جستجو
  نسخه شماره 1323 - 1387/08/02 - 2 آبان 1387 –23شوال 1429 -23اكتبر 2008 - سال پنجم   صفحه اصلي
 به پايان آمد اين ميلاد حکايت همچنان باقيست  


محمداشعري -سرانجام و پس از نزديک به 11 سال انتظار، برج ميلاد به عنوان نماد توانمندي تلاشگران ايراني و نشانه با شکوه شهري پويا و مدرن، افتتاح شد تا نتيجه سال ها کوشش و هزينه در گوشه اي از پايتخت قد علم کند و به رخ کشيده شود. اما آنچه در هياهوي افتتاح آزمايشي و تبليغات ريز و درشت رسانه اي مغفول ماند و در پرده عظمت يک کار جمعي و ارزشمند گرفتار شد، همان چند کلمه ابتدايي اين متن است...« ;پس از نزديک به 11 سال انتظار...» يعني مفهوم مهمي به نام «زمان» در پروژه هاي عمراني. بياييد اين نکته را بپذيريم که صبر ما مردم  بسيار زياد است! اگرچه در ابتداي يک کار يا يک پروژه، همانند جواني خام، کاسه صبرمان سريع لبريز مي شود و به کنايه زدن مي افتيم، اما به محضي که به وضعيت حاکم عادت کنيم و شرايط موجود را بپذيريم، پاک يادمان مي رود که «زمان» يا همان طلاي زودگذر است که به سرعت از مي رود. نه پيگيري مي کنيم و نه حتي سوالي. نتيجه اين مي شود که پروژه هاي نيمه کاره بسياري در گوشه گوشه شهر يا کشور به چشم مي آيد و ما; بي خيال! اطراف ذهنتان را جست وجو کنيد تا کلي پروژه ناتمام را به خاطر آوريد. اصلا بسياري از اين ناتمام مانده ها به فرهنگ کنايه و لطيفه مان هم راه يافته اند; ببينيد در جمع هاي خودماني، آزادراه تهران   شمال چه حرف با مزه اي محسوب مي شود يا ماجراي اتمام کار مصلاي بزرگ تهران يا تا مدتي قبل، همين سينماي بزرگ آزادي و فلان خط مترو. گاهي آنقدر دور به نظر مي رسند که بايد به شوخي به نوادگان وصيت کرد تا اگر روزگاري شاهدش بودند، يادي از آرزومندان هم بکنند! ولي آنچه نبايد به  تن داد و مديريت فعلي تهران هم خوشبختانه پايبندش نمانده، همين ضرب المثل کاهلانه و چند وجهي است که: «دير و زود دارد اما...» فراهم آوردن امکانات لازم براي هر کار، پيگيري هاي دلسوزانه و مدبرانه، همراه تاکيد بر افت نکردن کيفيت انجام پروژه، منجر به خريدن طلاي گرانقيمتي به نام «زمان» مي شود. حکايتي که در اصول مديريت امروزه، حرف اول را مي زند. از دست دادن وقت و گرفتار آمدن در روزمرگي ها و مشکلات ريز و درشت، آفت بزرگ پروژه هاي بزرگ است. حالا اگر کلاهتان را قاضي کنيد، متوجه مي شويد که علت نصب زمان سنج کنار هر کار نيمه تمام، يادآوري و تذکر هر روزه همين طلاي ناب است به مسئولان پروژه و البته به من و شما که بي تفاوت نباشيم. حتي اگر پروژه اي به تاخير بيفتد و شماره ها معکوس شود و کنايه ها در پي داشته باشد، باز هم ارزشش را دارد. چرا که فکر مي کنم اگر زمان سنج کنار پروژه سينما آزادي يا همين برج ميلاد نبود، همينک «سخن اولي» مي خوانديد درباره لزوم داشتن سينمايي شايسته تهران و يادآوري نمادسازي در پايتخت و آرزوي دست نيافتني پايان اين پروژه ها! اگر اشتباه نکنم، ديگر پروژه نيم بندي از گذشته ها در تهران باقي نمانده. پايان کار تونل رسالت، سينما آزادي و برج ميلاد ميراث دار مديريت زمان است. هرکدام از اين پروژه هاي مشهور، سال ها خاک خورده اند و به امروز رسيده اند. کاش ديگر پروژه اي در تهران نماند که با چنين مقدمه اي آغاز شود که: «سرانجام و پس از سال ها...»
 تکمله: ما آدم هاي عجيبي هستيم; در ابتداي يک پروژه، به غايت کم صبر و در غايت کارها، به شدت صبور.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
صفحه اول
سياسي
ورزشي
جامعه
حوادث
اقتصادي
ايران زمين
نفت و انرژي
بانك و بيمه
گوناگون
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
اصالت نامزد حزبي ، نقطه افتراق با تحزب اسلامي
طالع بيني روزانه