جستجو
  نسخه شماره 963 - 1386/04/28 -   صفحه اصلي

بلاگرهاي حرفه اي کيستند ؟


گاه نوشت


اتوبوس شهري و شهر اتوبوس


تفکر مثبت در کار و زندگي


گل پياده ، گل سوار


تعامل روابط عمومي و رسانه ها


 بلاگرهاي حرفه اي کيستند ؟ 
نويسنده : محمدرضا شمشيرگر


شايد وبلاگ نويسي را نتوان مانند بسياري حرفه هاي ديگر دانست ، از آن جهت که يک بلاگر هر قدر هم در کار خود مسلط باشد نمي تواند از اين طريق درآمدي کسب کند، اما به هر حال بلاگرها نيز در جامعه خود هم با افراد آماتور مواجهند و هم حرفه اي.   و حرفه اي ها  به طور کلي آن هايي هستند که اصول و قواعد وبلاگ نويسي را بهتر مي دانند و بيشتر به کار مي گيرند .
دات کام مي شوند
دات کام شدن اصطلاحي است به اين معنا که بلاگر  از فضا و آدرسي مستقل (دامين و هاستينگ) براي وبلاگ خود استفاده مي کند ، و وابستگي خود را نسبت به سرويس دهنده وبلاگ کاهش مي دهد . اين کار معمولا با هدف مستقل و سر راست شدن آدرس وبلاگ و استفاده از يک سري امکانات افزون مي باشد .اگر چه آدرس سايت مي تواند به صورت دات نت ، آي آر يا هر پسوند ديگري باشد ، اما به علت آنکه پسوند دات کام فراگيري بيشتري دارد ، مستقل شدن وبلاگ ها به دات کام شدن معروف شده است .   بسياري از بلاگرهاي حرفه اي بعد از مدتي به دات کام شدن روي مي آورند . البته اين بدان معنا نيست که همه بلاگرهاي حرفه اي اين کار را انجام مي دهند و همچنين به اين معنا نيز نمي باشد که هر وبلاگ دات کام حرفه اي است !
توانايي استفاده از امکانات
هر چند سرويس دهنده هاي وبلاگ امکانات متنوعي را به صورت پيش فرض در اختيار بلاگرها قرار مي دهند ، اما براي وبلاگ نويسان امکاناتي افزون در اينترنت و سايت هاي ديگر وجود دارد که با استفاده از آن مي توانند تسهيلاتي براي وبلاگ خود ايجاد کنند ، وبلاگ خود را زيباتر سازند و يا رتبه آن را در موتورهاي جستجو بالا ببرند . در هر حال وبلاگ نويسان حرفه اي به نسبت ديگر بلاگرها در توانايي استفاده از اين امکانات پيشي مي گيرند و از سويي وبلاگ خود را به اين امکانات مجهز مي کنند و از سوي ديگر رتبه وبلاگ خود را در موتورهاي جستجو بالا مي برند . 
از شکست نمي هراسند
وبلاگ نويسي نيز مانند بسياري از امور ممکن است با شکست مواجه شود ، البته اين شکست اغلب به صورت مقطعي است و معمولا در اوايل کار که هنوز وبلاگ جا افتاده نشده و مخاطبان آن کم است اتفاق مي افتد.  به هر حال بايد دانست بلاگرهاي حرفه اي تا هنگامي که خواننده اي ندارند چندان نگران نيستند و چيزي را براي از دست دادن ندارند ، و هنگامي که خوانندگاني پيدا مي کنند سعي مي کنند آن ها را به واسطه نوشتن مطالب ضعيف يا زننده از وبلاگ خود نرانند . اگر هم به هر دليلي وبلاگ آن ها در مقطعي با شکست روبرو شد سعي مي کنند به کار خود ادامه دهند يا مشکلات آن را تصحيح نمايند تا از حالت شکست خارج شوند .
اولويت روزانه و تعهد
بلاگرهاي حرفه اي سعي مي کنند به خصوص در اوايل کار به صورت روزانه بنويسند ، حتي اگر موضوع خاصي در ميان نباشد . اما تعهدي براي خود به وجود مي آورند و خود را ملزم مي کنند که به صورت روزانه (يا در هر حال دوره زماني مشخص) وبلاگ خود را آپديت نمايند . آن ها وبلاگ نويسي را نه به عنوان يک تفريح اوقات فراغت بلکه به عنوان يک اولويت روزانه مي دانند و سعي مي کنند به روز رساني وبلاگ آن ها به تعويق نيفتد . شايد يک معناي تعهد کاري آن باشد که  فقط تنها هنگامي که در ازاي انجام کاري پولي دريافت مي شود يا به کسي قول انجام آن کار داده مي شود فرد خود را متعهد بداند ، اما بلاگرهاي حرفه اي با آنکه نه در ازاي اين کار پولي دريافت کرده اند و نه قول آن را به کسي داده اند ، وبلاگ خود را مرتب به روز مي کنند و در قبال آن احساس مسئوليت و تعهد مي نمايند .
تمرکز بر روي خوانندگان
ممکن است يک وبلاگ حاوي نوشته هاي شخصي بلاگر يا مطالب حرفه اي باشد ، اما در هر حال وبلاگ يک رسانه است و رسانه براي مخاطبان خود به وجود آمده است . سعي بلاگرهاي حرفه اي بر آن است تا مخاطبان اصلي خود را شناسايي کرده و بر حسب علاقه مندي هاي آن ها وبلاگ خود را به روز نمايند . ممکن است بتوانيد رد مخاطباني که از طريق جستجوي کلمه اي در موتور جستجو به سراغ وبلاگ شما آمده باشند را بيابيد و ببينيد چه چيز در وبلاگ شما باعث جذابيت براي آن ها شده و آن مورد را تقويت نمائيد ، اما سعي کنيد مخاطبان اصلي خود را به خاطر اين کار از دست ندهيد . مساله توجه به خوانندگان وبلاگ آنگاه اهميت مي يابد که بلاگر احساس مي کند که به هر حال چون وبلاگ او مخاطباني دارد و وبلاگ در واقع ملک شخصي اوست ، خواسته هاي مخاطبان نبايد چندان مهم باشد !
نوشتار اثر گذار
وبلاگ حرفه اي وبلاگي است که نوشتار آن بر روي مخاطب اثرگذار باشد . اين اثرگذاري مي تواند هم به واسطه نوع و کيفيت مطالبي باشد که در وبلاگ ارائه مي شوند ، هم به واسطه ارائه مناسب مطالبي که مد نظر وبلاگ نويس است . چه بسا دو وبلاگ مطلب مشابهي را درج مي نمايند اما يک وبلاگ به دليل بيان مناسب تر مطلب تاثير بيشتري بر خواننده خود مي گذارد . بلاگر حرفه اي سعي مي کند از ادبياتي استفاده کند که براي مخاطب وبلاگ قابل درک باشد.  شايد يکي از ويژگي هاي يک وبلاگ تاثيرگذار ، مراجعه مجدد بازديدکننده به آن براي ديدن مطالب جديد وبلاگ باشد .


