مقدمه: به منظور ايجاد خط مشي هماهنگ و هدف دار مسير توسعه تئاتر کشور و در راستاي تاکيد بيش از پيش بر وجوه اخلاقي و حرفه اي تئاتر، منشور تئاتر کشور به پيشنهاد ستاد برگزاري بيست وششمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر و تاييد امضاکنندگان، به عنوان سند فرادستي تئاتر کشور تدوين شده است.
اصول اوليه: تئاتر از زمان پيدايش انسان همواره همراه او بوده و ضمن پيوندي عميق با فضاي معنوي زندگي بشر و اعتقادات ديني او، در اشکال آييني تجلي يافته است.
1)تئاتر تمرين انديشيدن به منشا حيات، توجه به کرامت خالق و تدبر در چگونه زيستن و مرگ است.
2)تئاتر منشا پرسش هاي بنيادين انسان براي رسيدن به آزادي، عدالت، برادري، اخلاق و خيرانديشي است.
3)تئاتر به شيوه اي هنرمندانه، روح انسان ها را به سوي کمال راهنمايي کرده و به زندگي آن ها اميد، شادي، حس زيبايي شناختي و آرمان خواهي مي بخشد.
4)داشتن امکان اجراي تئاتر و برخورداري از لذت تماشاي آن جز حقوق انسان ها بشمار مي رود. اميد آنکه اين منشور بتواند تئاتر کشور را از زواياي نظري و عملي با تحولي چشم گير روبه رو کرده و به عنوان اولين الگو، سبب ساز تدوين منشور ساير هنرها و سرانجام پديداري «منشور ملي هنر جمهوري اسلامي ايران» شود.
اصول عملي:
1)هنرمندان تئاتر با پيروي از اصول مبتني بر هدف از خلقت انسان و سرنوشت او، که با فکر، ذکر، کار، انتظار و اميد همراه است آثار خويش را خلق مي کنند.
2)هنرمندان تئاتر با انديشه والا و اعمال خير براي سعادت انسان ها کوشيده و در مکان تئاتر حاضر مي شوند، از اين جهت و به واسطه منش آن ها، تئاتر هنري مقدس است.
3)هنرمندان تئاتر با پرهيز از خودخواهي و دنياخواهي به آيينه حقيقت نماي جامعه بدل شده و در اين صورت ميزان سنجش مردم براي رفع ناهنجاري ها و تقويت هنجارها قلمداد مي شوند.
4)ايجاد و اشاعه غرور ملي، عشق به ميهن و ايستادگي در برابر تهاجم فرهنگي دشمنان، جزو معيارهاي اساسي تئاتر کشور است.
5)هنرمندان تئاتر کشور، همچون ساير آحاد ملت، ارزش هاي ديني جامعه را پاس داشته و در جهت اداي دين به مجاهدت شهيدان و ايثارگران سرافراز ايران اسلامي، در چهارچوب سياست هاي فرهنگي نظام گام برمي دارند.
6)تئاتر در ذات خود هنري اخلاق گرا است و هنرمندان تئاتر مي کوشند تا حفظ حرمت هاي اخلاقي جامعه را در آثار خود مورد توجه قرار دهند.
7)تئاتري اصيل کسي است که منافع خانواده بزرگ تئاتر کشور را بر خواسته هاي فردي خود ترجيح مي دهد، زيرا حيات همه اعضاي تئاتر به عزت و سربلندي جامعه تئاتري وابسته است.
8)از نگاه اهالي تئاتر، ميراث آييني تئاتر ايران ارجمند، ارزشمند و پرافتخار بوده و مي بايد در مسير اعتلاي تئاتر ملي و جريان معاصر تئاتر کشور مورد توجه و تاکيد جدي قرار گيرد.
9)آموختن و آموزش دادن در هر سني جزو لاينفک زندگي هنرمندان تئاتر است.
10)پيشکسوتان و استادان تئاتر، نشانه حيات اين هنر در کشور از گذشته تا حال و منشا تجربه هاي معاصر بوده و از مقامي معنوي و قابل احترام برخوردارند.
11)جامعه تئاتري ايران در راستاي پويايي و گسترش خود، مي کوشد تا فضاي باز کار و تلاش را براي کليه اعضا، به ويژه جوانان، فراهم کند.
12)خانواده تئاتر ايران در ارتقاي کمالات معنوي و رفع معضلات مادي يکديگر با حساسيت و روحيه تعاون اهتمام مي ورزند.
13)يکي از راه هاي ماندگاري، تاثيرگذاري و فراگيري تئاتر، گسترش آن در پهنه کشور است و اعضاي خانواده تئاتر با هر موقعيت، شغل و توانايي در اين راستا از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد کرد.
14)ارتباط با ارگان ها، جريان ها و گروه هاي تئاتري در سراسر جهان در جهت مفاد اين منشور جزو اهداف جامعه تئاتري ايران است.