جستجو
  نسخه شماره 1258 - 1387/05/13 - 13 مرداد 1387 – 1 شعبان 1429 - 3 آگوست 2008 - سال پنجم   صفحه اصلي

خبرستان


چهره ها


آخرين توضيحات «فرامرز فرازمند» درباره «سنتوري»


در ادبيات داستاني فرم گرايي افراطي نداريم


نفوذ رطوبت به آثار گنجينه موزه هنرهاي معاصر!

«مرگ تدريجي يک رويا» از زبان «دانيال حکيمي»;
تضاد مدرنيته و سنت پيشبرنده داستان است


 خبرستان 

-رساله  «توحيد و نفي عبوديت غيرخدا» تاليف مقام معظم رهبري به همت رايزني فرهنگي ايران در برلين به زبان آلماني ترجمه شد.
-کتاب «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» از سوي رايزني فرهنگي ايران به زبان چيني ترجمه و منتشر شد.
-نمايشنامه «مگس ها» اثر «ژان پل سارتر» با ترجمه «مهدي روشن زاده» منتشر مي شود.
-محمد درمنش، در نخستين پاسخ به توقيف رسمي فيلم ماه وش و عدم صدور پروانه نمايش سينمايي از جانب شوراي اکران وزارت فرهنگ و ارشاد، طي نامه اي به محمود اربابي استعفا» خود را بعنوان عضو» شوراي پروانه ساخت و نمايش فيلم هاي ويدئويي اعلام کرد.
-به همراه انتشار مجموعه  مقاله ها، دو مجموعه  شعر «پاره هاي عاشقي» و «يک مهتابي ديگر با تو فاصله دارم» از «محمود معتقدي» منتشر شدند.
-نخستين جشنواره سراسري آموزشگاه هاي سينمايي با دبيري «امين تارخ»، ارديبهشت ماه سال آينده در تهران برگزار مي شود.


 چهره ها 

«شفيعي جم» و دنياي کارگرداني
«رضا شفيعي جم»، بازيگر سينما و تلويزيون نيز قصد دارد وارد حوزه کارگرداني شود. «شفيعي جم» در اين باره گفته: يک فيلم تلويزيوني 90دقيقه اي دارم که شايد نسخه اي سينمايي نيز از آن تهيه شود. او که در يک برنامه تلويزيوني سخن مي گفته، اضافه کرده: مدتي مي خواهم پشت صحنه باشم و بازيگري نکنم و تصميم دارم وقت خود را صرف کارگرداني اين فيلم کنم. وي در ادامه افزوده: اميدوارم کار توليدي ام خوب باشد ومردم را راضي کنم. گفتني است; «رضا شفيعي جم» هم اکنون درحال بازي در فيلم «چارچنگولي» به کارگرداني «سعيد سهيلي» مي باشد.


نامواره «اکتاويو پاز» بر ديوار مجلس سناي مکزيک
مجلس سناي مکزيک با هدف تجليل از «اکتاويو پاز» شاعر سرشناس کشورش، تابلويي طلايي را که نام شاعر روي آن حک شده بر ديوار اين مجلس آويخت. در مراسم تجليل از «پاز» که در مجلس سناي مکزيک و با حضور «ماريو ژوزه پاز» همسر اين شاعر فقيد برگزار شد، سناتور «فرانسيسکو آرويو» با ابراز خرسندي از نصب تابلوي فوق در مجلس سنا گفت: ما به اين شاعر ديني داشتيم و امروز دين خود را نسبت به او ادا مي کنيم. نصب نامواره «اکتاويو پاز» بر ديواره مجلس همواره يادآور اينست که در عرصه سياست نبايد از انديشه ها و آثار روشنفکران و روشنگران جامعه خود غافل ماند. گفتني است، چندي پيش و با اعلام برنامه هاي تجليل از «پاز»، اتاق نمايندگان حاضر در مجلس سنا با نصب اين نامواره مخالفت کرد ولي با پيگيري هاي کميسيون فرهنگي سنا اين اقدام انجام شد.


«وودي آلن» و يک کمدي سياه
«وودي آلن» در جديدترين پروژه سينمايي اش با حضور «لاري ديويد» فيلم کمدي «هرکاري پيش بياد» را مي سازد. اين فيلم براي نمايش در اوايل سال 2009 ميلادي آماده خواهد شد. در اين فيلم کمدي عاشقانه بازيگراني چون «هنري کاويل»، «پاتريشيا کلارکسون»، «کريستين جوهانسون» و «ميشل مک کين» به ايفاي نقش خواهند پرداخت. فيلم نامه «هرکاري پيش بياد» توسط خود «وودي آلن» به نگارش درمي آيد; اما داستان آن هنوز فاش نشده است. «وودي آلن» جديدترين فيلم اش را يک اثر متفاوت دانسته و آن را يک «کمدي سياه» خوانده است.


 آخرين توضيحات «فرامرز فرازمند» درباره «سنتوري»  


«فرامرز فرازمند» در متن نامه اي توضيحاتي را درباره  جوابيه روابط عمومي معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، پس از حکم ديوان عدالت اداري درباره  فيلم «سنتوري» ارايه کرد. اين تهيه کننده سينما در بخشي از اين نامه، آورده است: « همه  کساني که مرا مي شناسند، مي دانند که يک فعال حوزه تجارت و توليد هستم و اساسا همين توليدي بودن هنر، مرا به اين حرفه محترم و زيبا و مانا وارد ساخت. با اين تفاوت که محصول نهايي يک توليد سينمايي عرضه فکر و انديشه  و تقديم بي واسطه  و مستقيم آن فکر به جامعه، لذتي به مراتب بيشتر از ساير توليدات خشن و بي روح صنعتي دارد، زيراکه سينما با روح انسان ها ارتباط دارد. از دل بر مي آيد و به ژرفاي قلوب انسان ها نفوذ مي کند و فرهنگ ساز است.» او در ادامه اعتقادش را اينگونه مطرح کرده است: «آنچه مرا به تحرير اين سطور واداشت، اتهامات ناروايي است که به اينجانب وارد ساخته اند وگرنه، مرا چه به اين نامه نگاري ها، که با حرفه ام سازگار نيست.»
فرموده ايد: «خسارت بي اعتباري، اقدامات غيرقانوني و تنش در فضاي سينما و فرهنگ کشور را چه کسي خواهد داد.» متاسفانه شما به جهت سابقه  طولاني مديريت در سيستم اداري، عادت کرده ايد تا مراجعان را مدت ها سرگردان و بلاتکليف بگذاريد بدون آنکه پاسخ گو باشيد. در نتيجه جايگاه و نقش بخش خصوصي تابع وزارتخانه را ناديده مي انگاريد. در حالي که به استناد چندين درخواست و نامه  مکتوب خواستار ملاقات با معاونت سينمايي و مقام وزارت شديم تا بتوانيم به تعاملي اصولي دست يابيم. ولي عاقبت ما را به اداره کل نظارت و ارزشيابي ارجاع کرديد. درحالي که وقوف کامل داشتيد آن اداره کل کارايي لازمه، در حل مشکل را ندارد، پس مسئوليت ارجاع کرديد. درحالي که وضعيت موجود را فقط بايد در حوزه  معاونت سينمايي جستجو کرد.» او در بخشي از اين نامه با اين عنوان که «ما را متهم به خروج غيرقانوني فيلم سنتوري درخارج از کشور و آمريکا کرده ايد»! اضافه کرده است: «فيلم «سنتوري» با مجوز اداره کل نظارت و ارزشيابي آن معاونت، در بخش بين الملل جشنواره  فيلم فجر نمايش داده شد و همانند ديگر فيلم ها به جشنواره ها ارسال شد و پس از دريافت پروانه  نمايش، نسخه DVD آن را جهت جشنواره ها و دانشگاه هاي خارج کشور ارسال شد. اين موارد همه مستند هستند و مدارک آن موجود است. اينجانب همواره تابع ضوابط و قوانيم کشورم بوده ام و خواهم بود.» او در بند سوم نامه اش با اين عنوان که «مرا متهم به پرکردن حساب هاي بانکي ام به قيمت صدمه زدن به بدنه  فرهنگ و هنر کشور...کرده ايد.» آورده: «سابقه  اينجانب بعنوان تهيه کننده آثاري چون «ليلا»، «درخت گلابي»، «ميکس» که همگي از جشنواره مورد تاييد شما جوايز بسياري دريافت کرده است، نشان مي دهد که تا چه اندازه درصدد پرکردن حساب بانکي ام بوده ام؟ کداميک از اين فيلم ها جنبه تجارتي داشته اند؟ و سود حاصل از آنها چه مبلغ بوده است؟ اما تحت شرايط ناشي از پيچيدگي هاي مسئوليت معاونت امور سينمايي ناگزير تناقض گويي را سبب شده است. حساب مرا از آقاي مهرجويي جدا مي سازيد، در حالي که فيلمي به کارگرداني مهرجويي را توقيف کرده ايد و حال مرا سد راه تعاملشان با ايشان معرفي مي سازيد؟! مگر نمي دانيد آقاي داريوش مهرجويي دراين فيلم شريک اينجانب هستند و هرسود احتمالي شامل حال ايشان هم مي شود؟»! در بخش چهارم اين نامه با يادآوري جمله  جوابيه  روابط عمومي معاونت سينمايي «خسارت  فيلمي را مي پردازيد که بخش قابل توجهي از هزينه هاي آن را بنياد سينمايي فارابي و دفتر پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پرداخت کرده است و...» در چند بند توضيح داده است، «الف: سازمان پيشگيري از مواد مخدر که زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار دارد پس از خواندن فيلمنامه و تصويب متن آن، به اين فيلم وام داده است (که البته 30درصد آن را پرداخت کرده) اين وام شامل موارد مشابه نيز شده وامتياز خاصي نسبت به اينجانب و يا آقاي مهرجويي محسوب نمي شود.
ب) اين خود ثابت مي کند که متن فيلمنامه در دومرحله، هم در اداره کل نظرات و ارزشيابي و هم در سازمان پيشگيري از مواد مخدر تصويب شده و کنترل هاي لازمه نسبت به آن بيش از ديگر فيلمنامه ها به عمل آمده است.
ج) پرداخت وام بنياد سينمايي فارابي به اين فيلم حکايت از ارزش فرهنگي آن دارد، چرا که اگر جز اين بود به آن وام تعلق نمي گرفت.
د) ما موظفيم بعنوان تهيه کننده فيلمنامه اي را که آن معاونت بعد از بررسي هاي مختلف درست تشخيص داده و مجوز داده است را بعنوان مجوز جمهوري اسلامي تلقي کنيم و با بهترين امکانات و عوامل سينما جلوي دوربين ببريم و اگر فيلم بد ساخته شده و يا قصوري در توليد و عوامل آن بوده است اين سهل انگاري به عهده ماست ولي اگر متن آن ايرادي دارد و اساس تفکرات شما را بهم ريخته است و تنش درحوزه  فرهنگ وهنر ايجاد کرده است و خسارت آن را نيز شما بايد بپردازيد.
ه) نهايتا همه مي دانند که وام ها تا دينار آخر بازپرداخت مي گردند. لااقل درمورد من چنين بوده است. فرازمند در پنجمين پخش مطالب خود در اين نامه ابراز عقيده کرده است: «اگر قصوري بوده از سوي اداره کل نظارت و ارزشيابي و يا معاونت سينمايي صورت گرفته است شما که به توليد فيلمي به کارگرداني، کارگردان ارزشمندي چون داريوش مهرجويي مساعدت کرده ايد وظيفه داشتيد تا فيلم را درحين توليد به دقت بررسي مي کرديد. در آن صورت مواردي که به نظرتان مشکوک مي رسيد را با کارگردان مطرح مي ساختيد و مسلما به راه حلي مرضي الطرفين نائل مي گشتيد.» همچنين در ششمين بخش با اشاره به اين که «فرموده ايد: اينجانب قدرت درک نقش تهيه کننده را ندارم»، توضيح داده است: «چنين حرفي زيبنده شان مقام معاونت امور سينمايي کشور جمهوري اسلامي ايران نيست و در تضاد و تقابل با تمام شعارهاي ارزشي، اخلاقي قرار دارد. مگر ما چه کرده ايم؟ جز تلاش براي احقاق حقوق پايمال شده خود با رعايت قوانين قضايي کشور. چرا مي خواهيد مرا بعنوان فردي درمقابل نظام و فرصت طلب و سودجو و نهايتا بري از آرمان هاي انساني، فرهنگي و اجتماعي جلوه دهيد؟! که اين اتهام خود قابل پيگيري است.» به گزارش ايسنا، اين تهيه کننده  سينما در هفتمين و آخرين بخش با بيان «کلام آخر اينکه...» تاکيده کرده است: «همه  ما بايد از اينکه در نظام جمهوري اسلامي، يک فرد بدون وابستگي سياسي و يا رانتي، توانسته و مي تواند، ازطريق قانوني و پيگيري قضايي ولو از يک دستگاه دولتي، حق مادي و معنوي اش را استيفا کند، احساس غرور و سربلندي نمايند. تاثير اقدام قانوني اينجانب و نتيجه  حاصل از آن، در اعتباربخشيدن به روند اجراي عدالت در حوزه  قضايي نظام، ارزشش به مراتب بيشتر از محکوم شدن يک معاونت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است که بخاطر بي دقتي دچار خطا شده است.»


 در ادبيات داستاني فرم گرايي افراطي نداريم 

«عبدالعلي دستغيب» معتقد است: نويسندگان ما هنوز تجربه  ايجاد فرم تازه اي را نداشته اند و همواره متاثر از فرم داستان نويسان غرب، کار خود را دنبال کرده اند. اين منتقد ادبي، در ارزيابي وضعيت داستان نويسي در دهه80، عنوان مي کند: مشکل اول، مشکل خواننده است. تيراژ  انتشار کتاب ها خيلي کم است و به توقعات ناشران و نويسندگان جواب نمي دهد. در کشور ما که نزديک 70ميليون جمعيت دارد، شمارگان کتاب خوب، اگر بطور مطلوب به فروش برسد، از هزار و دوهزار تجاوز نمي کند، که اين از لحاظ فرهنگي و هنري خيلي آسيب رسان است. بعد هم تعداد خوانندگان از اين کم تر است. چهل، پنجاه سال پيش کتاب خوب بيش تر از هزارتا چاپ نمي شد; اما شايد بيش از ده تا بيست هزار نفر آن را دست به دست مي کردند. او در ادامه يادآور مي شود: اين در حاليست  که امروز به واسطه  مشکلات اقتصادي، کتاب کم تر به فروش مي رود، کم تر خوانده مي شود و کم تر هم به بحث و نقد گذاشته مي شود و اين باعث دلسردي نويسنده مي شود. نويسنده  «در آينه  نقد» تصريح مي کند: مشکل ديگر، مشکل مميزي است; چون در داستان، توجه داستان نويس به جزييات است و مي دانيم که نوشتن جزييات، از نظري مشکل ساز است. فرض کنيد نويسنده، کارمند اداره  خاطي را روي صحنه بياورد; در بررسي کتاب به بهانه  اين که به کل آن تاسيسات اداري حمله و انتقاد شده است، به نويسنده مي گويند اين قسمت را حذف کنيد; در نتيجه، ميدان عمل او بسيار محدود است. «دستغيب» مشکل ديگر را به نويسنده مربوط دانست و افزود: نويسندگان ما هنوز غالبا نتوانسته اند فرم تازه  که خيلي تازگي داشته باشد، بوجود بياورند و فرم هاي داستان نويسان ما در داستان نويسي، مدت ها پيش، ساختار و فرم کارهاي «فاکنر» و «همينگوي» بود. مدتي بعد عده اي کوشيدند به فرم «آلن رب گريه» داستان بنويسند و الآن فرم هاي پست مدرن و نويسندگان چند دهه  اخير، سرمشق نويسندان ما هستند. البته اگر اين مشکلات رفع شود، با استعدادي که نويسندگان ما، بويژه نويسندگان زن ما، دارند، آثار بهتري در ابيات فارسي خواهيم داشت. او در ادامه خاطرنشان مي کند: من فر م گرايي افراطي در ادبيات داستاني نمي بينم و آن چه هست، برگزيده است; چون کار خيلي مشکل است و ناشر هم چنين کتابي را چاپ نمي کند که فرم گرايي افراطي باشد. آن چه فرم گرايي افراطي مي گويند، فرم هاي جديد است. ديگر در دنيا به آن فرم هاي قديمي مانند «کليدر» محمود دولت آبادي، «درخت انجير معابد» احمد محمود و به شيوه هاي صادق چوبک و ابراهيم گلستان نمي نويسند، که آ ن ها مال قرن بيستم بود. اما از نيمه  دوم قرن بيستم به بعد، فرم هاي تازه اي در ادبيات پديد آمده، که يکي از آن ها، فرم مدور است; يعني از يک  جايي شروع مي شود و پايانش دوباره به آغازش ارجاع داده مي شود، که در کارهاي «بورخس» هم اين ديده مي شود و در ادبيات دهه 80 هم رواج پيدا کرد. يکي از نويسندگاني که به اين سبک نوشت، «محمدرضا کاتب» است، که يک سري آثار خيلي  خوب به وجود آورده است. وي همچنين به ايسنا مي گويد: موضوعات را نمي شود از فرم کار جدا دانست; ديگر مانند پند و اندرز نيست که گاهي بصورت نثر و گاهي بصورت شعر بيان مي شود. فرم همان محتواست و محتوا همان فرم. موتيفي که در بسياري از آثار اين دهه تکرار شد، درباره  زن و رابطه  زن و مرد است. همچنين درباره  شهر است و شهرونداني که در فضاي بسته و محصوري بسر مي برند و مي خواهند راه خروجي از اين بن بست پيدا کنند. نمونه هاي خوبي از اين گونه  آثار، کتاب ناباکوف است به نام «دعوت به مراسم گردن زني.» در قديم فکر مي کردند محتوا مانند لوبياست و قالب و فرم مانند کيسه، که اين لوبيا را در کيسه بريزند. ممکن هم هست برخي داستان ها اخلاقي و پند و اندرز باشند و آن چنان پيوند ارگانيک داشته باشند که از فرم جداناشدني باشند. تازگي آن موتيف هاي زندگاني که در لحظه هاي عمر تکرار مي شوند، گاهي برجستگي خاصي پيدا مي کنند و در همين موتيف ها، شکل تازه مي يابند; مانند «به سوي فانوس دريايي» ويرجينيا وولف.


 نفوذ رطوبت به آثار گنجينه موزه هنرهاي معاصر! 

رطوبت هواي موزه هنرهاي معاصر تهران باعث آسيب ديدن تابلوها شده است. «عزت ا... بيداريان»، خوشنويس کشورمان با بيان اين مطلب خاطرنشان کرد: سازمان صنايع دستي و گردشگري در گذشته، پروانه توليد و کارت صنايع دستي و يکسري تسهيلات از جمله وام، تخفيف حق بيمه و معافيت هاي مالياتي به هنرمندان خوشنويسي ارائه مي کرد ولي در حال حاضر خوشنويسي را جز» صنايع دستي نمي داند. وي افزود: سازمان صنايع دستي و گردشگري بايد بداند خوشنويسي نيز همانند مينياتور جز» آثار دستي است و بهتر است که تحت حمايت سازمان صنايع دستي و گردشگري باشد و انجمن خوشنويسان به علت کم تجربگي بهتر است متولي آموزش خط و خوشنويسي باشد. وي در خصوص آثار ارائه شده خوشنويسي در گنجينه موزه هنرهاي معاصر تهران اظهار داشت: تا به حال نمايشگاهي برگزار نشده بود تا آثار قدما در کنار هم ديده شود و آثار اين نمايشگاه بصورت تخصصي در زمينه خط نستعليق و شکسته بود و با ارائه آثار اساتيد معاصر در اين نمايشگاه براحتي مي توان به مقايسه تغيير و تحول کار اساتيد قديم و معاصر پرداخت، از ويژگي هاي ممتاز اين نمايشگاه جنبه رقابتي آن است. «بيداريان» در انتقاد به عملکرد موزه هنرهاي معاصر تهران بيان داشت: رطوبت موجود در گالري هاي موزه هنرهاي معاصر تهران باعث آسيب ديدن آثار شده و تابلوها بر اثر رطوبت و شرايط نامطلوب نگهداري، موج دار شده اند و اين شرايط براي بازديد کنندگان تابلوها نيز غيرقابل تحمل و خسته کننده است. «بيداريان» در خصوص هنرجويان جوان نيز به ايسکانيوز گفت: تعداد هنرجوياني که در انجمن هاي خوشنويسي ثبت نام مي کنند پايين است و لازمه راغب شدن افراد به شرکت در کلاس هاي خوشنويسي، حمايت دولت است که با خريداري آثار و برپايي مسابقات و يا دادن جايزه به اين جوانان، تحقق مي يابد زيرا با وجود تلاش هنرجوي جوان و قراردادن وقت براي تمرين و ارائه يک تابلوي زيباي خوشنويسي، افراد با توجه به مسائل اقتصادي توانايي براي خريد کارهاي اصل را ندارند و اين رويه به فروخته نشدن آثار و سرخوردگي آنان مي انجامد.


  «مرگ تدريجي يک رويا» از زبان «دانيال حکيمي»;
 تضاد مدرنيته و سنت پيشبرنده داستان است 

فرهنگ و هنر-«دانيال حکيمي»، بازيگري را از تئاتر آغاز و پله پله مراحل پيشرفت را طي کرد. طي سال ها بازي در مجموعه  هاي مختلف تلويزيوني، تجربه بازي در نقش ها و تيپ هاي مختلف را تجربه کرد. از او هم اکنون دو مجموعه «ترانه مادري» به  کارگرداني «حسين سهيلي زاده» و «مرگ تدريجي يک رويا» به کارگرداني «فريدون جيراني» در حال پخش است. «دانيال  حکيمي» در اين دو مجموعه دو بازي کاملا متفاوت را از خود ارائه داده است. در مجموعه اول، نقشي منفي را  برعهده دارد ولي در دومي نقشي مثبت و درون گرا را برعهده دارد. به اين بهانه ايراسان پاي حرف هاي او نشسته که در پي مي آيد:
-شما کار خود را از تئاتر آغاز کرديد. چقدر تجربه ساليان حضورتان در عرصه تئاتر به بازي هايتان  در تصوير کمک کرده است؟
يکي از نکاتي که هميشه به آن افتخار مي کنم و به آن مي بالم شروع فعاليتم بعنوان بازيگر از تئاتر است. وقتي  شما بعنوان بازيگر کارتان را از تئاتر شروع مي کنيد، مدام درحال تغيير و تحول و کار بر روي خود هستيد.  بازيگر تئاتر علاوه بر ارتباط زنده با مخاطب، بايد هميشه از آمادگي کافي براي اجراها برخوردار باشد. اين  تمرين و ممارست مداوم براي بازيگري که حالا مي خواهد در عرصه تصوير فعاليت کند، بسيار مثمر ثمر است.  کلنجار رفتن با آثار فاخر دنيا، از بازيگر تئاتر شخصي را مي سازد که در برخورد با فيلمنامه هاي رئاليستي مي  تواند، تحليل جامع و درستي از شخصيت ارائه دهد. 
-يعني اعتقاد داريد بازيگري که پيشنيه تئاتري ندارد، در نقش آفريني اش دچار مشکل بيشتري نسبت به  بازيگري با پيشنيه تئاتري مي شود؟
ببينيد، منظورم اين نيست. من اعتقاد دارم، اين وادي مي تواند به بازيگر کمک بيشتري به بازيگر بکند. حال آنکه  ما الان هم بازيگراني را داريم که سابقه تئاتري ندارند اما خيلي خوب و مسلط به ايفاي نقش هايشان مي پردازند.
-اگر موافق باشيد برويم سراغ مجموعه «مرگ تدريجي يک رويا» و نقش شما در اين سريال، چه شد  که بازي در نقش «حامد» (استاد دانشگاه) را پذيرفتيد؟
وقتي فيلمنامه را به من دادند و آن را خواندم. اولين چيزي که از شخصيت حامد من را جذب کرد اين دوگانه بودن  و مردد بودن اين شخصيت بود. حامد استاد دانشگاهي ست که بسيار منطقي و روشن با جرياني به نام مدرنيته  برخورد مي کند، اما چون در يک خانواده سنتي بزرگ شده، نگاهش گاهي دچار تشتت و تضاد مي شود. او  حتي در برخورد با همسرش هم دچار اين نوسان است. اتفاقا همين عامل يکي از عوامل اصلي پيشبرنده داستان  است، چون حامد مي داند که موفقيت همسرش و رفتن او به خارج يک واقعيت است، اما نمي داند چگونه با اين  پديده برخورد کند. اگر هم به زعم خود برخورد مي کند، برخوردش سنتي است. 
-براي رسيدن به نقش حامد به نظر مي رسد بيشتر از داشته هاي قبلي تان استفاده کرده ايد تا به سراغ  پديده هاي بيروني برويد؟
تا حدي با صحبت تان موافقم. اما نکاتي درباره شخصيت حامد بود که نياز به ديدن و تحقيق داشت. مثلا يکي از  اين نکات روش تدريس يک استاد دانشگاه و گفته هايي بود که حامد درباره آنها صحبت مي کرد. چون حامد  شخصيتي است که به ادبيات داستاني ايران تسلط خوبي دارد، بايد بعنوان بازيگر اطلاعات خود را در اين زمينه  افزايش مي دادم. در طول پيش توليد و هنگام فيلمبرداري تعداد زيادي داستان کوتاه و بلند را که فکر مي کردم به  بازيم کمک مي کند، مي خواندم. حال اينکه چقدر در القاي شخصيت يک استاد دانشگاه موفق بوده ام، نمي دانم. 
-آيا هم اکنون که مجموعه درحال پخش است از بازي تان خودتان رضايت داريد؟
من هيچگاه درباره خوب يا بد بودن بازي خودم نظر نمي دهم. بيشتر خودم را نقد مي کنم و مثلا مي گويم اگر اين  صحنه را اين جوري بازي مي کردم، بهتر بود. ولي در برخوردي که با مردم در کوچه و خيابان دارم، فکر مي  کنم تا حدي در ايفاي نقش حامد موفق بوده ام. 
-از شما درحال حاضر مجموعه «ترانه مادري» هم در حال پخش است. آيا اين تفاوت در انتخاب نقش ها  را دوست داريد و يا اين امر کاملا اتفاقي است؟
اتفاقي نيست، زيرا يکي از نکاتي که هميشه برايم جذاب بوده، ايفاي نقش هايي است که تا به حال بازي نکرده ام.  وقتي که آقاي سهيلي زاده فيلمنامه را به من دادند، نقش مهندس حسيني آنقدر برايم متفاوت بود که بازي درآن را  بپذيرم. اصولا من عاشق تجربه کردن هستم.


صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
ايران زمين
نفت و انرژي
بانك و بيمه
ورزشي
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
ميانجي، پيام رسان يا هم پيمان
طالع بيني روزانه