 گاه نوشت 

عاقبت دله دزدي 
دزدي را حرفه خود نمي دانست و اينگونه استدلال مي کرد که همچون برخي نيازمندان براي کسب پول دست به دزدي نمي زند و يا همانند عده اي از ثروتمندان نيست که انگيزه خود از دزدي تفريح يا ارضاي نياز روحي مي دانند. ادعايي نيز درباره حرفه اي بودن در اين کار نداشت . وقتي وسايل پيش پا افتاده ديگراني را مي دزديد که مي دانست به دليل دائم در ارتباط بودن با آنها نمي تواند از غنيمت هاي دزدي هاي جزئي اش استفاده کند ، اين انگيزه را براي خود فرض مي کرد که دست کم آن افراد هم هر چند براي مدتي کوتاه يک عينک آفتابي مارک دار يا دستکش توليد فلان کشور يا کيف پول چرم نخواهند داشت ! کسي نمي داند ، شايد او نيز ترجيح مي داد براي لحظه اي هم که شده بتواند از آن اموال دزدي بهره اي ببرد و  يک ساعت زيبا به دست ببندد يا نيم ساعتي  با دستمال گردني ابريشمي مقابل آينه به خوش تيپي خود افتخار کند ...کم کم به اين نتيجه رسيد که افسوس خوردن بابت دور ريختن اين اجناس گرانبها کاملا منطقي ست ، هنگامي که مي توان با توسل به شيوه هايي بهتر و صد البته سودآورتر از شر آنها خلاص شد. در ابتداي فروش لوازمي که از راه هايي بدون استرس بدست مي آورد ، درآمد چنداني نصيبش نمي شد ، زيرا آنچه بدون استرس دزديده مي شد قطعا ارزشي هم براي فروش نداشت !  ولي از دو جهت احساس رضايت مي کرد: هم تحت تعقيب نبود، هم به راحتي اجناس را که ارزشمند از براي دزدي بودند، از دست نمي داد. قطره ها جمع مي شدند و تبديل به دريا مي گردند ، اموال دزدي و پول فروش آن ها نيز کم کم به ثروتي قابل توجه تبديل شد و او از نظر جايگاه اجتماعي و ثروت به فرد ديگري تبديل شد ... ديگر انگيزه هاي سابق خود را براي دزدي نداشت اما ... اما باز هم دزدي مي کرد ! بله ، او نمي دانست براي چه همچنان اين کار را مي کند . شايد واقعا بعضي عادتها  قابل ترک کردن نباشند !  
com.dlogfa.gahneveshteman


***
زندگي روز مره و روزمرگي   زندگي... 
خسته شديد از اين زندگي ؟
نياز به فرصتي براي استراحت ، تفکر و تجديد قوا داريد؟
اينکه کجاييد ؟ به کجا خواهيد رفت و چگونه ؟
چرا فرصتي براي گفتگو با خودمان نداريم ؟ 
چرا از خودمان فرار مي کنيم ؟
اين وضعيت تا کي ادامه دارد ؟
آيا واقعا هيچ چاره اي نيست ؟
پيش به سوي پيشرفت ...
com.dlogfa.arei zMa


 اتوبوس شهري و شهر اتوبوس  

اتوبوس ويترين بزرگي است که در شهر مي چرخد. اما تفاوت مهمي با ويترين هاي ثابت فروشگاهي دارد; دو طرفه است.
چيده شدني هاي مورد تماشاي قابل خريد،در فضاي پشت شيشه - داخل اتوبوس - نشسته يا ايستاده اند. همزمان، خارج از ويترين يعني داخل خيابان، چيده شدني هاي قابل تماشاي ديگري در حال سکون يا حرکت اند. نقش هاي شان همزمان و دائمي جانشين ديگري مي شوند. من مي بينم در حالي که ديده مي شوم.
شهر در ذهن مسافر اتوبوس، هندسه منظمي دارد. فضايي شاهراهي است. اتوبوس ها از کوچه پس کوچه ها و راههاي ناشناس عبور نمي کنند. شهر اين مسافران خيابان هاي فرعي و کوچک ندارد.
ايستگاهها نشستني ترين مکان در خيابان هاي شهر و منزلگاهي هستند براي وقفه و سکون. درست کنار جاري ترين و پر غلغله ترين کانال هاي حرکت شهري يعني خيابان . يک ساحل آرام کنار دريايي پر موج سرش را به دست هاي قفل شده اش تکيه داده.
ساعت اتوبوس، عقربه هاي ثانيه و دقيقه شمار ندارد. هيچوقت دير نمي شود زما ن به اضطراب آلوده نيست .عجله اي براي رسيدن وجود ندارد. سرعت هيچوقت از حد مجاز نمي گذرد نه در نگاهها نه در اندام ها ونه در کلام و گفت و گوها
وقت زياد است. کار زياد مي شود انجام داد. براي همين امروز دختر دانشجويي را ديدم که امتحان داشت و جزوه اش را ورق مي زد آن طرف زني با تسبيح ذکر مي گفت ديگري ساعتش را کوک کرده بود تا در آخرين ايستگاه بيدارش کند .آن يکي قرآني نه در قطع جيبي روي پاهايش باز بود.
رنگ و حال اتوبوس هاي صبح با اتوبوس هاي عصر و شب فرق دارد. اتوبوس هاي صبح کارمندي، دانشجويي و کارگري اند. صبح ها مقنعه دارند. سورمه اي، خاکستري و سياه اند.کمتر حرف مي زنند. خواب آلودند. اما رسمي ترند. فاصله مي گيرند. درصندلي رها نشده و شق و رق اند سرهايشان از تصميم ها و قصدهاي صبحگاهي سنگين است.
عصر ها اما لبخند مي زنند. نارنجي، سفيد، سبز و آبي اند. آرايش کرده اند قسمتي يا قسمت هاي زيادي از موها در هوا سرگردانند. اتوبوس هاي عصر دوست پيدا مي کنند. راحت دعوا مي کنند. کلي ساک و کيف با کيسه و ساک هاي خريد به دست دارند. کمي کج و کوله اند .شب ها را يادم نيست اتوبوس ها شايد خسته ترند.
اتوبوس بزرگترين اجتماع سيار روي سطح خيابان است البته تا وقتي مونو ريلي در کار نباشد. من با 50 نفر ديگر يا بيشتر زير يک سقف دريک راهروي معمولا دو تکه جابجا مي شويم. گفت و گوهاي دو يا چند نفره ميان کساني که پيش از پا گذاشتن روي رکاب و بالا آمدن يکديگر را مي شناسند و آنها که بعد از آن آشنا مي شوند، گاه جريان دارد.
بازار استراق سمع هاي مشروعي داغ است که بلافاصله به منبع موثقي براي اهل خانه و دوستان مسافران تبديل مي شود. اتوبوس يک رسانه است. نقدهاي سياسي، آخرين گزارش از نرخ ها، قصه هاي شخصي و توزيع اطلاعات.
تماشاي سوژه هاي ثابتي از سبک هاي زندگي. لذتي که مي گويند مردم را به خيابان مي کشاند براي تماشاي ديگران.
اين بزرگترين اجتماع سيار روي سطح خيابان، زنانه- مردانه است. راهروي زنانه کوتاهتر است يعني که اين اجتماع سيار، بخش خانه نشين يا تاکسي نشين بيشتري دارد يا اصلا آمار جمعيت اهالي بخش دوم اتوبوس کمتر از اهالي بخش اول اتوبوس است يا شايد متمول ترند و با اجتماعات کوچکتري مانند خودروي شخصي جابجا مي شوند
گفتم بخش اول و دوم. اولي اول است چون به فرمان اتوبوس نزديک تر است و اين دومي است که در پي مي آيد . اولي طولاني تر است و دومي کوتاهتر . 
com.dlogspot.Neshanesign


 تفکر مثبت در کار و زندگي 


مايوس مباش زيرا ممکن است آخرين کليدي که در جيب داري قفل را بگشايد.   ذهن آدمي کارگاه توليد فکر است که از منبعي به نام ضمير ناخودآگاه سرچشمه مي گيرد. ضمير ناخودآگاه نمي تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخيص دهد ولي چنان قدرتي دارد که اگر از آن غافل شويم مي تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جايي که دوست دارد ببرد. در حقيقت نوع و کيفيت افکار و انديشه آدمي سازنده نوع و کيفيت زندگي اوست، انديشه زيبا و مثبت مي تواند بهشتي در زندگي انسان بسازد، همچنانکه انديشه منفي و ياس آور مي تواند جهنمي در زندگي او خلق کند. انسان ها همان خواهند شد که در انديشه آنند، بنابراين آينده هرکس در گرو چگونگي نگرش اوبه زندگي است.  موفق ترين انسان ها کساني هستند که توانسته اند در ذهن خود انديشه هاي مثبت داشته باشند. آنان که مي پندارند" قادر نيستند " ; در واقع مثبت نگري را کنار گذاشته و در جنبه هاي منفي وقايع تمرکز کرده اند.  سازمان ها نه تنها کانون فعاليت بلکه کانون يادگيري چگونه انديشيدن و چگونه زيستن است. در سازمان مثبت انديش افراد آن خود را قادر و توانا مي دانند و نگاهشان به ديگران آکنده از مثبت انديشي است. چنين سازمان هايي قادر خواهند بود هر نا ممکني را به ممکن تبديل کنند و توفيق و کامکاري نصيب خود نمايند. ضمن آشنايي با راهکارهاي تفکر مثبت بياييم با زيبا، مثبت، خلاق، هدفمند و اميدوارانه انديشيدن، موفقيت را به سازمان مان دعوت کنيم. 
تعريف تفکر مثبت: شيوه اي از فکر کردن است که فرد را قادر مي سازد نسبت به رفتارها، نگرش ها، احساسات، علائق، و استعدادهاي خود و ديگران برداشت و تلقي مناسبي داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردي بهترين و عاقلانه ترين تصميم را بگيرد. 
  افکار مثبت و منفي: فکار مثبت، افکاري سازنده، انگيزه دهنده و انرژي بخش هستند که بر اثر تلقين، تکرار و تمرين به ذهن راه مي يابند و باعث مي شوند ذهن و فکر مثبت شود. در اين صورت کنترل فکر در اختيار ماست، در حالي که افکار منفي، افکاري بازدارنده و مخرب هستند و وقتي به ذهن راه يابند، تعميم يافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال مي کنند. در اين حالت ما در اختيار تفکرات منفي خود قرار داريم. 
  زندگي در صدف خويش گهر ساختن است. ( اقبال ) 
com.mihandlog.Mobirestan


 گل پياده ، گل سوار 


  يکي از دلايلي که باعث مي شود نسل امروز, حتي گاه استادان ادبيات , از درک درست متون کهن , بويژه شعر فارسي ناتوان بمانند و در شرح سخن پيشينيان به توجيهات عجيب و غريب متوسل شوند, تغييرات عمده فرهنگي در اين روزگار و فراموش شدن بسياري از مفاهيم فرهنگ گذشته است. بسياري از نکاتي که در گذشته براي مردم کوچه و بازار هم واضح و بديهي بود, امروزه از خاطرها و  خاطره ها رخت بربسته و مردمان دوران ديجيتال با آن هيچ آشنايي ندارند!   براي بچه هايي که طبيعت و گل و بلبل را عمدتا از  شيشه تلويزيون مي بينند, طبيعي است که تنوع گلها و پرندگان را در شعر - مثلا منوچهري -درک نکنند. بدين ترتيب اگر تا چند سال ديگر با کودکان - و حتي بزرگسالاني - رو به رو شديد که فرق کلاغ و بلبل را  هم نمي دانند زياد نبايد تعجب بکنيد و بر آنان خرده بگيريد! وقتي وضع گل و بلبل که از عناصر رايج شعر فارسي است اين گونه باشد, تکليف بقيه مسائل از پيش روشن است!به عنوان مثال ، يکي از تعبيراتي که براي پيشينيان ما کاملا آشنا بوده و براي ما تقريبا نامانوس است , موضوع "گل پياده" و "گل سواره" است. قديمي ها گلهايي را که ساقه دارند و مثل سوسن و نرگس و لاله داراي درخت و بوته بزرگ نيستند , گل پياده مي گفتند و  گلهايي را که مثل  شکوفه بادام بر شاخ درختهاي تناور مي رويند گل سوار مي خواندند.با توجه به همين معني از "گل پياده" و "گل سوار" است که ابياتي از اين دست قابل فهم مي شوند:
باغ سلام مي کند, سرو قيام مي کند سبزه پياده مي رود, غنچه سوار مي رسد  
چون سبزه شو پياده, زيرا در اين گلستان دلبر چو گل سوار است, باقي همه پياده
يکي جوقي]=گروهي[ پياده همچو سبزه دگر جوقي چو شاخ گل سواران  (مولوي)
گردون گل پياده نمايد به چشم من  امروز کيست بر سخن از من سوارتر؟
نهال عمر ابد با کمال رعنايي  گل پياده نمايد نظر به قامت دوست (صائب)
 در اين ميان خاقاني بهره فني تري از اين تعبير برده است. او در قصيده مشهور "منطق الطير" آنجا که به توصيف باغ پرداخته , سروده است:
 هر سوي از جوي جوي رقعه شطرنج بود بيدق زرين نمود غنچه ز روي تراب
او از جويبارهايي که با نظم خاص در معماري باغهاي سنتي وجود داشت, به ياد رقعه و صفحه شطرنج مي افتد و از غنچه هاي گل پياده که بر خاک روييده اند , صف "بيدق" و پيادگان بازي شطرنج را به خاطر آورده است!  
com.dloga.torki-Mr


 تعامل روابط عمومي و رسانه ها 

روابط عمومي و شاخصه هاي رسانه اي از موضوعاتي است که امروزه مورد توجه بخش عمده اي از محققان و پزوهشگران قرار گرفته است .کاظمي دينان در وبلاگ شخصي اش به بررسي  تعامل روابط عمومي و رسانه ها پرداخته است ;
امروز به سبب پيچيده شدن نوع روابط و پيشرفت و گستردگي جوامع در ابعاد گوناگون مسائل و موضوعات که ريشه در ماهيت علوم انساني دارند متاثر از مسائل مختلف مي شوند. براي آن که بتوان مساله اي را درون مجموعه اي حل و فصل کرد در درجه اول بايد همه عوامل و زمينه هايي را که موجب بروز مشکل شده اند را شناسايي و سپس براي حل آن برنامه ريزي کرد. يکي از ابزارهايي که مي توان در اين امر کمک نماي روابط عمومي مي باشد. روابط عمومي مجموعه اي از عمليات ارتباطي آگاهانه مبتني بر برنامه و تحقيق است که با استفاده از شيوه هاي علمي و هنري به ارتباط با درون سازمان و بيرون سازمان پرداخته و از يک طرف به منظور کسب نظرات، انتظارات و خواسته هاي آنها و از طرف ديگر اطلاع رساني، آگاه نمودن، ترغيب کردن و ايجاد وحدت و همدلي مي پردازند و با تجزيه و تحليل گرايش هاي مخاطبان و افکار عمومي براي رسيدن به تفاهم تلاش مي کند.مديران سازمان ها امروز بيش از هر زمان ديگري ضرورت داشتن مديرتي و مفاهيم نوين در روابط عمومي را احساس مي کنند، اگر چه برخي معتقدند که روابط عمومي را بايد در عمل آموخت و تجديد کرد، اما تئوري هاي مورد بحث در ردواب عوومي مسير پرنشيب و فراز آزمون و خطا را بر ما هموار مي سازد.امروز روابط عمومي را معمار نظام ارتباطات با مخاطبين سازمان چه در داخل و چه در خارج مي دانند. زيرا مي توان ايجاد ارتباط در درون و بيرون به منظور توزيع اطلاعات، تعادل و تعامل ميان کارکنان، ايجاد تعهد و انگيزش بيشتر کارکنان و بالاخره کاهش استرس و تضاد ميان آنها، از سوي ديگر ايجاد ترغيب، اقتاع، تفاهم، آگاهي در مخاطبين راتوسط روابط عمومي مشاهده نمود.
در اين ترديدي نيست که روابط عمومي ها با توجه به ماهيت و کارکردشان موجه ترين واحد براي پاسخ گويي در سازمان ها محسوب شده و به عنوان سخنگوي دستگاه بايد جوابگو و اطلاع رسان پيام ها و سياست ها و برنامه هاي سازمان در ارتباط با مخاطب و اقشار مختلف باشند.
به بيان ديگر تلقي تعريف رايج از روابط عمومي به عنوان چشم، گوش و زبان سازمان نيز حکايت از مقام و جايگاه پاسخگويي روابط عمومي در سازمان دارد.
هرچند که متاسفانه امروز کمتر روابط عمومي توفيق اجراي کامل اين وظيفه را در سازمان و به نحو مطلوب داشته است که عمده علت قرار نداشتن بسياري از روابط عمومي ها در جايگاه سازماني و تشکيلاتي مناسب و عدم بهره مندي از اقتدار و اختيار عمل و حمايت مديران ارشد و هم چنين گماردن افراد غير متخصص و ناآگاه در روابط عمومي و در نهايت نداشتن اطلاعات کافي است که آنان را در اجراي اين وظيفه و رسالت خطير پاسخگويي ناتوان ساخته است.
يک روابط عمومي کارآمد براي پاسخگويي بايد شناخت کافي از ابزارهاي پاسخگويي داشته باشد و از سويي با تخصص بهره گيري مناسب از ابزارها اشنا باشد که مهم ترين ابزار پاسخگويي روابط عمومي ها در ارتباط با مخاطبان رسانه هاي جمعي هستند که رسانه هاي جمعي به عنوان حلقه واسط اطلاع رساني بين دولت و اقشار مختلف مردم بيشترين و موثر ترين نقش را ايفا گر هستند.براي اين که بتوان با مخاطبين سازمان ها ارتباط صحيح و مناسب بر قرار کرد روابط عمومي ها بايد از روش ها و ابزارهاي ارتباطي، نوشتاري و گفتاري، ديداري و شنيداري بهره جويد تا بتواند به مسئوليت مهم و حساس خود در سازمان عمل نمايد.ابزارها و وسايل زيادي جهت برقراري ارتباط يا انتقال پيام وجود دارند که راديو و تلويزيون يکي از آنها مي باشد که با استفاده بجا و بهينه از ديگر وسائل جهت اطلاع رساني و آگاه نمودن مي تواند ما را به اهدافمان برساند.
هيات محترم دولت در جلسه روز 12 تيرماه سال (1384) لايحه آزادي اطلاعات را تصويب کرد. بر اساس اين لايحه هر شخص ايراني حق دسترسي به اطلاعات عمومي را دارد، مگر آن که قانون آن را منع کرده باشد، همچنين براساس اين مصوبه موسسات عمومي مکلفند اطلاعات مربوط را در دسترس مردم قرار دهند و نمي توانند متقاضيان دسترسي به اطلاعات را به هيچگونه دليل يا توجيهي از اطلاعات محروم نمايند. هر يک از موسسات عمومي نيز موظف شدند در راستاي نفع عمومي و حقوق شهروندي دست کم به طور ساليانه اطلاعات عمومي خود را با استفاده از امکانات رايانه اي يا حتي امکان در يک کتاب راهنما منتشر نمايند.
موارد عنوان شده در بالا مهمترين مباحث مربوط درخصوص لايحه آزادي اطلاعات بود که به نظر مي رسد نقش واحد هاي روابط عمومي در سازمان و دستگاه هاي اجرايي دولت و خصوصي و در کنار آن رسانه هاي جمعي (مطبوعات، صدا و سيما، خبرگزاري هاف سايت هاي اينترنتي و ...) در تحقق علمي و اجرايي اين لايحه نقشي بسيار تعيين کننده و اساسي است چرا که يکي از مهم ترين وظايف روابط عمومي ها و رسانه ها اطلاع رساني و افزايش آگهي هاي عمومي جامعه تعريف شده است که با تصويب اين لايحه اين وظيفه و ماموريت لزوم فعاليت بيش از پيش اين دو واحد ارتباطي و رسانه اي کشور را دو چندان مي کند، از سوي ديگر تصويب اين لايحه  در راستاي شعار مهم دانستن حق مردم است اين موضوع را تداعي مي کند که روابط عمومي ها و رسانه ها بايد با تلاش زياد و اتخاذ تدابير اصولي تر  فرايند اطلاع رساني به مخاطبان و گروه هاي مختلف مردم را گسترش دهند. براساس اين مصوبه نيز بايد به واحد هاي روابط عمومي در دستگاه ها و رسانه ها توجه بيشتري مبذول گردد و امکانات و اختيارات لازم را براي تحقق اين مصوبه دولت در اختيارشان گذارده شود. همچنين اجراي موثرتر آزادي اطلاعات در جامعه مستلزم همکاري و تعامل و ارتباط بيش از پيش روابط عمومي ها و رسانه هاي جمعي را طلب مي کند که اين دو واحد ارتباطي در يک فضاي دوستانه و علمي و در کنار يکديگر مردم را به حق اساسي شان که حق دانستن و آگاهي پيرامون رخدادهاي پيراموني شان است را برسانند.
روابط عمومي ها و رسانه هاي امروز بايد تعريف جديدي از فعاليت هايشان را ارائه و با استفاده از تکنيک هاي جديد در راستاي تحقيق جريان آزاد اطلاعات و ارتباطات در راستاي منافع عمومي کشور و مردم گام بردارند. افزايش توليدات خبري، گزارش، امور انتشاراتي نظير چاب کتاب، بروشورهاي اطلاعاتي و توسعه و گسترش سياست هاي اينترنتي اطلاع رساني با رويکرد سرويس دهي اطلاعاتي به مردم نه بانگاه جناحي و حزبي از ملزوماتي است که به نظر مي رسد بايد در دستور کار روابط عمومي سازمان و دستگاه ها و رسانه هاي جمعي قرار گيرد. به عبارتي ديگر مي توان گفت دوران حبس اطلاعات سال هاست به سر آمده و انتشار و شفاف سازي جريان اطلاعات و ارتباطات بايد در فرهنگ ما به امري رايج و نهادينه تبديل گردد.رسانه ها به عنوان يک امکان بالقوه مناسب، بهترين فرصت ها را براي ارتباط روابط عمومي با افکار عمومي فراهم مي سازد. هيچ يک از شيوه هاي اطلاع رساني کارايي رسانه هاي جمعي از جمله مطبوعات را ندارند.بايد بپذيريم روابط عمومي و روزنامه نگاري دو شاخه از درخت تنومند ارتباطات و دو حلقه از اين زنجيره است که بجاي رقابت و ستيز با هم، در خدمت و مکمل يکديگر بايد باشند.
روش هاي صحيح برقراري ارتباط مناسب بين روابط عمومي ها و رسانه ها
1 -تهيه و تنظيم بيانيه هاي مطبوعاتي و ارسال آنها به مطبوعات و يا ساير رسانه هاي جمعي (به وسيله ودرنويس، قرائت به وسيله تلفن و ارائه مستقيم به خبرنگار)
 2- ترتيب دادن نشست ها و مصاحبه هاي مطبوعاتي و راديو تلويزيوني
3- پاسخگويي به سوالات خبرنگاران و ارائه اطلاعات مورد نياز به آنها و ترتيب دادن مصاحبه هاي اختصاصي
4- تهيه جوابيه براي رسانه ها در قالب توضيح، تکذيب، تصحيح...
5- توليد اخبار تکراري
6- نشست هاي دوستانه با اربابان جرايد و رسانه ها
7 -ارسال پيام در مناسبت هاي مختلف براي خبرنگاران و مديران مسئول جرايد و ديگر رسانه ها
در خاتمه بايد بخاطر داشته باشيم هدف روابط عمومي بايد حل مشکل مشترک بين سازمان و مخاطبين سازمان بوده و مجرايي باشد براي تبادل انديشه ها و افکار مردم. از طرفي مهمترين وظايف و رسالت روابط عمومي بايد آگاه کردن مردم از تلاش ها و عملکرد و مشکلات پيش روي سازمان و جويا شدن نظر مردم و جمع کردن و انتقال آن به سازمان و ترتيب اثر دادن به آنها در برنامه ريزي هاي آتي به منظور رسيدن به رشد و توسعه بيشتر سازمان باشد لذا استفاده بجا از رسانه ها اين شمشير دو دم که همر مي توانند ضعفهاي سازمان را شناسايي و بيان نمايند تا نسبت به تقويت يا رفع آن اقدام شود و هم مي توانند نقاط قوت را به مهمترين شکل بيان کنند و افکار عمومي را آگاه سازند و انتقال دهنده آسان و بي دردسر نظرگاه ها و ديدگاه ها- عملکرد سازمان به مردم و بالعکس باشند.
 * يک روابط عمومي خوب بايد بهترين مرجع براي پاسخگويي بين سازمان و مردم باشد و بايد جوابگو و اطلاع رسان پيام هاف سياست ها و برنامه هاي سازمان با مخاطبان مختف باشد.
 * يک روابط عمومي خوب براي پاسخگويي بايد شناخت کافي از ابزارهاي پاسخگويي را داشته باشد.
 * و از همه مهم تر اين که رابطه تنگاتنگ روابط عمومي ها با رسانه هاي جمعي مي تواند بهترين حلقه واسطه اطلاع رساني بين دولت و اقشار مختلف مردم باشد.
com.dlogfa.emibinanzka


نگاه ويژه
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
شهرستان
ورزشي
انديشه و معارف
وبلاگستان
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه