جستجو
  نسخه شماره 1172 - 1387/01/27 -   صفحه اصلي

کوچه پس کوچه هاي هنر


جذابيت در نقاط مبهم


خبرستان


چهره ها


دايره اي براي سرگرمي جماعت


«خيانت بزرگ» از نگاه مديري


 کوچه پس کوچه هاي هنر 

«پري دريايي» نخستين کارگرداني سينمايي «گلاب آدينه»
نخستين فيلم سينمايي «گلاب آدينه» در سمت کارگردان با عنوان «پري دريايي» اواسط خرداد ماه کليد مي خورد. «کريم آتشي» تهيه کننده اين فيلم ضمن اعلام اين خبر مي گويد: «پيش توليد «پري دريايي» را آغاز کرده ايم و اين روزها خانم آدينه مشغول انتخاب بازيگر و لوکيشن هستند. همچنين «مهدي سجاده چي» نيز بازنويسي نهايي فيلمنامه را بزودي به پايان مي رساند تا نخستين تجربه کارگرداني گلاب آدينه اواسط خرداد ماه کليد زده مي شود.» ظاهرا اين فيلم سينمايي از داستاني تاريخي برخوردار است و دوران قبل از انقلاب اسلامي را به تصوير مي کشد.


ترخيص «فرامرز قريبيان» از بيمارستان
«فرامرز قريبيان» بازيگر تواناي سينماي ايران پس از عمل جراحي آپانديس در بيمارستان ايرانمهر، مرخص شد. دکتر بخش جراحي بيمارستان ايرانمهر درباره وضعيت اين بازيگر تواناي سينما گفت: «در حال حاضر قريبيبان هيچگونه مشکلي ندارد و پس از چند روز استراحت کامل مي تواند به کار بازگردد.»


صدا و سيما سريال «اخراجي ها» را هم خريد
پس از پخش سينمايي «اخراجي ها» در ايام نوروز، نسخه سريال آن نيز از تلويزيون پخش مي شود. مديراداره کل تامين برنامه  سيما اعلام کرد: هم زمان با خريد سينمايي «اخراجي ها»، سريال «اخراجي ها» و پشت صحنه آن را نيز خريداري کرده و قرار است اين سريال در قالب 4قسمت و پشت صحنه در قالب 2قسمت به روي آنتن برود. هم چنين درحالي نسخه هاي سينمايي و سريال «اخراجي ها» از تلويزيون پخش شده و مي شود که قسمت دوم اين فيلم با عنوان «اخراجي ها2 » قرار است خردادماه کليد بخورد.


«ناصر نصير» با 2عنوان کتاب در نمايشگاه 21
«رامين ناصرنصير»، بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون با نمايشنامه هاي «سمفوني درون يک بطري» و «ضرب المثل هاي کوبائي» به نمايشگاه 21 کتاب تهران مي آ  يد. «ناصرنصير» با بيان اينکه نمايشنامه «سمفوني درون يک بطري» از زبان اسپانيايي ترجمه شده، گفت: «اين کتاب توسط انتشارات نيلا به چاپ رسيده و نمايشنامه «ضرب المثل هاي کوبائي» نيز از سوي انتشارات «حوض نقره» چاپ شده که در نمايشگاه عرضه مي شود.» گفتني است; وي در حال حاضر مشغول بازي در فيلم سينمايي «ميزاک» به کارگرداني «حسينعلي ليالستاني» مي باشد.


«زادبوم» در آلمان و دبي
کار فيلمبرداري «زادبوم» به کارگرداني «ابوالحسن داودي» با حضور عزت ا... انتظامي، بهرام رادان و چند بازيگر حرفه اي سينماي آلمان در شهر هامبورگ ادامه مي يابد و گروه پس از گرفتن صحنه هاي آلمان پس از يک وقفه کوتاه براي ادامه کار راهي دبي مي شود. «زادبوم» بر اساس طرحي از «سيدرضا ميرکريمي» قصه اي چندوجهي دارد و در آن ارتباط يک آدم با زادگاه، خانواده و هويت گمشده خود در شرايطي اجتماعي که فاصله بين آدم ها زياد شده و وطن جايگاهش را از دست داده، طرح مي شود. داودي فيلم را سنگين ترين پروژه سينمايي خود مي داند و معتقد است فيلمبرداري بخش هاي تهران و جزيره قشم از سخت ترين قسمت هاي کار بوده است.


 جذابيت در نقاط مبهم  


«کنعان» فيلمي تراژيک است و من بعنوان يک تماشاگر و نه سازنده اين فيلم، بخاطر پايان آن غصه مي خورم. «ماني حقيقي»، کارگردان فيلم «کنعان» با بيان اين مطلب مي گويد: «شخصيت مينا در پايان فيلم تصميم اشتباهي مي گيرد، چراکه معتقدم يک زن امروزي ايراني حق دارد تنها باشد و همين تصميم اشتباه او باعث غصه مندي بنده مي شود.» او فيلم « کنعان»  را متعلق به سينماي اجتماعي مي داند و ادامه مي دهد: پس از اکران فيلم در جشنواره فجر به دلايل بسيار پيچيده اي از جمله صحنه نذر کردن «مينا»، عده اي نام سينماي معناگرا را به اين فيلم دادند، در حاليکه سينماي معناگرا بحثي مصنوعي است، چراکه اصولا سينماي بي معنا يا غيرمعناگرا نداريم. «حقيقي» همچنين اضافه مي کند: «به عنوان نويسنده و کارگردان تلاش مي کنم قصه اي اجتماعي و صادقانه تعريف کنم، بنابراين مضامين و احساسات جاري در جامعه را در فيلم منعکس مي کنم.» به اعتقاد او در فيلمي همچون «کنعان» کارگردان بايد بکوشد موضع گيري عادلانه اي در مورد شخصيت ها داشته باشد، زيرا اگر هر دو کاراکتر دوست داشتني باشند، قصه بهتر از آب درمي آيد تا اينکه تماشاگر با کاراکترهايي کاملا مثبت و منفي روبرو شود. اينگونه است که تماشاگر لذت مي برد و مي تواند با کاراکترها همدلي کند. «ماني حقيقي» جذابيت « کنعان» را در ابهامات آن مي داند و تصريح مي کند: «شايد اين ابهامات موردپسند عده اي نباشد، اما هميشه دوست داشتم فيلمي بسازم که در آن همه موضوعات رو و گل درشت نباشد، چون اين مشکل برخي از فيلم هاي ماست.» حقيقي با اشاره به تاثيرپذيري اش از سينماي «عباس کيارستمي» نيز توضيح مي دهد: «در اين فيلم تلاش کردم تمام آموزه هايم را از آنگونه سينما که زير سايه آن بوده ام، کنار بگذارم و مي خواستم فيلمي کاملا گريه دار بسازم و تماشاگر را احساساتي کنم.» به گزار ايسنا، کارگردان «کارگران مشغول کارند» درباره مميزي فيلم «کنعان» نيز اظهار مي دارد: «تنها ايرادي که به ما گرفته شد اين بود که دخيل بستن کاري است خرافي و خوب نيست در فيلم ديده شود. اما جذابيت اين موضوع براي من از آن جهت بود که فيلمنامه را بعد از خواندن يک داستان کوتاه کانادايي نوشتم و در آن داستان فردي که هيچ تعلق خاطري به سنت هاي فرهنگي کشورش ندارد به شدتي از درماندگي مي رسد که دست به دامن چيزي مي شود که هيچ باوري به آن ندارد.»


 خبرستان 

-وزراي فرهنگ و ارشاد اسلامي و مسکن و شهرسازي با حضور در محل مصلاي بزرگ امام خميني(ره)، روند برپايي نمايشگاه بين المللي کتاب را مورد بررسي قرار دادند.
-ساعت 9صبح فردا، پيکر استاد عباس کاتوزيان از خانه هنرمندان تشييع و در قطعه  هنرمندان بهشت  زهرا(س) به خاک سپرده مي شود.
-ششمين نمايشگاه بين المللي کتاب تبريز، نيمه دوم مهرماه امسال و به احتمال بسيار زياد در محل دائمي نمايشگاه هاي بين المللي اين شهر برگزار مي شود.
-پنجمين شب شعر نشر چشمه که قرار بود بعد از وقفه اي چندماهه عصر ديروز برگزار شود به 31فروردين موکول شد.
-پيکر استاد «حسين ترمه چي» ظهر ديروز تشييع و در بهشت رضا(ع) در شهر مشهد آرام گرفت.


 چهره ها 

«حميد عسگري» و اجراي نخستين کنسرت پاپ سال87
نخستين کنسرت پاپ سال 1387توسط «حميد عسگري» در تالار بزرگ کشور برگزار خواهد شد. اين کنسرتقرار است در روزهاي 5و6 ارديبهشت ماه سال جاري در تالار بزرگ کشور اجرا شود. گفتني است; «حميد عسگري» که در بيست وسومين جشنواره موسيقي فجر نيز به صحنه رفت، از جمله خوانندگان جوان و باآتيه موسيقي پاپ کشور شمرده مي شود.


«شيا لابوف» وارد «ميدان هاي تاريک» مي شود
«شيا لابوف»، ستاره چهارمين فيلم مجموعه ماجرايي «اينديانا جونز» براي بازي در تريلر «ميدان هاي تاريک» با موضوع قرص هاي هوشمند قرارداد امضا» کرد. اين فيلم را «نيل برگر» مي سازد که سال 2006 فيلم سينمايي «شعبده باز» را با بازي «ادوارد نورتن» و «پل جياماتي» کارگرداني کرد. «ميدان هاي تاريک» بر مبناي رماني به همين نام نوشته «آلن گلين» ساخته شده که سال 2002منتشر شد و داستان درباره مردي جوان است که يک قرص هوشمند به دستش مي رسد. او با داشتن اين قرص به موفقيت مالي و اجتماعي دست مي يابد، اما بزودي در مي يابد قرصي که در اختيار اوست، کشنده است و عوارض جانبي دارد. گفتني است; از «ميدان هاي تاريک» به عنوان فيلمي با سبک و سياق «باشگاه مشتزني» و «بازي» ياد شده است.


 دايره اي براي سرگرمي جماعت 


آزاد جعفري-«دايره زنگي» در حالي روي پرده سينماهاي کشور به نمايش درآمده و شاهد فروش روزافزون آن هستيم که نگاه به پديده و مقوله «ماهواره» روزبه روز در حال دگرگوني است. مجلس بر نظر خود در خصوص اخصاص 250ميليون دلار براي خريد ماهواره از سوي صدا و سيما اصرار دارد و بام هاي آپارتمان هاي تهران پيدا يا پنهان پر است از «دايره زنگي»هاي جورواجور. اما اين ها سياست است و فيلم گرچه خيلي اوقات حتي توسط فيلمسازان با سياست اشتباه گرفته مي شود، اما در حقيقت رسانه اي فرهنگي است و مسئوليت جداگانه اي دارد. نگاه هنرمند متفاوت از نگاه سياسي و اجتماعي است، اگرچه نمي تواند بي تاثير از آن ها باشد. براي هنرمند جزئياتي اهميت پيدا مي کنند که در نظر عموم ديده نمي شوند. اشک يک کودک مي تواند دنيايي را براي هنرمند واژگون کند و فارغ از بايدها و نبايدهاي قانوني و اجتماعي اين اشک را همه چيز بپندارد و بر مبناي آن اثري دراماتيک خلق کند. آنچه هنرمند را متاثر مي کند کمتر همخوان با مسائل کلاني است که براي سياست ورزان تعيين وظيفه مي کند. «اصغر فرهادي» با نوشتن فيلمنامه «دايره زنگي» بيش از آنکه توانايي هاي سينمايي خود را به تصوير بکشد، بيش از آنکه نشان بدهد چگونه مي تواند با همان نگاه اجتماعي تلخ و خاص خودش مخاطب عام را هم با خود همراه کند و با همکاري همسرش «پريسا بخت آور» ترکيب کم سابقه اي (در ايران) ميان جدي و طنز برقرار کند، با فيلم «دايره زنگي» تفاوت نگاه هنرمند را از نگاه ديگران به تصوير کشيد و اين شايد موفقيت نخست «دايره زنگي» از جهت مضمون باشد. «دايره زنگي» با نگاه رايج آغاز مي شود. همان جنجال چندين و چندساله بر سر غول بي شاخ و دمي به نام «ماهواره» که تنها ديش آن براي کودک خانواده جعفري در فيلم، در بدي همطراز با آنچه آوردن اسمش هم بي ادبي است! جلوه مي کند. عده اي مخالفند و عده اي موافق و دلايل مخالفت هم عمدتا شبيه دلايل موافقت است. جدال بر سر بودن يا نبودن ماهواره چنان بي فايده است که تماشاگر چاره اي جز خنديدن ندارد. قله موفقيت بهترين آثار طنز موقعيت که «بيلي وايلدر» استاد مسلم آن است، وادار کردن تماشاگر به خنديدن به خود است. تماشاگر مي خندد. از بيهودگي و مسخرگي موقعيتي که شخصيت فيلم در آن قرار گرفته و نه تنها راه نجات از آن را نمي داند که خودش هم با حماقتش بر طنز موقعيت مي افزايد و از قضا اين موقعيت ها، موقعيت هايي هستند که اکثر مخاطبان خواسته يا ناخواسته در آن قرار دارند و هر کدام در نوع خود بخشي از وجود شخصيت اصلي هستند. تماشاگر غرق ديدن خود مي شود همانطورکه در زندگي غرق آن است و تفاوتش فقط اينست که در بيرون سالن تاريک سينما کسي نمي تواند بگويد بالاي چشمت ابروست و اينجا همه چيز بي پرده و عريان نشان داده مي شود. «دايره زنگي» نمونه ايراني خوبي از اين نوع طنز تاثيرگذار است. در فيلم، ضربه اصلي جايي وارد مي شود که لبخند بر لبان تماشاگر مي خشکد و مواجه مي شود با آنچه تصورش را ندارد. با تنها فايده موقعيت غفلت آورش که نصيب دزدي سودجو مي شود. دزدي که خوش سيماست. از اين حسن سيما بهترين سو»استفاده ها را مي کند و وقتي که همه چيز را به هم ريخت و همه را به جان هم انداخت با لبخندي شيطنت آميز صحنه جرم را ترک مي کند و آسوده بر صندلي تکيه مي زند. ماهواره در اين فيلم به خوبي با همان «دايره زنگي» که به عنوان نام مستعار برايش انتخاب شده قابل مقايسه است و جماعت را بيش از هر چيز سرگرم مي کند. همين.


 «خيانت بزرگ» از نگاه مديري 

آثار «مهران مديري»، کارگردان و بازيگر نام آشناي سينما، تئاتر وتلويزيون، به دليل ويژگي هاي منحصربفرد و نوآورانه، خيلي زودتر از آنچه که تصور بشود تبديل به اثري پربيننده و ماندگار مي شود و کمتر کاري بوده که مديري در آن دستي داشته باشد و آن کار پرحرف و حديث و پربيننده نشود. در اين ميان سريال «مرد هزار چهره» بعنوان آخرين ساخته «مهران مديري» که در ايام نوروز از شبکه سه سيما پخش شد نيز از اين قاعده مستثني نبود و چه بسا بخاطر رويکرد خاصي که داشت، نسبت به ديگر کاهاي او جنجالي تر نيز شد. در همين راستا; «مهران مديري» اخيرا در گفتگويي راديويي ضمن بيان اين مطلب که; سمت و سوي کمدي به سوي کساني است که در شخصيت آنها ضعف هايي وجود دارد، در پاسخ به اين سئوال که  چرا در کارهايش کمتر با آدم هاي خوب مواجه مي شويم، اظهار  داشته: «با آدم هاي خوب نمي توان کمدي ساخت و شرايطي ايده آل نمي تواند شرايط کمدي باشد.  ضعف هاي انسان مسئله کمدي است و ضعف هاي اخلاقي جا را براي ايجاد موقعيت کمدي باز مي کند هرچند در «مرد هزار چهره» در بخش هاي نظامي و پزشکي ما با افرادي مواجه بوديم که داراي وجوه مثبت بوده و از ضعف ها انتقاد مي کردند.» وي در خصوص تاثير موقعيت هايي نظير عيد و... بر فضاي سريال هايش مي گويد: «در زمان تهيه به زمان پخش  و آنکه خوشحال کننده  يا ناراحت کننده باشد فکر نمي کنم، کار پيام و حرف خود را مي زند و در هر زمان مي توان آن را ديد و پيام آن را گرفت.» وي در پاسخ به پرسشي ديگر درباره قسمت پاياني سريال «مرد هزار چهره»، که آيا در اين سريال به دنبال اين مطلب بوديد که در جامعه فعلي بايستي به دور از قضاوت هاي شخصي، به تخصص هاي افراد در ارائه منصب به آنان توجه نمود، مي گويد; «در اين سريال دو جريان تمايلات طبيعي به ثروت، قدرت و شهرت و روابط غلط اجتماعي شخصيت اصلي را به سمت قسمت نهايي که در آن اظهار پشيماني مي کرد کشاند. کسانيکه تصميم مي گيرند آدمي را بدون توجه به قابليت هاي وي به منصبي برسانند، خيانت بزرگي نسبت به جامعه روامي دارند. ضمن اينکه فردي که منصب هايي را که شايسته اش نيست را مي پذيرد نيز دچار يک عمل غيرانساني شده است.» مديري همچنين تصريح مي کند: «ما در فرهنگمان بيش از 60يا70درصد مشکلاتمان در ارتباطات اجتماعي يا روابط خانوادگي را به خاطر عدم توانايي در نه گفتن داريم و اين گاه به نفع يا ضرر ما و يا ديگران تمام مي شود. اما در فرهنگ اروپايي افراد در کاري که توانايي انجام آن را ندارند وارد نشده و به همديگر راحت نه مي گويند.» مهران مديري در خاتمه و در پاسخ به سئوال ديگري مبني بر اينکه که چگونه کارگرداني و بازيگري را با هم جمع مي کند، خاطرنشان مي سازد: «کارگرداني و بازيگري کارهاي دشواري هستند و جمع هر دو باعث مي شود نتوانيم بازيگري يا کارگرداني 100درصد داشته باشيم و من نيز سعي مي کنم که در آينده انرژي خود را بر کارگرداني متمرکز نمايم.»


نگاه ويژه
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
ايران زمين
نفت و انرژي
بانك و بيمه
ورزشي
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه