آرش کامراني- سرانجام مهلت ثبت نام نامزدهاي رياست جمهوري به پايان رسيد، هرچند که به دليل برخي نواقص در قوانين انتخابات در همان روزهاي ابتدايي بيش از هزار نفر به وزارت کشور رفته بودند تا با تحويل مدارک مورد نياز ثبت نام نمايند اما علي رغم حدس و گمان ها، تاييد و تکذيب ها، آمدن و رفتن ها در نهايت از ميان نامهايي که از اين جناح و آن گروه مطرح ميشد چهار نفر به عنوان مطرح ترين و اصلي ترين کانديدا براي رقابت در دهمين دوره رياست جمهوري ثبت نام کردند. همواره از ادوار گذشته تا امروز در انتخابات ها و به خصوص انتخابات رياست جمهوري در کنار نامزدهاي اصلي دو جناح سياسي موجود، افراد ديگري نيز پا به عرصه رقابت گذاشته اند که بنا به دليل سوابق مديريتي و... چهره اي شناخته شده و داراي وزن اجتماعي - سياسي هستند اما کانديداي مطلوب و اصلح طيف خود نيستند يا کساني ديگر که علي رغم مطرح بودن نام و سوابقشان مساعي خود را جهت حضوري مستقل به کار مي بندند، اين دسته از نامزدهاي انتخاباتي عموما در انتخابات ها تحت عنوان کانديداي سايه شناخته ميشوند.به طور مثال رضا زواره اي و محمد ري شهري در انتخابات دوم خرداد 76 هر کدام با 772 هزار و 742 هزار راي سوم و چهارم شدند که فاصله بسياري با دو کانديداي اصلي جناههاي سياسي يعني سيد محمد خاتمي و ناطق نوري داشتند. همين طور ميتوان از محسن مهر عليزاده با آرايي بيش از يک ميليون در خرداد 84 نام برد و در انتخابات پيش رو نيز از محسن رضايي و هم چنين با کمي تسامح از مهدي کروبي به عنوان کانديداي سايه براي دو کانديداي اصلي يعني مير حسين موسوي و احمدي نژاد نام برده ميشود. نامزدهايي که به آنها اشاره شد تاثيرات متفاوتي را بر روند انتخابات و شکل گيري نتايج آن مي گذارند، گاهي برخي افراد با حضور در صحنه نماينده قشري مي شوند که بنا به دليل نداشتن نماينده مقبول قصد تحريم انتخابات را دارند و بدين سبب با حضور اين افراد که شايد کانديداي اول و اصلي نباشند اما با ورود به عرصه سبب بالا رفتن مشارکت عمومي مي شوند، با نگاهي به ليست نامزد هاي رياست جمهوري در دور اول رياست جمهوري علي رغم ميل مردم انقلابي به حضور در پاي صندوق هاي راي و آراي بالاي بني صدر، حضور ديگر کانديدها باعث مشارکت حداکثري در آن زمان بود، همانطور که در اين دوره نيز از عبدالله نوري به عنوان کانديدايي که مي توانست طيف قهر کرده از صندوق هاي راي را نسبت به انتخابات حساس کند نام برده مي شد.گاهي تاثير حضور کانديداي سايه در انتخابات باعث شکل گيري تکثر آرا و کشيده شدن انتخابات به دور دوم ميشود، همانطور که در انتخابات سال 84 شاهد آن بوديم، هر طيف با چندين نامزد وارد گود رقابت انتخاباتي شد و به دليل تنوع کانديدها دست مردم براي انتخاب نماينده خود بازتر شد و لذا راي واحد حول کانديدي واحد شکل نگرفت و انتخابات براي اولين بار در تاريخ انقلاب اسلامي به دور دوم کشيده شد، امري که در انتخابات پيش رو نيز با حضور کانديداي سايه و احتمال قريب به يقين عدم شکل گيري اکثريت بالاي پنجاه درصد آرا حول کانديداي واحد بعيد و دور از ذهن نيست.حضور نامزدهاي فرعي گاهي نيز باعث برهم خوردن ائتلاف ها و اجماع ها مي شود، شايد مصداق بارز اين مساله، دبير کل حزب اعتماد ملي باشد که علي رغم حمايت اکثر احزاب، گروهها و نهادهاي مدني اصلاح طلب از ديگر کانديداي اين طيف به عنوان کانديدا ثبت نام کرده و به نوعي از اجماع شکل گرفته عبور نموده است. شکسته شدن اجماع و ائتلاف در ادوار گذشته از جمله شوراي شهر دوم يا مجلس هشتم نيز سبب شکست براي طيف اصلاحات شده بود. البته گاهي حضور اين دست از نامزدها نشانه هايي از بروز اختلافات درون جناحي را همراه خود دارد که شايد در مقاطع ديگر قابل کتمان باشد اما در بزنگاه انتخابات به ناچار آشکار مي گردد، رقابت کروبي - معين در سال 84 که در نهايت و پس از انتخابات به انشعاب کروبي و تاسيس حزب اعتماد ملي منجر شد و امروز رقابت احمدي نژاد -رضايي که نشان دهنده نارضايتي اصولگرايان از روند موجود بوده و البته اين نارضايتي بارها از زبان لاريجاني، ناطق نوري و قاليباف يا ديگر سران جناح اصولگرا شنيده شده است اما در عرصه رقابت انتخاباتي خود را در قالب محسن رضايي مطرح و علني ساخته است.جابجايي شکست و پيروزي يک جناح در انتخابات از ديگر تاثيرات حضور کانديداي سايه به شمار مي رود، به عنوان مثال اگر مهر عليزاده در انتخابات 84 شرکت نداشت، آراي قريب به يک ميليون و دويست و هشتاد و نه هزاري وي مي توانست پيروزي را نصيب اصلاح طلبان نمايد زيرا اختلاف آراي کروبي از احمدي نژاد تنها 600 هزار راي بود. اين مساله و تاکيد بر اجماع و عدم تعدد کانديدا شايد به دليل گريز از شکست هايي است که در واقع با داشتن اکثريت آرا ميدان را به رقيب واگذار مي کند.ناگفته نماند که برخي از کانديداهاي سايه نيز با علم به عدم راي آوري صرفا جهت استفاده از فضاي تبليغات يا بيش از پيش مطرح شدن خود و طيف منسوب به خود در جامعه وارد فضاي انتخابات مي شوند که در ادوار گذشته نيز مصاديق زيادي دارند. بايد گفت گاهي هم اين کانديداي سايه حضور مي يابد تا انتخابات شکل رقابتي به خود بگيرد، امري که در دور پنجم رياست جمهوري شاهد آن بوديم و شيباني ثبت نام کرد تا هاشمي رفسنجاني رقيبي داشته باشد، هرچند که شيباني خودش عنوان کرد به هاشمي راي خواهد داد.به هر حال در اين دوره از انخابات نيز بي شک کانديداي سايه تاثير مستقيمي در شکل گيري نتايج خواهند داشت، اميد است اين حضور و اين مشارکت در پايان به نفع مردم و کشور عزيزمان باشد.