گوناگون- پايين آمدن و افت «فشارخون» يکي از بيماريهايي است که همه ما به نوعي ممکن است در طول زندگي به آن دچار شويم و متاسفانه در جامعه ما به اين بيماري زياد جدي نگاه نميشود و عموما با خوددرمانيهاي خانگي از آن ميگذرند. در حاليکه پايين آمدن فشارخون يکي از مسائل بسيار جدي است که هر فرد ميتواند بخاطر آن شايد تا پاي مرگ نيز برود، و بعبارتي ديگر بايد کسي که دچار افت فشارخون ميشود، حتما به پزشک متخصص مراجعه کند. در مطلب امروز به بررسي وضعيتهايي که باعث کم شدن حجم خون و پايين آمدن فشارخون ميشود (کم شدن ميزان خوني که توسط قلب پمپاژ ميشود) ميپردازيم؛
-افراد مبتلا به کم آبي خفيف فقط دچار تشنگي و خشکي دهان ميشوند. کم آبي متوسط تا شديد ممکن است موجب فشارخون بسيار پايين شود (که با سرگيجه يا ضعف هنگام بلند شدن از جا همراه است). کم آبي شديد نيز ممکن است منجر به شوک، نارسايي کليه، پريشاني، اسيدوز (وجود اسيد زياد در خون)، کما، و حتي مرگ شود.
-کم آب شدن بدن در ميان بيماران با حالت تهوع و استفراغ و اسهال طولاني مدت متداول است. ميزان قابل توجهي آب در مواقع اسهال و استفراغ از بين ميرود، مخصوصا اگر بيمار براي جايگزين کردن آب از دست رفته، به ميزان کافي از مايعات استفاده نکند. ساير علل کم آب شدن بدن عبارتند از؛ ورزش، عرق کردن، تب، و خستگي ناشي از گرما.
-خونريزي متوسط تا شديد ميتواند به سرعت خون فرد را تخليه کرده و منجر به فشارخون پايين شود. خونريزي ميتواند ناشي از زخم، مشکلات جراحي، يا ناهنجاريهاي معدي رودهاي مثل زخم، تومر يا ديورتيکولوز باشد. گاها خونريزي ميتواند بسيار شديد و سريع باشد (مثلا خونريزي ناشي از پاره شدن عروق) که سريعا موجب شوک و مرگ ميشود.
-التهاب جدي اندامهاي درون بدن مثل پانکره آتيت (التهاب لوزالمعده) نيز ميتواند منجر به فشارخون پايين شود. در پانکره آتيت شديد، مايعات رگهاي خوني را براي وارد شدن به بافتهاي ملتهب دور لوزالمعده و همچنين حفره شکمي ترک ميکنند و حجم خون پايين ميآيد.
پايين آمدن فشارخون به دليل بيماريهاي قلبي
1)ضعيف شدن عضلات قلبي ميتواند منجر به نارسايي قلب شده و ميزان خون پمپاژ شدن توسط آن را کاهش دهد. يکي از دلايل اصلي ضعيف شدن عضلات قلب، مرگ تعداد زيادي از عضلات قلب بخاطر يک حمله قلبي شديد يا تکرار حملات قلبي خفيف است. ساير دلايل ضعيف شدن عضلات قلبي عبارتند از؛ داروهايي که براي قلب سمي باشند، عفونتهاي عضلات قلب توسط ويروسها و بيماريهاي دريچههاي قلبي مثل؛ تنگي آئورت.
2)پريکارديت التهاب پريکارد يا آبشامه قلب است (کيسهاي که اطراف قلب را فراگرفته است). پريکارديت، ميتواند باعث شود که مايعات درون پريکارد جمع شوند و قلب فشرده شود و توانايي آن را براي پمپاژ خون کاهش دهد.
3)انسداد خون ريوي وضعيتي است که در آن يک لخته خون در رگ قطع شده و به سمت قلب حرکت ميکند و در آخر به ريهها ميرسد. يک لخته بزرگ خون ميتواند جريان خون را از ريهها به سمت بطن چپ مسدود کرده و بطور جدي خوني که براي پمپاژ به سمت قلب برميگردد را کاهش دهد. انسداد خون ريوي يک وضعيت اورژانسي بسيار خطرناک به حساب ميآيد.
4)کندي ضربان قلب ميتواند مقدار خون پمپاژ شده توسط قلب را کاهش دهد. ضربان قلب زمان استراحت براي افراد بزرگسال بين 60 تا 100 ضربه در دقيقه ميباشد. کندي ضربان قلب (يعني ضربان قلب استراحت کمتر از 60) هميشه منجر به فشارخون پايين نميشود. درواقع، برخي از ورزشکاران حرفهاي ميتواند ضربان قلب استراحتي بين 40تا50 ضربه در دقيقه داشته باشند بدون اينکه علامتي مشاهده کنند. اما در بسياري از بيماران کندي ضربان قلب ميتواند منجر به پايين آمدن فشارخون، سرگيجه و حتي غش شود. برخي از دلايل کندي ضربان قلب عبارتند از:
الف) سندرم سينوس بيمار: زماني اتفاق ميافتد که سيستم الکتريکي بيمار قلب نتواند پيامها را با سرعت کافي براي حفط ضربان قلب عادي توليد کند.
ب) انسداد قلبي: زماني اتفاق ميافتد که بافتهاي ويژه که جريان الکتريکي را در قلب منتقل ميکنند با حملات قلبي، تصلب شريان، و داروها آسيب ميبينند. انسداد قلبي جلوي برخي از پيامها را گرفته و اجازه رسيدن آنها به قلب را نميدهد و اين مسئله باعث ميشود قلب با سرعت کافي منقبض شود.
ج) مسموميت دارويي: داروهايي مثل ديگوکسين (لانوکسين) يا بتابلاکرها مخصوص فشارخون بالا ميتواند انتقال الکتريکي درون قلب را از لحاظ شيميايي کند کرده و منجر به کند شدن ضربان قلب و فشارخون شود.
5) ضربان قلب بسيار بالا نيز منجر به پايين آمدن فشارخون ميشود. متداولترين نمونه اين وضعيت که منجر به پايين آمدن فشارخون ميشود «فيبريلاسيون دهليزي» ميباشد. «فيبريلاسيون دهليزي» اختلال قلبي است که با ترشحات الکتريکي سريع و نامنظم از عله قلب شناخته ميشود که موجب ميشود بطنهاي قلب بطور نامنظم و سريعي منقبض شوند. بطنهايي که به طور نامنظم و سريع منقبض ميشوند زمان کافي براي پر کردن کامل خون را قبل از هر انقباض ندارند و باوجود ضربان قلب بالاتر، مقدار خون پمپاژ شده کاهش مييابد. ساير ريتمهاي نامنظم قلبي هم ميتوانند منجر به پايين آمدن فشارخون شوند.
داروهايي که باعث پايين آمدن فشارخون ميشوند
1)داروهاي مثل بلاکرهاي شبکه کلسيم، بتابلاکرها و ديگوکسين (لانوکسين) ميتواند سرعت انقباض قلب را پايين بياورند. برخي از افراد سالخورده شديدا به اين داروها حساسيت دارند چون احتمال بيماري قلبي در آنها بيشتر است. در برخي افراد، ضربان قلب ميتواند حتي با مصرف مقدار بسيار کمي از اين داروها به طرز خطرناکي کند شود.
2)داروهايي که براي فشارخون بالا مصرف ميشود (مثل بازدارندههاي ASC، آبلاکرهاي گيرنده نژيوتنسين، بتابلاکرها، بلاکرهاي شبکه کلسيم، و آلفا بلاکرها) هم ميتوانند فشارخون را به طرز شديدي پايين آورده و منجر به فشارخون پايين به ويژه در بين افراد سالخورده شود.
3)قرصهاي ادرارآور مثل فروسميد (لاسيکس) ميتوانند با ايجاد ادرار بيش از حد، حجم خون را پايين بياورند.
4)داروهايي مثل آميتريپتيلين (الاويل) که براي درمان افسردگي، داروهايي مثل؛ لوودوپا، کاريدوپا (سينمت) که براي درمان بيماري پارکينسيون استفاده ميشوند، داروهايي مثل؛ سيلدنافيل (وياگرا)، واردنافيل (لويترا) و تادالافيل (سياليس) که براي بدکاري نعوظ (ناتواني جنسي) مصرف ميشوند وقتي همراه با «نيتروگليسيرين» استفاده شوند موجب پايين آمدن فشارخون ميشوند.
5)موادمخدر و الکل نيز ميتوانند منجر به پايين بودن فشارخون شوند.
ساير عواملي که باعث افت «فشارخون» ميشوند
1)واکنش عصب واگ وضعيتي بسيار متداول است که در آن فردي سالم بطور موقت دچار فشارخون پايين، ضربان قلب پايين و گاها غش ميشود. اين واکنش معمولا با احساساتي مثل ترس يا درد مثل شروع تزريق درون رگي يا ناراحتي معدي رودهاي. واکنشهاي عصب واگ با فعاليت سيستم عصبي غيرارادي بويژه عصب واگ ايجاد ميشود که هورمونهايي ترشح ميکند که قلب را کند کرده و رگهاي خوني را گشاد ميکند. عصب واگ ضربان قلب را کنترل ميکند (آن را کند ميکند). همچنين عملکرد دستگاه گوارش را کنترل ميکند. به همين دليل خيلي افراد با فشار ناشي از حالت تهوع و استفراغ دچار واکنش عصب واگ ميشوند.
2)فشارخون پايين ناشي از وضعيت قرارگيري بدن، افت ناگهاني فشارخون است که زماني اتفاق ميافتد که فرد از حالت نشسته، چمباتمه يا خوابيده ميايستد. وقتي فرد ميايستد، نيروي جادبه باعث ميشود خون وارد رگهاي پا شود به همين دليل خون کمتري براي پمپاژ وارد قلب ميشود و درنتيجه فشارخون پايين ميآيد. بدن با بالا بردن ضربان قلب و باريک کردن رگها براي برگرداندن خون بيشتر به قلب، اتوماتيک وار به افت فشار واکنش ميدهد. در بيماراني که مبتلا به اين نوع افت فشار هستند، اين واکنش جبران کننده اتفاق نميافتد و باعث بروز فشارخون پايين ميشود. اين نوع افت فشار براي همه سنين اتفاق ميافتد اما درميان افراد سالخورده متداولتر است مخصوصا آنها که از داروهاي مخصوص فشارخون بالا يا داروهاي ادرارآور استفاده ميکنند. ساير عوامل اين نوع فشارخون پايين عبارتند از:
کم آب شدن بدن، نارسايي غده فوق کليوي، ديابتي که موجب آسيب رسيدن به اعصاب غيرارادي ميشود، مصرف الکل که به اعصاب غيرارادي آسيب بزند، و برخي سندرمهاي عصبي نادر که به اعصاب غيرارادي صدمه بزند.
3)نوع ديگر فشارخون پايين ناشي از وضعيت بدن معمولا در افراد جوان سالم اتفاق ميافتد. بعد از ايستادنهاي طولاني مدت، ضربان قلب و فشارخون فرد افت ميکند و موجب سرگيجه، حالت تهوع و گاها غش ميشود. در اين افراد، سيستم عصبي غيرارادي به طور اشتباه با هدايت قلب به کندتر شدن و رگها به گشادتر شدن، به ايستادنهاي طولاني واکنش ميدهد.
4) سنکوپ ادراري افت موقتي فشار و از دست دادن هوشياري است که با ادرار کردن اتفاق ميافتد. اين وضعيت معمولا در افراد سالخورده رخ ميدهد و ميتواند به خاطر ترشحات هورمونها توسط اعصاب غيرارادي باشد که فشارخون را پايين ميآورد.
5)نارسايي غده آدرنال، مثلا بخاطر بيماري آديسون، ميتواند فشارخون را پايين بياورد. بيماري «آديسون» اختلالي است که در آن غدد آدرنال تخريب ميشوند. اين غدد تخريب شده ديگر قادر به توليد هورمونهاي آدرنال کافي نيستند (مخصوصا کورتيزول) که براي حفظ عملکردهاي طبيعي بدن لازم است. کورتيزول عملکردهاي زيادي دارد که يکي از آنها حفظ فشارخون و عملکرد قلب است. بيماري آديسون با کاهش وزن، ضعف عضلاني، خستگي، فشارخون پايين و گاهي اوقات تيره شدن پوست همراه است.
6)سپتي سمي (عفونت خون بوسيله ارگانيسمهاي چرکي) عفونت بسيار جدي است که در آن باکتريها (يا ساير ارگانيسمهاي عفوني مثل قارچ ها) وارد خون ميشوند. اين عفونت معمولا از ريهها، مثانه، يا در شکم بخاطر ديورتيکوليت يا سنگ صفرا آغاز ميشود. بعد باکتري وارد خون شده که در آنجا سمومي ترشح ميکند و موجب پايين آمدن فشارخون به طرز وحشت آور و خطرناکي ميشود که معمولا به چند عضو بدن صدمه ميزند.
7)آنافيلاکسي، يک شوک کشنده حساسيتي به داروهايي مثل؛ پنيسيلين، يد درون وريدي که در برخي مطالعات راديولوژي استفاده ميشود، غذاهايي مثل؛ بادام زميني يا نيش زنبور ميباشد. علاوه بر افت شديد فشارخون افراد دچار کهير، خسخس در تنفس، و متورم شدن گلو و تنگي نفس ميشوند. اين شوک با بزرگ شدن رگهاي خوني حاوي خون و فرار آب از خون به سمت بافتها اتفاق ميافتد.