جستجو
  نسخه شماره 951 - 1386/04/14 -   صفحه اصلي

  رفيق کشي با آمپول هوا  

با تاييد حکم اشد مجازات مردي که دوستش را با تزريق مورفين و آمپول هوا قرباني کرد، نفس هايش به شماره افتاد.
در آخرين نشست رسيدگي به اين پرونده که بامداد 23 مرداد 1385 در شعبه 71 دادگاه کيفري تهران به رياست قاضي عزيزمحمدي برگزار شد، صفرخاکي - نماينده دادستان - به تشريح کيفرخواست پرداخت واظهار داشت:"کيارش - ص 32 ساله22 آبان 1384 دوستش محمود  - ن که مهندس صنايع بود را با تزريق مورفين و آمپول هوا کشت."  او ادامه داد: "همان روز همسر محمود به کلانتري 124 قلهک رفت، از ناپديد شدن شوهر 48 ساله اش خبر داد.اين زن گفت صداي تقليدي مردي را شنيده وحدس مي زند محمود ربوده شده است."  اين مقام قضايي افزود: "يک روز پس از شروع تحقيق پليس جنازه مردي زير پل يادگار امام پيدا شد و بازپرس کشيک دادسراي جنايي تهران در جريان جنايت قرار گرفت.با انتقال جنازه به پزشکي قانوني مشخص شد محمود با تزريق مورفين و آمپول هوا از پا درآمده است." 
نماينده دادستان اضافه کرد:"بررسي فهرست رايانه اي تلفن همراه قرباني نشان داد عامل جنايت با اين خط به خانه يک ناشناس زنگ زده است. بدين ترتيب کيارش که از دوستان محمود بود رديابي و دستگير شد. اين متهم طي بازجويي هاي مقدماتي هرگونه دخالت در کشته شدن دوستش را رد کرد اما وقتي با مدرکهاي دادگاه پسند روبرو شد و ماموران از جيب او سه قطعه چک محمود را بيرون کشيدند پرده از راز جنايت برداشت."  صفرخاکي تاکيد کرد:"نظر به اعتراف هاي صريح کيارش و با توجه به اينکه پزشکي قانوني علت مرگ محمود را نارسايي تنفسي ناشي از تزريق مورفين و هوا اعلام کرده او از نظر دادسرا مجرم است و برايش خواستار اشد مجازات هستم."  همسر محمود و سه فرزندش نفرهاي بعدي بودند که در جايگاه اولياي دم قرار گرفتند. همسر قرباني از طرف اميرحسين 6 ساله و دخترش نيوشا که عقب مانده ذهني است براي آدمکش تقاضاي مرگ کرد. 
به گزارش ايسکانيوز، نکيسا - دختر 18 ساله محمود - هم که گريه امانش را بريده بود و به شدت مي لرزيد به کيارش اشاره و عنوان کرد:"اين مرد با بي رحمي پدرم را کشت و بايد کشته شود."  رييس شعبه 71 دادگاه کيفري پايتخت نوبت را به کيارش داد تا به دفاع از خود بپردازد. اين مرد اما منکر کشتن دوستش شد:"من و محمود مدتها با هم رفيق بوديم و هر کجا او گرفتاري داشت سريع به کمکش مي رفتم آن روز با هم قرار گذاشتيم و داخل ماشين در سعادت آباد سرگرم مصرف مواد مخدر شديم آن موقع بود که حال محمود به هم خورد من چند بار بعد از مصرف شيشه بيهوش شده بودم و مي دانستم در اين موقع بايد مورفين تزريق کنم بنابراين فقط به خاطر نجات جان محمود مورفيني را که همراه داشتم به او تزريق کردم; اما ديگر کار از کار گذشته بود!" 
در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي پرسيد چرا سرنگ را حدود 20 جا از بدن او تزريق کردي؟ کيارش پاسخ داد:"رگش را پيدا نمي کردم و بعد از آنکه مطمئن شدم مرده است جنازه اش را کنار يک آمبولانس زير پل صدر گذاشتم و فرار کردم." بنابر اين گزارش، رييس دادگاه سوال کرد چرا محمود را به بيمارستان نبردي؟ که پاسخ شنيد: "من در آن شرايط فقط به فکر آبرويم بودم. اگر خانواده هايمان مي فهميدند که من و محمود شيشه مصرف مي کنيم آبرويمان مي رفت." کيارش درباره چک هاي مکشوفه از جيبش نيز توضيح داد: "آنها را سه سال قبل از محمود گرفته بودم و ربطي به آن روز نداشت. باز هم مي گويم من و محمود با هم رفيق بوديم و هيچ انگيزه اي براي کشتن او نداشتم." با پايان دفاعيه مجرم 32 ساله، رييس شعبه 71 دادگاه کيفري تهران و 4 مستشارش وارد شور شدند و براي کيارش حکم مرگ صادر کردند.اين حکم ديروز در شعبه 33 ديوان عالي کشور تاييد شد و بدين ترتيب نفس هاي رفيق کش به شماره افتاد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان

ارسال نظر
  نام (اختیاری)
  پست الکترونیک(اختیاری)
  آدرس وبسایت یا وبلاگ (اختیاری)
نظرشما
 
    کد امنیتی
 
نظرات خوانندگان

نگاه ويژه
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
شهرستان
ورزشي
انديشه و معارف
وبلاگستان
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه
صفحه اصلی - شناسنامه ابتکار - آرشیو ابتکار - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته