جستجو
  نسخه شماره 1179 - 1387/02/04 -   صفحه اصلي
 «نيکي کريمي» و جنجال بر سر ارزش و سليقه 


آزاد جعفري-همايش «سينما و زن» که از طرف انجمن علمي دانشجويان سينماي دانشگاه تهران در تالار شهيدآويني اين دانشگاه برگزار شد از بسياري جهات قابل تامل بود. در بروشور همايش آمده بود که هدف برنامه، پر کردن خلا موضوعاتي در عرصه آموزش آکادميک سينماست که مجال اندکي براي عرضه آنها وجود داشته است. اين شايد منظور اوليه از تشکيل اين همايش بود اما روند برنامه سمت وسوي ديگري به خود گرفت. سمت وسويي «علمي و نظريه پردازانه» در بخش اول و «جنجالي بر سر نوع سينماي مورد پسند و مطلوب» در بخش دوم. مهم ترين قسمت بخش اول سخنراني «شيوا مقانلو» مدرس سينما و ادبيات نمايشي درباره پست فمينيسم و سينما بود. فارغ از بخش سينمايي بحث، در خصوص جريانات فکري حامي حقوق زنان و نگاهي جامع به سير تحولات فکري در اين عرصه و گذار از فمينيسم به پست فمينيسم اطلاعات خوبي ارائه شد و پرسش و پاسخ انتهاي سخنراني هم در آرامش کامل انجام شد. «مقانلو» به سينما که رسيد با تمرکز بر ويژگي خودقربانگري مختص جريان فکري فمينيسم بخش هايي از سه فيلم «جونو»، «بيل را بکش»2 و «زنگ غواصي و پروانه» را که براي نمايش برگزيده بود مورد اشاره قرار داد و به بررسي جنبه هاي زنانه فيلم در ارتباط با پست فمينيسم پرداخت. يکي از پرسش ها اين بود که آيا پست فمينيسم همان بازگشت به سنت نيست؟ «مقانلو» در جواب کتابي معرفي نمود و اظهار داشت اين دو شايد از جنبه روش جاهايي مثل هم باشند اما ديدگاه هاي متفاوت دارند. بخش بعدي تفاوت زيادي با قسمت اول داشت. جمعيت سالن از گنجايش صندلي ها بيشتر شد. فيلم «يک شب» ساخته «نيکي کريمي» به نمايش درآمد و با اقبال تماشاگران هم مواجه نشد. از گوشه و کنار سالن زمزمه هاي اعتراض آميز، تکه پراني ها و مخالفت ها به گوش مي رسيد و خيلي ها اگر ماندند بخاطر گفتگوي پس از فيلم با حضور «نيکي کريمي» و «شادمهر راستين» بود. از همان ابتدا مشخص شد که بحث کاملا يک جانبه است. «نيکي کريمي» که فيلمساز است و طبيعي است مدافع فيلم خودش باشد. مجري برنامه هم فيلم را پسنديده بود و به تعريف و تمجيد پرداخت و ديديم که «شادمهر راستين» هم همين موضع را دارد. اين وسط تنها حضار بودند که مخالف بودند. «شادمهر راستين» بحثي را راجع به اينکه سينما در ايران يا آن شکل قصه گوي مرسوم است يا نوع کيارستمي! خواستار تقسيم بندي منطقي تري شد و در واقع با اين توضيح براي فيلم «يک شب» نوعي استقلال فرمي و فکري قائل شد. پاسخ هايي که به سوالات کتبي داده مي شد قانع کننده نبود. يکي از ميان جمع برخاست تا مخالفتش را حضوري اعلام کند. با تاييد اکثريت شرکت کنندگان و تشويق آن ها پشت تريبون رفت، تا جايي که در توانش بود حرف دل جماعت را زد و با تشويق دوباره جمع هم پايين آمد. بحث، ديگر سر آموزش آکادميک نبود. در تالار شهيدآويني بحث همان دغدغه هايي شد که آويني سال ها قبل در محافل سينمايي مطرح مي کرد. «نيکي کريمي» تقريبا در جواب همه، پاسخش اين بود که سينما و بطور کلي هنر در نگاه او کاملا سليقه اي است و هر کس مي تواند نگاه خودش را داشته باشد و بايد ياد بگيريم نگاه ديگري را هم تجربه کنيم. بحث و نظرهايي سر همين موضوع سليقه مطرح شد اما کسي نگفت که بحث سليقه جدا از ارزش هنري است. گل ممکن است خوشبو باشد ولي هر کسي بويش را نپسندد. اما در مورد گلي که خوشبو نيست ديگر نمي توان سر خوشبو بودن سليقه را مطرح کرد. به نظر مي رسد ارزش هنري همين خوشبو بودن است. معيارهاي خودش را دارد و استادنداردهاي اوليه اي که اگر ناديده گرفته شوند ديگر درباره هيچ اثري نمي شود صحبت کرد. بايد از «نيکي کريمي» پرسيد اگر به اين مبنا اعتقاد دارد سابقه داوري در جشنواره اش را چطور مي تواند توضيح بدهد؟ با اين نظريه مطلق نسبي گرايانه! چطور مي شود درباره فيلم ها داوري کرد؟ جز اينست که هر اثري را برگزينيم اين اشکال به آن وارد مي شود که نگاه مورد پسند خودمان را برگزيده ايم؟ متاسفانه خيلي ها ناآگاهانه سينماي «عباس کيارستمي» را اينطور تفسير مي کنند و به همين خاطر با ناديده گرفتن شباهت هاي فراوان سينماي او به سينماي تماشاگر پسند و در اصطلاح هاليوودي تنها بر تفاوت ها تکيه مي کنند. سينماي کيارستمي اصول اوليه هنري بودن را داراست. جذاب است و بي اعتنا به بيننده نيست. به قول خود کيارستمي او بجاي تاثير آني بر مخاطب تاثير ماندگار بر او را دوست دارد. پس به هر حال مخاطب براي او مهم است. آثار کيارستمي گل هاي خوشبويي هستند که مي توانيم بويشان را نپسنديم اما متاسفانه آن وجه تمايز آثار او از نمونه هاي مشهور به سينماي بدنه که به سليقه مربوط هستند براي بعضي شده معيار اوليه ساخت اثر فارغ از اينکه اصل، رسيدن به مرحله بالايي از توانايي، مهارت و خلاقيت هنري است. به قول «ميشل فرودون:» «اگر ما سعي کنيم مدام سينماي هنري را در تقابل با سينماي تجاري قرار دهيم نخستين قدم را بسوي مرگ سينما برداشته ايم. تمرکز بر شباهت هاي اين دو جريان کلي حاکم بر سينما براي حيات آن ضروري است; و آن هم نيست جز توانايي هاي خلاقانه هنري که هنرمند با رنج و تلاش جسمي، با ذوق و قريحه و با شناخت درست مخاطب مي تواند به آن ها دست پيدا کند و مشکي بسازد که خود ببويد نه آنکه عطار بگويد.»

 


نسخه چاپي ارسال به دوستان
نگاه ويژه
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
ايران زمين
نفت و انرژي
بانك و بيمه
ورزشي
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه