جستجو
  نسخه شماره 1061 - 1386/08/21 -   صفحه اصلي
 واقعيت هايي درباره پشت نقاب مرد هزارچهره
 35 سال کلاهبرداري  


سرگذشت مردي باظاهري موجه وآراسته و بي شباهت به آنچه که در پندار مردمان از يک خلافکار و کلاهبردار حرفه اي نقش مي بندد، در هفته هاي اخير يکي از پرونده هاي کيفري عجيب تاريخ قضايي ايران را رقم زده است. اين روزها در ميان بسياري از اخبار روزمره، پرونده مردي که کارآگاهان و کارشناسان قضايي از او به عنوان "مرد هزارچهره" نام مي برند، قلم بسياري از خبرنگاران صفحه حوادث را به سوي خود چرخانده تا ناگفته هايي از صدها کلاهبرداري، اخاذي و جرايم ديگر اين هزارچهره هزاررنگ را بازگو کنند، باشد که افکار عمومي به قلم موي طاووساني چنين خوش خط وخال و خوش رنگ، رنگين نشوند. اين هزارچهره با نام واقعي " حجت الله رئوفيان" ايراني الاصل متولد تالش،   58ساله و مقيم کشور سوئد درحالي از سوي پليس بين المللي به مقام هاي قضايي ايران در روزهاي اخير تحويل شد که پرونده قضايي وي انباشته از کلاهبرداري- هايي است که روش هاي به کار گرفته شده از سوي اين کلاهبردار حرفه اي، مي تواند مدت ها سوژه نويسندگاني چون " آگادا کريستي " و " آلفرد هيچکاک" را تامين کند. سابقه تخلفات مرد هزارچهره به سال هاي دور و قبل از پيروزي انقلاب اسلامي برمي گردد. نخستين مورد تخلف "رئوفي نيا"، زماني از سوي سازمان امنيت واطلاعات کشور(ساواک) در زمان رژيم سابق به ثبت رسيد که وي در سال   1351با قصد اخاذي، خود را درکرمان مسموم و در بيمارستان، خود را فرزند "خلعت بري" وزير امور خارجه وقت، معرفي کرد. وي با اين که در پي اين ادعاي مجرمانه از سوي ساواک دستگير شده بود، در صحنه سازي مشابهي در سال   1352در مسافرخانه اي در شهرکرد، پس از خوردن سم در بيمارستان، خود را "حميدرضا خلعت بري" فرزند وزيرامور خارجه وقت، معرفي کرد. رئوفيان در سال   1353نيز در شهرستان بهبهان با خوردن آب باطري مسموم و به قصد اخاذي در بيمارستان، خود را "عبدالرحيم وليان" فرزند استاندار خراسان معرفي کرده بود. در همين سال، مرد هزارچهره در کلاهبرداري ديگري، خود را فرزند وزير راه و ترابري معرفي کرده بود که در پي اين جعل نام، از سوي ساواک دستگير شد. آخرين تخلف وي قبل از انقلاب در سال  ، 56زماني به وقوع پيوست که وي به هنگام رانندگي درخوزستان مصدوم و خود را خواهرزاده "محمدرضا پهلوي" معرفي کرد که در اين مورد نيز نامبرده دستگير شد. به استناد آنچه که در پرونده مرد هزارچهره به ثبت رسيده، به نظر مي رسد اين کلاهبردار حرفه اي از دگرگوني هايي که در بحبوبه انقلاب و درآستانه تغيير حکومت به وجود آمد نيز بهره هاي شخصي برده است. "رئوفي نيا" در آستانه وقوع انقلاب اسلامي در ايران و زماني که فعاليت گروه هاي مختلف سياسي براي براندازي رژيم پهلوي شدت گرفته بود، همزمان با کلاهبرداري از محيطهاي دولتي با گروه هاي سياسي برانداز(قبل از انقلاب) ارتباط برقرارکرده و باادعاي آگاهي از روند مناسبات درون حکومتي، در ازاي فروش اطلاعات، مبالغ هنگفتي از آنان دريافت مي کرد. براساس آنچه که در پرونده کيفري وي درج شده، اين کلاهبردار در ازاي ارايه اطلاعات به عناصر گروه هاي چپ فعال در استان گيلان(قبل از انقلاب)، مبالغي را دريافت کرده است. وي با وجود چنين ارتباطهايي با آگاهي از وضعيت سياسي ناپايدار موجود، در زمان هاي دستگيري از سوي رژيم وقت، همواره ارتباط خود با گروه هاي سياسي را انکار مي کرد.

در اين راستا در پرونده اين کلاهبردار هزارچهره آمده است " نامبرده با وجود چندين مرحله دستگيري از افشاي همکاري با گروه هاي سياسي خودداري کرده ليکن در سال   56به ارتباط با گروه "حسن ماسالي" اعتراف کرده و محل اختفاي سلاح هاي گروه هاي مذکور در جنگل هاي ماسال را به ساواک اطلاع داده است. رئوفيان که قبل از انقلاب در پي کلاهبرداري هاي فراوان همواره مورد تعقيب پليس قرار مي گرفت و در جريان انقلاب نيز با استفاده از شرايط و جو ناآرام سياسي کشور، جرايم فراواني را در پرونده خود به ثبت رسانده بود، پس از انقلاب نيز کلاهبرداري از اشخاص حقيقي و حقوقي و اعمال مجرمانه خود را در قالب هاي نوين ادامه داد. وي در اين مدت با اغفال کارکنان مراکز مختلفي مانند ادارات کل تربيت بدني و مراکز ورزشي، شهرداري ها و شوراهاي اسلامي شهرها، مراکز درماني و بيمارستان ها، مراکز آموزشي و دانشگاهي، مراکزفرهنگي و هنري، دادگستري ها و اشخاص و مراکز غيردولتي، کلاهبرداري مي کرده است. براساس اطلاعاتي که در پرونده قضايي اين مجرم حرفه اي وجود دارد، وي بعد از انقلاب تا قبل از خروج از کشور هيچ جرم سياسي مرتکب نشد. رئوفي نيا به دنبال کلاهبرداري هاي فراوان در سال   1370در پي جعل اسناد ملک مسکوني تيمسار فراري "عباس تقدس"(مصادره شده از سوي بنياد مستضعفان) و فروش آن، با طرح شکايتي از سوي خريدار دستگيرشد. نامبرده در مراحل پيگيري قضايي موفق به فرار شد و در همان سال از راه مبادي تردد غيرمجاز پس از گذر از چندين کشور، به کشور سوئد رفت و مدارک لازم براي اقامت در اين کشور را گرفت. پس از مدتي نيز همسر و فرزندانش به وي ملحق شدند. مرد هزارچهره که تا آن زمان توانسته بود با چهره سازي هاي مختلف، معبرها و موانع قانوني را پشت سر بگذارد و خود را از مجازات هاي قانوني برهاند، فرسنگ ها دور از کشورش، در چهره يک سرمايه دار و تاجر وطن پرست وميهن دوست، به کلاهبرداري هايش، رنگ و لعابي نو بخشيد. براساس آنچه در پرونده قضايي اين کلاهبردار حرفه اي ثبت شده است،نامبرده در ابتدا به روش تخليه تلفني و با بهره گيري از ساير وسايل ارتباطي،اطلاعات لازم را از اشخاص آگاه و محيطهاي مختلف به دست مي آورد. وي پس ازبه دست آوردن اطلاعات لازم با نام هاي مستعار گوناگون مانند خلعت بري، رامبد، مدني، آگاه، جوادي، سميعي و... در عنوان هايي مانند مديرعاملي کارخانجات ماشين سازي و کاغذسازي اسکانديناوي، مدير بنياد خيريه و... خود را ايراني ثروتمندي که سال ها از وطنش دور بوده، معرفي مي کرد. رئوفي نيا در اين راستا مدعي مي شد به دليل حس وطن دوستي، گرايش هاي ملي گرايانه و علاقه مندي به مردم محروم کشورش، قصد کمک مالي با اهداي ماشين - آلات سنگين دارد. وي به گونه اي زيرکانه در تماس هاي فراوان، مخاطبان خود را با اين توجيه که با توجه به حضور نداشتن وي در ايران، ضروري است براي ترخيص ماشين آلات اهدايي از گمرک هاي کشور، عوارض گمرکي ازسوي مخاطب پرداخت شود،فريب مي داد. ازآنجا که مبلغ تعيين شده از سوي سوژه در مقابل ارزش اقلامي که وي مدعي ارسال آن به مبادي مجاز مرزي بود، ناچيز مي نمود، زمينه تصميم عجولانه مديران کشور را در واريز وجه به حساب صرافاني که از سوي وي انتخاب مي شدند، فراهم مي کرد. همچنين با توجه به هماهنگي هاي لازم ميان صرافان داخل و خارج از کشور و برداشت وجوه به حساب ريخته شده به صورت بهنگام، سوژه در خارج از کشور، مبالغ مورد نظر را دريافت مي کرد. اين کلاهبردار حرفه اي که از هر موقعيتي براي بهره جويي هاي شخصي استفاده مي کرد، گاهي با استفاده از سياست نيز موجبات سرگرمي هاي مجرمانه خود را فراهم مي کرد. بر اساس اطلاعات موجود، وي که قهرمان دو مارتن را در پرونده شخصي خود دارد وتاکنون در بيش از   102مسابقه ماراتن و نيمه ماراتن در خارج از کشور شرکت کرده و موفق به کسب بيش از   22مدال طلا، نقره و برنز وپنج جام قهرماني شده است، پس از اقامت در کشور سوئد در يکي از مسابقات دو ماراتن کشورهاي اسکانديناوي همزمان با قرار گرفتن بر روي سکوي قهرماني، عکس مسعود و مريم رجوي را بالابرده و درراستاي جلب حمايت هاي حقوق بشري در اقدام بعدي جايزه نقدي خود را به گروهک منافقين اهدا کرد. در اين راستا گروهک منافقين نيز از عنوان قهرماني وي استفاده تبليغاتي کرده و "رئوفي نيا" را يک ايراني عضو شوراي به اصطلاح ملي مقاومت و قهرمان دو ماراتن معرفي کرده است. وي پس از مدتي با ارسال نامه اي به رسانه هاي ايرانيان در سوئد ادعا کرده از سوي گروهک منافقين فريب خورده است. براساس اطلاعات موجود، وي اين عمل را در پي ناکام ماندن از بازپس گيري طلب خود از گروهک منافقين انجام داده است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
نگاه ويژه
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
ايران زمين
روزانه
علم و دانشگاه
ورزشي
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه