جستجو
  نسخه شماره 1181 - 1387/02/07 -   صفحه اصلي
 واکنش نويسنده «به همين سادگي» به ادعاي سرقت ادبي  

نويسنده فيلمنامه «به همين سادگي» ضمن اظهار بي اطلاعي از ادعاي يک نويسنده در مورد شباهت فيلمنامه اين فيلم با قصه «پرده قرمز»، اظهار داشت: اگر کسي ادعايي دارد، شکايت خود را به شوراي داوري «خانه سينما» ارجاع دهد. «شادمهر راستين» گفت: من از اين قضيه هيچ اطلاعي ندارم و اين موضوع را تازه مي شنوم. با اين وجود اگر هم کسي ادعايي در اين زمينه دارد يا شکايتي از من دارد، بايد اين موضوع را به جاي رسانه اي کردن، به «خانه سينما» ارچاع دهد تا شوراي داوري خانه سينما به اين موضوع رسيدگي کند. گفتني است; در روزهاي اخير در برخي وبلاگ ها و سايت هاي اينترنتي، خبرهايي درمورد شباهت داستان کوتاه «پرده قرمز» نوشته «علي اصغر عزتي پاک» با فيلمنامه «به همين سادگي» منتشر شده است. داستان «پرده قرمز»، در ضمن مجموعه داستان من با عنوان «مي مانم پشت در»، ارديبهشت84 با شخصيت هايي هم نام با فيلمنامه «به همين سادگي» توسط انتشارات «هزاره  ققنوس»، تهران، به چاپ رسيده بود. «عزتي پاک» در وبلاگ خط به خط نوشته است: درونمايه  «به همين سادگي» عين درونمايه اي است که من چند سال پيش آن را دست مايه  نوشتن داستان کوتاه «پرده  قرمز» قرار داد ه ام.(روشن است که اين اتفاق چندان عجيب نيست.) شخصيت هاي اصلي اين داستان، درست مشکلاتي را باهم و با خودشان دارند که شخصيت هاي داستان من دارند. (باز هم اتفاق عادي است.) اما شگفتي از اين جا آغاز مي شود که نام زن فيلم«طاهره» مي شود و نام مردش«امير;» نام هائي که شخصيت هاي داستان من هم دارند! و اين توارد غريب وقتي غريب تر مي شود که به جزئيات مشترک اين دو داستان مي رسيم: ماجراي پنجره و مرد همسايه; انتظار آزارنده طاهره براي آمدن امير; دو کودک دبستاني; تلفن مشغول امير يا صداي زن(در داستان من زن اپراتور، در داستان فيلم منشي زن); خوراکي بردن براي بچه ها(در داستان من سيب، در داستان فيلم شيريني و شير); ماجراي خريد لباس براي امير( در داستان پيژامه، در فيلم پيراهن); ماجراي عکس دوران ماه عسل(در داستان کنار جاده اي خاکي، در فيلم در مشهد)، جالب اين که مردهاي هر دو داستان از اين سفر خاطره  چنداني ندارند! قسمت آرايش طاهره و ورانداز کردن خود جلوي آينه; انداختن ملافه  تازه روي تخت; بهانه تراشي هاي امير براي دير آمدن يا تا پايان نيامدن، و غذاي بي جهت آماده امير و پايان بندي همانند(در آن چه مربوط به طاهره است) و... و من نمي دانم يک داستان کوتاه شش هفت صفحه اي چه بايد به يک فيلم سينمائي بدهد تا نويسنده اش و خودش شايستگي اين را پيدا کنند تا توسط يک کارگردان يا فيلمنامه نويسش ديده شوند و يا اصولا به حساب بيايند؟ و... نمي دانم!»


نسخه چاپي ارسال به دوستان
سرمقاله
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
ايران زمين
نفت و انرژي
بانك و بيمه
ورزشي
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه