جستجو
  نسخه شماره 1129 - 1386/11/16 -   صفحه اصلي

 چالش آينده در وبلاگ هاي معماري 

اين مجموعه نگاهي است به وبلاگستان فارسي معماري و نيز برترين وبلاگ هاي موجود حوزه معماري و هنر. وبلاگ فضاي رويداد که به ابتکار دو دانشجوي دانشگاه تبريز راه اندازي شد و اينک يک سال از فعاليت مداوم آن مي گذرد، هر ماه به صورت منظم با يادداشت هاي پي در پي بروز رساني شده و با طرح مسائل تازه، هنر معماري را مورد نقد و بررسي قرار مي دهد. وبلاگ فضاي رويداد در مسابقات برترين وبلاگ هاي معماري رتبه سوم را کسب نمود. به بخش هايي از مطالب و ديدگاه هاي شهرسازي الدوز فضلعلي و آرش پوراسماعيل مي پردازيم:
دعوت از معماران خارجي; آري يا نه
حدود 9 سال از اتمام ساخت برج هاي پتروناس مالزي مي گذرد. اين پروژه با چهره آشناي خود در واقع ماحصل يک مسابقه معماري است که توسط دولت مالزي در سال 1991 برگزار گرديد و "سزار پلي" معمار بلند آوازه آمريکايي با ارائه طرحي مبتکرانه، مقام نخست مسابقه را کسب کرد. اما اکنون آن چه که مهم است نقش نمادين اين پروژه معماري در ذهنيت جهانيان است به گونه اي که برج هاي پتروناس را به نماد تکنولوژيک و اقتصادي کشور مالزي مبدل کرده است. چندان عجيب نيست که هر روزه شاهد نمايش نمايي از اين برج ها در تصاوير شبکه هاي مختلف تلويزيوني، مجلات، روزنامه ها و غيره هستيم و حتي از آن به عنوان شاخص توسعه اقتصادي و اجتماعي جنوب شرق آسيا ياد مي شود. اما اين موفقيت براي کشور کوچکي همچون مالزي ميسر نمي شد مگر با برنامه ريزي دقيق و استفاده از تمام پتانسيل هاي جهاني براي يک توسعه همه جانبه که اين نيز با تدبير و فراست دولتمردان اين کشور حاصل شده است.شايد بتوان گفت، امروزه معماري به رسانه اي قدرتمند براي ابراز وجود و معرفي فرهنگ هاي بومي و منطقه اي به جهانيان بدل شده است که اين نيز به نوبه خود تغيير بينش جهاني، کسب قدرت، جذب سرمايه و توسعه را به همراه مي آورد. اگر به معماري به عنوان صنعتي تابع تکنولوژي بنگريم قطعا يک کشور به تنهايي و با تکيه بر نيروي انساني و قدرت تکنولوژيکي خود قادر نيست پروژه هاي بزرگ معماري را مديريت کند و بايد از تمام پتانسيل هاي جهاني براي پيشبرد اهداف خود استفاده کند که اين نيز شامل استفاده از توانمندي معماران بزرگ و تکنولوژي ساخت کشورهاي صنعتي است. در سالهاي اخير کشورهاي آسيايي و اقتصادهاي نوين جنوب شرق آسيا بيشترين بهره را از توانمندي سايرين براي رشد و توسعه خود برده اند. در حيطه معماري مثال هاي زيادي از اين دست وجود دارد همانند دفتر مرکزي بانک هنگ کنگ، برج هاي پتروناس مالزي، ساختمان تلويزيون مرکزي چين CCTV، استاديوم المپيک پکن، پايانه يوکوهاما و... که تماما از معماران بزرگ جهان در طراحي و ساخت آنها استفاده شده است. شايد بتوان گفت اکنون ستارگان بزرگ معماري به مولفه هايي معتبر براي کسب توجه و جلب سرمايه تبديل شده اند. مولفه هايي که نه تنها اعتبار جهاني براي کشور هدف ايجاد مي کنند بلکه باعث ورود تکنولوژيهاي جديد در حيطه ساخت و ساز به آن کشور مي گردند.با چنين پيش فرضي سئوال اين است که چرا تاکنون از چنين پتانسيلي در طراحي و ساخت پروژه  هاي معماري معاصر کشور ما استفاده نشده است؟ واقعيت اين است که مهمترين شاخص در پروژه هاي معماري ما نه کيفيت بلکه به حداقل رساندن هزينه ها بوده است اما آيا نمي توان با برخي از پروژه هاي ملي به گونه اي متفاوت برخورد کرد؟ به نظر نگارنده در کشوري که چنين حجم انبوهي از ساخت و ساز وجود دارد و تکنولوژي ساختماني آن هنوز در بسياري از موارد در حد مبتدي است مي توان با دعوت از معماران معروف جهاني و ارائه برخي از پروژه هاي ملي به آنان نه تنها به گسترش و رشد معماري سرعت بخشيد بلکه تصوير نويني از جامعه ايراني در مجلات، مطبوعات و ساير رسانه هاي جهاني ايجاد کرد.بطور مثال اکنون ورزشگاه هاي هر کشور، آينه تمام عيار توانمندي آن کشور نه تنها در عرصه ورزش بلکه در عرصه معماري، اقتصاد و تکنولوژي است و يا موزه ها که اولين مکان مراجعه هر توريست خارجي براي آشنايي با فرهنگ يک جامعه است و يا پايانه هاي حمل و نقل نظير فرودگاه ها که نقطه آغاز درک توانمندي يک کشور است و مثال هاي بسيار ديگر که در کشور ما هيچ کدام از آنها به صورت جدي مورد توجه قرار نگرفته است. ورزشگاه هاي ما که بيشترين تصاوير از جامعه ايراني را با بازيهاي ورزشي به جهانيان مخابره مي کند، همچنان نماد چهره مخدوش و توسعه نيافته جامعه ايراني است، موزه ها و هتل ها بسيار محدود و مربوط به سالهاي پيش از انقلاب هستند. فرودگاه ها حتي از ترمينال هاي حمل و نقل زميني کشورهاي ديگر هم عقب مانده تر هستند و...نکته اينجاست که به واقع ما حتي اگر بخواهيم از توانمندي کافي براي طراحي و ساخت چنين پروژه هايي با استانداردهاي جهاني برخوردار نيستيم و اين خود لزوم دعوت از معماران و پيمانکاران بزرگ جهاني است. قطعا چنين کاري نيازمند يک عزم ملي در تمامي نهادهاي حکومتي است. بطور مثال مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي، وزارت کشور و وزارت مسکن و شهرسازي مي توانند با بررسي جدي چنين امکاني، کشور را از مواهب آن بهره مند سازند. شايد وقت آن رسيده باشد که درک کنيم براي حضور و بقا» در جامعه جهاني بايد قواعد بازي جهاني را بياموزيم و با مهره هاي موثر وارد ميدان مبارزه شويم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان

ارسال نظر
  نام (اختیاری)
  پست الکترونیک(اختیاری)
  آدرس وبسایت یا وبلاگ (اختیاری)
نظرشما
 
    کد امنیتی
 
نظرات خوانندگان

نگاه ويژه
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
ايران زمين
روزانه
علم و دانش
ورزشي
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه
صفحه اصلی - شناسنامه ابتکار - آرشیو ابتکار - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته