن، اين دانش براي مردم ناشناخته بود و بيماري ها را ناشي از عوامل ماورا»الطبيعه مي دانستند، لذا براي درمان آن ها به سحر و جادو دست مي زدند. در ميان ملل مختلف، يونانيان در پيشرفت اين دانش نقش بسزايي داشته اند و دانشمنداني از جمله «بقراط»، «ارسطو» و «جالينوس» از مروجان اصلي اين علم در يونان باستان بوده اند. در همين راستا و همگام با پيشرفت ساير علوم، بنيان هاي علم پزشکي نيز دگرگون شدند و در نهايت با پيدايش مداوم دانسته ها و اطلاعات، بهمراه اکتشافات متعدد در رشته هاي علوم پايه پزشکي، «علم نوين پزشکي» بوجود آمد. اين علم اگرچه پايه هاي خود را از دانسته هاي گذشته گرفته و هنوز نيز بعضا از علوم سنتي بعنوان منبع استفاده مي کند، ولي روش آن مبتني بر استانداردهاي سخت علمي است. در حال حاضر به دليل گستردگي بسيار زياد اين علم، علاوه بر «پزشکي عمومي»، علم پزشکي به رشته هاي تخصصي و فوق تخصصي فراوان تقسيم گرديده و همچنين ارتباط بسيار نزديک و تنگاتنگي با رشته هايي همچون; «داروسازي»، «علوم آزمايشگاهي»، «پيراپزشکي»و... دارد. در ايران باستان نيز پزشکي سنتي، شامل «گياه  درماني»، «دعا درماني»، «جراحي»و... وجود داشته و با برپايي دانشگاه هايي همچون; «گندي شاپور» يا «جندي شاپور»، اين دانش در ايران گسترش يافت و پس از اسلام نيز اين روند با پيشرفتي چشمگيرتر ادامه يافت که از جمله پزشکان بزرگ ايراني پس از ورود اسلام به ايران مي توان به «شيخ الرئيس ابوعلي سينا»، «زکرياي رازي»و... اشاره کرد.
 شايد هر خواننده اي با خواندن چنين مقدمه اي تصور کند که قرار است مطلبي پيرامون «تاريخ پزشکي» يا «تفاوت پزشکي سنتي با مدرن» و از اين دست مطالب بخواند، اما راستش را بخواهيد علت نوشتن اين مقدمه دو دليل داشت، که به ترتيب به شرح آنها مي پردازيم. علت اول; رسيدن به نام هايي چون «شيخ الرئيس ابوعلي سينا»، «زکرياي رازي»و... بود، و طرح اين سوالات که بعنوان يک ايراني، وقتي نام اين افراد را مي شنويد، چه احساسي به شما دست مي دهد؟ جز اينست که به ايراني بودن خود مي باليد و باعث فخرتان است که در سرزميني زندگي مي کنيد که چنين انسان هاي والايي، روزگاري در شهر و ديار کنوني شما زندگي مي کرده اند؟ آيا بعنوان يک ايراني آنطور که شايسته نام اين افراد است، قدر منزلت و جايگاه آنها را دانسته ايم؟ و در جهت ترويج افکار و منش و سير و سلوک آنها به جهانيان، کارهاي لازم را انجام داده ايم؟و... اما علت دوم; اينکه حضور اين مفاخر علمي، فرهنگي و تاريخي که امروز نامشان در سراسر دنيا شهره خاص و عام است، نه تنها به گذشته هاي دور و چند صد سال پيش ختم نمي شود، بلکه در همين دوران معاصر نيز بسيارند افرادي که در حوزه هاي مختلف علمي، فرهنگي، هنري و... از مفاخر و نخبگان زمان هستند و نام آنها نيز همچون «بوعلي»ها، «رازي»ها و... در تاريخ جاودان خواهد ماند و علاوه بر ما، آيندگان نيز به ايراني بودن آنها افتخار خواهند کرد و همه انسان ها از خدمات ايشان بهره ها خواهند برد.
«پنجه طلايي» اتاق عمل
پروفسور «کاظم عباسيون»، استاد جراحي مغز و اعصاب، که در ميان همکارانش به «پنجه طلايي» شهره است، و کسي که اثبات کرد ايران براستي سرزمين «بوعلي سينا» پرور و«رازي» پروراست، در چهارم اسفندماه سال 1316ه.ش، در يک خانواده بازرگان در شهر تهران پا به عرصه وجود نهاد. وي تحصيلات ابتدايي خود را در دبستان «فردوسي» و متوسطه را در دبيرستان هاي «علميه» و «مروي» به پايان رسانيد.  در بين سال هاي 1335تا1341 دوره پزشکي عمومي خود را در دانشکده پزشکي دانشگاه شيراز طي نموده و پس از يک  سال رزيدنتي در رشته آسيب شناسي عمومي در بيمارستان «نمازي» شيراز، در سال1342 به آمريکا عزيمت کرد و دوره 6ساله تخصصي در جراحي مغز و اعصاب را در بيمارستان و دانشکده پزشکي دانشگاه «جانزهاپکينز»  طي نمود. وي در سال1348 موفق به اخذ بورد تخصصي اين رشته از آمريکا گرديد و در همين سال فعاليت آموزشي خود را با مقام دانشياري در دانشکده پزشکي دانشگاه پهلوي شيراز آغاز نموده و در مدت 4سال تدريس تمام وقت، سرپرستي امور دانشجويان دانشکده پزشکي اين دانشگاه را نيز عهده دار بود. دکتر عباسيون در سال1352 فعاليت علمي خود را به دانشکده پزشکي دانشگاه تهران منتقل نمود و در تجهيز و راه اندازي دانشکده پزشکي داريوش کبير سابق(بيمارستان دکتر شريعتي فعلي تهران) سهم بسزايي داشته و از سال1353 با مقام دانشياري، مسئوليت آموزش بخش جراحي مغز و اعصاب اين مرکز را عهده دار گرديد. حاصل فعاليت وي، آموزش تعدادي از جراحان مغز و اعصاب برجسته کشور مي باشد که تحت نظر وي و ساير اساتيد آن بيمارستان تربيت شده و به عرصه آموزش و درمان کشور وارد شدند.  دکتر «کاظم عباسيون» پس از ترک دانشگاه تهران به سال1365 فعاليت خود را کماکان ادامه داد و به تقويت و تکميل بخش جراحي مغز و اعصاب بيمارستان «آراد» تهران همت گمارد. دکتر عباسيون همواره در امور پژوهشي و تاليف مقالات علمي فعال بوده و همچنين مشوق ساير همکاران(بخصوص در اين رشته تخصصي) بوده است و در زمينه بيماري هاي شايع کشور و منطقه، نظير «کيست هيداتيد»، «بيماري بروسلوز»، «تومورهاي غده  هيپوفيز»، «تومورهاي اوربيت» و «آئوريسم هاي تروماتيک عروق مغزي» بخصوص در مصدومين جنگي، تحقيق و فعاليت داشتند و نتيجه آنها را بصورت کنفرانس هاي متعدد در کنگره هاي ملي و بين المللي ارائه نمود و همچنين متجاوز بر 50مقاله علمي در مجلات طراز اول کشوري و بين المللي به چاپ رسانيدند.  وي از سال1350 عضو انجمن جراحان مغز و اعصاب آمريکا و کنفدراسيون بين المللي جراحان مغز و اعصاب مي باشد و از سال1354 عضو هيات مديره انجمن جراحان مغز و اعصاب ايران بوده اند. دکتر عباسيون از سال1363 عضو جامعه جراحان ايران بوده و طي 10سال گذشته بعنوان عضو هيات مديره جامعه انتخاب شدند. در 8سال گذشته در سمت دبير اجرايي جامعه جراحان ايران در تدوين و تنظيم و اجراي کنگره هاي ساليانه و بازآموزي هاي جراحان کشور نفش بسزايي را ايفا نمودند. سال ها خدمت شايسته در درمان بيماران، فعاليت مداوم در ارتقا» سطح علمي رشته جراحي مغز و اعصاب ايران، تلاش در حل مشکلات پزشکي ايران از طريق خدمت در سازمان نظام پزشکي ايران از نکات برجسته کارنامه حرفه اي وي مي باشد. 
دکتر عباسيون از نگاه همکاران
- دکتر فاضل، رئيس فرهنگستان علوم پزشکي و رئيس جامعه جراحان ايران: «دکتر عباسيون به حق نقش برجسته اي در امر آموزش بر عهده داشتند و تدبير و فعاليت و صميميت ايشان ستودني است. اغلب جراحان اعصاب کشور مستقيم يا غيرمستقيم شاگردان استاد بودند و احترام و قدرشناسي از زحمات اين اساتيد بزرگ بايد زماني که هنوز شاداب و سرشار از زندگي هستند، بصورت رسمي و مستمر انجام شود.»
- دکتر رادمهر، استاد راديولوژي دانشگاه تهران: «هميشه سعي کردم خصوصيت منحصربفرد استاد، يعني تواضع ايشان را بياموزم و به حق آدم مي تواند در وجود ايشان مصداق واقعي درخت، هرچه پربارتر باشد، افتاده تر است را ببيند. استاد نه تنها براي جراحي اعصاب، بلکه براي ديگر رشته ها دست خير و کمک دارند. ايشان براي راديولوژي ايران زحمت بسياري کشيدند.»
گوشه اي از انديشه هاي استاد عباسيون
لذت معنوي کار: «کل معماي بيماران و ارائه توضيحات کافي براي روشن شدن اذهان آنان از لذت بخش ترين ساعات کاري بنده است. به عقيده بنده خروج بيمار راضي از مطب از لذت بالايي برخوردار است. اگرچه من به همان اندازه، از تدريس در کلاس درس يا اطاق عمل هم لذت مي بردم. توصيه ام براي آينده جراحي مغز و اعصاب کشور اينست که دانشگاهيان پژوهش را بيشتر تقويت نمايند و بطور واقع بينانه به موضوع سلول هاي بنيادي در درمان صدمات مغزي تحقيق و تفکر نمايند که به احتمال قوي اساس و آينده درمان را در چند دهه ديگر تشکيل خواهد داد.» 
توصيه به پزشکان جوان و همکاران: «پژوهش را فراموش نکنند. در زمان ما هم محدوديت هاي زيادي براي پژوهش بود. امروز هم بخصوص از نظر بودجه اختصاص يافته به پژوهش مشکلاتي وجود دارد. همواره يک تنه به جنگ امراض بيماران خود نرويد و از همکاري ديگر گروه هاي تخصصي استفاده کنيد که بدون شک براي آسايش فکر خود سرمايه گذاري کرده و بازده بهتري عايد بيمار مي شود. از مقوله نگاه کردن به بيمار بصورت کالا که متاسفانه در جامعه پزشکي ما رخنه کرده است، برحذر باشيد. در صورت مراجعه بيماري که بوسيله همکار ديگري تحت درمان قرار گرفته، پيش از اينکه به قضاوت بنشينيد، خود را بجاي آن جراح گذاشته و حرمت او را حفظ کنيد. سعي نکنيد با سخنان خود موجب خدشه دار شدن رابطه او با بيمار شويد. حفظ قداست پزشکي به هر حال جزو وظايف ماست. من به همکارانم نيز توصيه اي دارم و آن اينکه زير بال و پر رزيدنت هاي جوان خود را بگيريد. طبابت گروهي را توصيه مي کنم. بخصوص براي همکاران جواني که با اساتيد باتجربه کار مي کند با همکاري اين اساتيد، پزشکان جوان از آموزش بعد از دوران رزيدنتي نيز برخوردار خواهند شد. اين  همفکري آرامش خاطر شما را نيز در بروز مشکل تامين مي کند.»
آروزها: «بنيانگذاري و راه اندازي انستيتوي نوروساينس هميشه از آرزوهايم بوده است. در سال55 با کمک پروفسور عاملي طرح مقدماتي داديم اما مدتي بعد انقلاب شد و بعد هم جنگ شروع شد و اين طرح پيگيري نشد. اميدوارم همکاران داخلي اعصاب، جراحي اعصاب و روانپزشکي در آينده اي نه چندان دور به اين آرزو جامه عمل بپوشانند.»
دوران بازنشستگي: از سال65 که دانشگاه تهران را ترک کردم، همواره مشغول تقويت  بخش جراحي اعصاب بيمارستان آراد بودم و اکنون هم تمايل شديد همکاران، مانع بازنشستگي من مي شود. اما اگر چنين فرصتي دست بدهد، به نوشتن مقالاتي از فرآيند درمان هاي انجام شده ام، خواهم پرداخت.»


نسخه چاپي ارسال به دوستان

ارسال نظر
  نام (اختیاری)
  پست الکترونیک(اختیاری)
  آدرس وبسایت یا وبلاگ (اختیاری)
نظرشما
 
    کد امنیتی
 
نظرات خوانندگان
نام : الهام سهل البیع
با درود فراوان بر شما استاد گرامی، جناب دکتر با خواندن مطالب بالا از اینکه ایرانیم و هموطن شما، به خودم میبالم.درضمن از طرحی که مطرح کردید استقبال میکنم امیدوارم که طرح راه اندازی انستیتوی نوروساینس عملی شود وهرگونه کمکی از جانب من بر می آید در خدمتگزاری حاضرم. با تشکر از شما

نام :
دمت گرو


نگاه ويژه
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
ايران زمين
نفت و انرژي
بانك و بيمه
ورزشي
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه
صفحه اصلی - شناسنامه ابتکار - آرشیو ابتکار - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته