جستجو
  نسخه شماره 937 - 1386/03/29 -   صفحه اصلي

بلاگر مجهز به ابزار ويدئو


نقش وبلاگ ها در عرصه آموزش الکترونيک


بزرگ ترين سمينار ديني دوسالانه در آلمان


مناجات در آب مناجات در آينه


معضل کنکور و سن ورود به دانشگاه!


يوتيوب و سياست


 بلاگر مجهز به ابزار ويدئو 


گوگل ظاهرا خيلي مسمم شده که بلاگر را قوي و قوي تر کند.براي اين کار قسمتي را با عنوان Draft in Blogger قرار داده که در آن امکانات جديدتر اما در حالت بتا در دسترس هست.در اولين قدم آپلود ويدئو بصورت مستقيم در بلاگر هست.براي اين کار دکمه اي در قسمت نوشتن مطلب در بلاگر قرار داده شده که شما مي توانيد با کليک روي آن ويدئوي مورد نظرتان را از روي هارد انتخاب کرده و با قرار دادن عنوان آن ويدئوي مورد نظر را همان جا آپلود کنيد، درست مانند يک تصوير.!براي اينکه آپلود ويدئو ممکن هست زمان بر باشد شما تصويري را به جاي ويدئو مي بينيد و مي توانيد ادامه مطلب خودتان را بنويسيد تا ويدئوي مورد نظر آپلود شده و جايگزين اون تصوير شود.پس از آپلود ويدئو شما مي توانيد  ويدئو را خيلي راحت تغيير اندازه بدهيد.ويدئو هاي آپلودي روي سرور هاي گوگل ذخيره مي شود و بايد توجه داشته باشيد که آپلود ويدئو از اين طريق بصورت خصوصي هست يعني در موتور جستجوي گوگل قرار نمي گيرد.
پرشين بلاگ وارد ششمين سال فعاليت
خود شد
پنج سال پيش در چنين روزي بيست و سوم خرداد ماه  سه جوان با نامهاي عطا، بهرنگ و سهند خبر به بار نشستن مدتها تلاش و برنامه نويسي شان را در محيط وب فارسي اعلام کردند و "پرشين بلاگ" متولد شد.امروز پنج سال از آن روز ميگذرد و پرشين بلاگ با بيش از هشتصدهزار کاربر و ميليون ها بازديدکننده روزانه، با غرور عنوان "بزرگترين جامعه اينترنتي ايرانيان" را يدک مي کشد.اين موفقيت از همکاري آن سه، شروع شد و با همياري و همدلي ده ها تن از متخصصان و هواداران تکامل يافت.


 نقش وبلاگ ها در عرصه آموزش الکترونيک 
نويسنده : محمدرضا شمشيرگر


امروزه آموزش الکترونيک يا استفاده از اينترنت براي يادگيري در حال جايگزيني بخشي از نظام آموزشي مي باشد. هر چند همان طور که هيچ گاه سايت هاي خبري نمي توانند جايگزين کاملي براي روزنامه ها شوند، آموزش هاي الکترونيک نيز نخواهند توانست جايگزين کاملي براي کلاس هاي درسي باشند، اما مي توانند بسياري از خلاها و کاستي هاي سيستم آموزش سنتي را بهبود بخشند.در اين بين، سايت هاي آموزشي توانسته اند نقش درخشاني ايفا کنند تا آنجا که پاسخ بسياري از سوالات فني را مي توان از طريق سايت هاي آموزشي فرا گرفت، و وبلاگ ها نيز اندک اندک جاي خود را در اين ميان باز کرده اند.
نرم افزار، عرصه فراگير وبلاگ هاي آموزشي
در حدود نيمي از وبلاگ هاي آموزشي در زمينه هاي مربوط به کامپيوتر، اينترنت و نرم افزارها فعاليت دارند و اين مساله از يک سو به خاطر کاربراني است که اين وبلاگ ها را ايجاد مي کنند و از سوي ديگر به خاطر نيازهاي مخاطبان. هر چند متاسفانه گاه مطالب بعضي از وبلاگ ها در عرصه هاي نه چندان مطلوب (مانند آموزش هک و خرابکاري در سيستم هاي ديگران) مي باشد اما به هر حال وبلاگ هاي آموزشي عرصه رايانه نقش مهمي در ارتقا دانش کاربران و پاسخگويي به سوالات آن ها داشته، تا آنجا که نتيجه جستجوي شما در موتورهاي جستجو براي يافتن پاسخ يک سوال يا پيدا کردن يک نرم افزار، معمولا يک وبلاگ آموزشي است.
تفاوت هاي سايت هاي آموزشي و وبلاگ ها
وب سايت هاي آموزشي عمدتا در قالبي رسمي و برنامه ريزي شده به آموزش برخي نرم افزارها يا علوم ديگر مي پردازند، در حالي که بلاگر معمولا تجربيات جسته و گريخته خود را عنوان مي دارد.نويسندگان وبلاگ هاي آموزشي ارتباط مستقيمي با مخاطبان خود دارند و در صورتي که در حوزه آموزش آن ها سوالي پرسيده شود غالبا به سرعت و به صورت کامل پاسخ مي گويند، اما وب سايت هاي آموزشي به نسبت از سيستم پاسخگويي قوي برخوردار نيستند.
تبديل وبلاگ هاي آموزشي به وب سايت ها
برخي از وبلاگ هاي آموزشي بعد از گذشت مدتي زمان از تاسيس آن ها و با حرفه اي تر شدن عملکردشان  از يک سو و استقبال مخاطبان از سوي ديگر، رفته رفته به وب سايت هاي آموزشي تبديل مي شوند. در نوع ديگري، عده اي از وبلاگ نويسان آموزشي تصميم مي گيرند تا با به اشتراک گذاشتن دانش خود و هم افزايي ناشي از با هم بودن، يک وب سايت آموزشي را راه اندازي نمايند. به هر رو به نظر مي رسد تبديل وبلاگ هاي آموزشي به سايت هاي آموزشي و در نتيجه کاهش نقاط ضعف آن ها مي تواند  هم به سود کاربران و هم به سود بلاگرها شود.
بيان تجربيات
يکي از مهمترين ويژگي هاي وبلاگ هاي آموزشي بيان تجربيات شخصي افراد در مورد علم مورد نظر است، و گاه بسياري از اين تجربيات شخصي به خصوص در عرصه علوم رايانه اي به نحو چشمگيري راهگشاي ديگر کاربران است.
آسيب شناسي وبلاگ هاي آموزشي
وبلاگ هاي آموزشي نيز مانند انواع ديگري از وبلاگ ها به آسيب هايي دچار هستند که از جمله مهمترين آن ها مي توان به جامع نبودن وبلاگ اشاره کرد. همان طوري که پيش از اين نيز گفته شد، وبلاگ هاي آموزشي معمولا مجموعه هاي مدوني که از ابتدا تا انتها يک مبحث خاص را مورد بررسي قرار دهند نيستند و بيشتر به صورت پراکنده به بررسي و بيان مسائلي در زمينه دانشي خاص مي پردازند و اين مساله سبب سردرگمي مخاطبان آن ها مي شود.
و در پايان
به نظر مي رسد با توسعه جامعه مجازي و فراگير شدن موضوعات اين حوزه وبلاگ هاي آموزشي از جايگاه ويژه اي در انتقال مفاهيم آموزشي با سرعت بيشتر و با حجم وسيع تر، برخورداراست و توجه به اين حوزه در وبلاگ نويسي مي تواند کمک شاياني به گسترش علوم مختلف در فضاي اينترنت داشته باشد.


 بزرگ ترين سمينار ديني دوسالانه در آلمان 


محمدعلي ابطحي در يادداشت روز 25 خردادماه سال جاري اقدام به ارائه گزارشي از شرکت خود در سمينار دوسالانه ديني کريستن تاگ نموده است که بخشي هايي از اين مطلب بشرح ذيل مي باشد:
هر دو سال يک بار مراسم مهمي از 16 تا 20 خرداد (6 تا 10 جون) در آلمان برپا مي شود با نام "کريستن تاگ" يعني روز کليسا. امسال سي و يکمين باري بود که اين مراسم با عنوان "زنده و فعال و برنده تر" نامي برگرفته از انجيل، در کلن برگزار مي شد. يک سال کاتوليک هاي آلمان و يک سال پروتستان هاي آلمان مسئول برگزاري اين مراسم هستند. بنا به گفته ي مسئولان، امسال حدود 300 هزار نفر بليط 90 يوروئي اين مراسم را تهيه کرده بودند.جز در مراسم بزرگ عمومي دعا که در روز اول و آخر در ميدان بزرگ اصلي شهر برگزار شد، بقيه اوقات در محل نمايشگاه دائمي شهر کلن در طول اين 4 روزه بيش از سي هزار فعاليت در آن جا انجام گرديد که از جمعيت 300 هزار نفره اي که بليط تهيه کرده اند، مي توانستند هر کدام از آن ها را خواستند شرکت کنند يا بازديد نمايند. مسئول برگزارکننده آن NGO کريستن تاگ و کليساي آلمان است. هر ساله در اين 4 روزه، شهري که در آن کريستن تاگ برگزار مي شود، داراي فضايي کاملا مذهبي مي شود. بسياري از شرکت کنندگان جوانان هستند که از شهرهاي اطراف شرکت مي کنند. مدارس اطراف شهر در بروشوري آدرس هاي خود را منتشر کرده بودند که جوان هاي شهرستان ها که با يک کوله پشتي و معمولا به اتفاق مربيان و معلمان خود شرکت کرده بودند، در آن جاها بتوانند اقامت نمايند. بيش از 4500 نفر در اين چند روزه داوطلبانه براي برگزاري اين مراسم همکاري مي کنند و چون به قصد عبادت حاضر مي شوند، بسيار پرکار و محترمانه فعاليت مي نمايند. چندين سالن بزرگ در نمايشگاه بود که با بيش از 5 هزار نفر ظرفيت در سانس هاي مختلف در آن ها برنامه سخنراني و يا تاتر و يا گفت و گوي آزاد ديني برگزار مي شود. به جاي صندلي از نوعي کارتون استفاده کرده بودند که داخل آن يک ضربدري کارتوني بود که مي توانست صندلي متفاوت و راحتي باشد. کتابچه مفصل 400 صفحه اي به ترتيب روز و ساعت برنامه هاي مختلف و ساعات گوناگون جشن 4 روزه ي "روز کليسا" را نوشته بود تا مخاطبان بتوانند اولويت خود را برگزينند. بنا به آمار اين کتابچه، در اين چهار روز در نقاط مختلف اين نمايشگاه هزار برنامه موسيقي، 30 تاتر، 12 فيلم و 400 نمايشگاه نقاشي و عکاسي مذهبي هم به نمايش درآمد. يک سالن بزرگ به سخنراني افراد شرکت کننده اختصاص داشت که خودشان در پشت ميز جلسه، بدون برنامه ريزي قبلي شرکت مي کردند و نظرشان را در مورد مسيح در دنياي فعلي بيان مي کردند که بنا دارند آن را کتاب کنند.از من به عنوان رئيس موسسه گفت و گوي اديان دعوت کرده بودند تا در تنها ميزگرد سياسي عقيدتي آن جا شرکت کنم. موضوع بحث آن ميزگرد، مخاطره پرخطر اروپاي مسيحي در خاورميانه مسلمان بود. حرفي که من آن جا زدم و مورد استقبال قرار گرفت اين بود که مشکل اصلي اروپا و آمريکا اين است که منطقه خاورميانه و باورها و خصوصيات آنان را نمي شناسند و از روي اطلاعات عمومي خود و با استفاده از نظرات مشاوران يا اپوزسيون هاي مغرض در مورد منطقه خاورميانه و يا ايران رفتار مي کنند و به همين دليل نه تنها به نتيجه نمي رسند بلکه باعث رشد خشونت و خشم در اين منطقه شده اند. با آن که فضاي آلماني ها، به خصوص در موقع سخنراني يک فرد ايراني، بعد از گذشت چند روز از صحبت هاي جديد آقاي احمدي نژاد، خيلي اسرائيلي مي توانست باشد اما هنوز هم حرف هاي منطقي ضد اسرائيلي اثر مثبت خودش را داشت. گفتم سوال اصلي اصلاح طلبان و آزادي خواهان خاورميانه و جهان اسلام و ايران اين است که چرا ارزش هاي مورد قبول غرب مثل دموکراسي و حقوق بشر و آزادي خواهي وقتي به مرزهاي اسرائيل مي رسد، همگي ملغي مي گردد؟ اين مهم ترين دليل عدم اعتماد و باور به غرب در اين منطقه است.
com.wedneveshteha


 مناجات در آب مناجات در آينه  


-عشق تنها کار بي چراي عالم است.
چه آفرينش بدان پايان مي گيرد. - (دکتر شريعتي)
چه عشقي در دل شبهاي بي فاطمه
گويي عشق مطهره پس از رفتن او رنگ ديگري به خود گرفت
نه عشق هاي از پي رنگ آدميان
بي هيچ تزوير بي هيچ....
او رفت با نخستين پيک خورشيد بر ماه شب سوار
او رفت تا بانگ زاغان شوم و کفتاران ديده به فدک دوخته را....
هيهات بر نامردماني که مردمي را مديون آل طه بودند. هيهات
مي داني کالبد بي روح  يک غنچه هنوز در ذهن تاريخ نماد گلستاني که بشريت را سالهاست شرمنده خود ساخته است.
ونسيم هايي که از تربت او برميخيزند بشارتگران شرافتند.
فدک بهانه اي بود و بس او بازمانده سلاله نور بود
و دلش گنجينه شب خوانده هاي دروازه علم و معرفت
و دامانش گستره شهامت پروري شهادت پروري آزادي و آزادي خواهي.
اينک که عالميان وامدار صداق اويند هزار سال و اندي
تمام ابرها تمام آب ها
تمام رودها و درياها
حتي کوير ها وصحرا ها
مرضيه از خاستگاه مرسل
راضيه....
com.persiandlog.sanctuary


 معضل کنکور و سن ورود به دانشگاه! 

در يادداشتي در وبلاگ از زندگي نويسنده به مسئله سن ورود به دانشگاه و تبعات ناشي از شرايط تحميلي کنکور به نسل جوان برداخته است :
مسئله پرسابقه کنکور در ايران ذهن خيلي از افراد نسل هاي مختلف ما را درگير کرده و مي کند.واقعيت کنکور اين است که به دليل ظرفيت محدود پذيرش دانشجوي جديد و وجود عدم تعادل شديد ميان داوطلبين به ورود به دانشگاه ها و فرصت هاي تحصيلي حاضر، همواره درصد قابل توجهي از جوانان مستعد يا علاقه مند قادر به عبور از سد کنکور نمي شوند.ريشه يابي آنچه به معضل کنکور تبديل شده امروز به اين بحث من مربوط نمي شود; فقط اشاره وار مي گويم تبديل شدن مدرک تحصيلي دانشگاهي به صرفا ابزاري براي نيل به اهداف اجتماعي خاص (مثلا به عنوان سرجهازي براي دختران دم بخت يا فرار از خدمت سربازي براي پسران) يا منافع اقتصادي (استخدام حتي در شغلي مغاير با رشته تحصيلي يا ارتقاي درجه شغلي) و نه الزاما ابزاري براي توليد و تحقيق و پيشرفت علم و فن آوري و امثال آن را هم در تشديد شرايط نامتعادل امروز نمي توان ناديده گرفت.
يکي از تبعات شرايط تحميلي کنکور براي جوانان ما که براي من جاي افسوس دارد اين است که هستند کساني که تصور مي کنند اگر يکي دو سال در کنکور شرکت کردند و به هر دليل (که مسلما در موارد زيادي به هيچ وجه ناشي از استعداد کم يا عدم تلاش کافي از سوي او نبوده است) در ورود به دانشگاه موفق نبودند ديگر بايستي از قيد ادامه تحصيل براي يک عمر بگذرند و ديگر هرگز به فرصت هاي بعدي براي ادامه تحصيل فکرنکنند.
من موارد زيادي را در کشورهاي ديگر شاهد بودم که افراد در سنين بالا و حتي پس از تشکيل خانواده و يا کسب شغل، ناگهان به فکر ادامه تحصيل افتاده اند و از آنجا که اين انتخاب عمدتا بنا به انگيزه و علاقه ايشان به نفس ادامه تحصيل يا کنجکاوي علمي و تحقيقاتي و البته در کنارش احتمالا بهبودي در شرايط وجهه اجتماعي يا پايگاه اقتصادي هم بوده، اقدام شان با موفقيت هم همراه شده و تاثير مثبتي بر ايشان و افراد خانواده و مسلما جامعه هم به همراه داشته است.در همين کنفرانس بين المللي در يونان که شرکت کردم با خانمي که استاد دانشگاهي دراستراليا بود و او هم براي ارائه مقاله تحقيقي خود شرکت کرده بود آشنا شدم.وقتي بنا به دلايلي از سوابق تحصيلي ايشان آگاه شدم متوجه شدم که ايشان تحصيل دوره ليسانس خود را در سال 1990 يعني در سن 33 سالگي شروع کرده بود و سپس با ادامه کار به مدرک دکترا نائل شده و اينک به تدريس و تحقيق مشغول است.همسرش که او را در اين سفر همراهي کرده بود يک پرستار بود!
به نظرم مي رسد که شايسته است در مورد بازنگري افراد نسبت به توانايي هاي خود و استعدادهايي که مي تواند علي رغم شرايط نامطلوب حاضر ديرتر يا زودتر شکوفا شود تاکيد شود.درست است که شرايط تحصيلي ما در اين کشور با شرايط ايده آل يا شرايط کشورهاي ديگر فاصله زيادي دارد اما نابساماني شرايطي که بر ما تحميل مي شود، نمي بايستي فرد فرد ما را از تلاش براي پيگيري آنچه خود را شايسته و سزاوار آن مي دانيم "در طول زمان" يا حتي در "عرصه مکان" باز دارد.
net/dlog.ahmabnia


 يوتيوب و سياست 

اين هفته يوتيوب بار ديگر دنياي سياست را به جنبش درآورد، از ويدئوي آن «دست دادن ها» بگيريد تا مستي سارکوزي هنگام مصاحبه مطبوعاتي و دزديده شدن ساعت جورج بوش در آلباني!
واقعيت اين است که سهولت ارسال ويدئو به يوتيوب و پربيننده بودن غيرقابل تصور اين سايت اشتراک ويدئو، يوتيوب را از يک سايت سرگرمي ساز صرف به درآورده است و به يک ابزار سياسي توانمند هم تبديل کرده است، يک ويدئوي کوتاه با کيفيت پايين از يک شخص سياسي مشهور مي تواند، روزها و هفته ها به خبر داغ همگاني تبديل شود.
اگر ديروز «پاپارازي هايي» داشتيم که به اميد فروش يک عکس جنجالي ساعت ها اشخاص مشهور را تحت نظر داشتند، امروز به ياري گوشي هاي موبايل هر شخص يک پاپارازي بالقوه است.ديگر نياز به آمادگي و ترفندهاي حرفه اي نيست، به علاوه ديگر سايبرژرناليست مورد بحث، لازم نيست خطرهاي حرفه اي کار را تا زمان انتشار احتمالي عکس به جان بخرد.
 گاهي حتي لازم نيست، «ژورناليست شهروند» ما، خود تصاوير را گرفته باشد و فيلم ها را برداشته باشد، يک تکه ويدئو از اظهارنظرهاي نسنجييده يک سياستمدار که در نگاه نخست کسي به آن توجه نکرده بعد از گذشت هفته ها و ماه ها مي تواند روي يوتبوب جا خوش کند و بازتاب گسترده پيدا کند.
در آگوست سال 2006 فيلمي از سناتور «جورج الن» جمهوري خواه روي يوتيوب قرار داده شد که در آن سناتور به يکي از مخالفان خود که اصليتي هندي داشت، دو بار به وضوح «ميمون» گفته بود، ويدئو خيلي زود در صدر ويدئوهاي پرتماشاگر يوتيوب قرار گرفت و پس از آن در صفحه نخست واشنگتن پست و شبکه هاي کابلي راديو تلويزوني بازتاب گسترده پيدا کرد.
محبوبيت جورج الن، به عنوان نامزد برنده و منتخب احتمالي جمهوري خواهان در سال 2008 به سرعت در حال نزول بود چرا که چنين دشنام نژادپرستانه اي چيزي نبود که رسانه ها به سادگي فراموشش کنند.سناتور و حاميانش مجبور شدند دو بار از مردم عذرخواهي کنند.
يوتيوب به عنوان يک ابزار انتخاباتي به وسيله هواداران «ند لامونت» در سال 2006 عليه سناتور جوزف ليبرمن مورد استفاده قرار گرفت.حاميان لامونت بارها در يوتيوب ويدئوهايي در حمايت از نامزد خود و برعليه ليبرمن آپلود کردند.حتي گفته مي شود، لامونت، کارمند تمام وقتي را براي هماهنگي هواخواهان بلاگر و ويدئوبلاگر خود استخدام کرده بود.
گرچه اين ويدئوها نتوانستند کار را براي ليبرمن و جورج الن تمام کنند و آنها توانستند با زحمت از مشکلاتي که يوتيوب برايشان فراهم آورده بود، جان سالم به دربرند ولي يک نکته مسلم است، سياستمداران بايد مواظب باشند، حرف و حرکت نسنجيده بعدي آنها ممکن است روي يوتبوب قرار گيرد.
ولي سوال اصلي که مطرح مي شود اين است که آيا يوتيوب سياست را دموکراتيزه مي کند و يا با نشان دادن برش هاي تخريبي از زندگي سياستمداران و رويدادهاي سياسي ابزاري براي تخريب آن فراهم مي آورد؟
بعضي از تحليل گران مي گويند که يوتيوب باعث مي شود سياستمداران از حرکات ساختگي و تصنعي دست بردارند، چرا که خوب متوجه شده اند که سرانجام يوتيوب چهره واقعي آنها را عيان خواهد کرد.
ولي ديگران زماني را پيشبيني مي کنند که سياستمداران به واسطه يوتيوب بيش از پيش خشک و جدي و محافظه کار شوند.
بعضي از سياستمداران مثل توني بلر دل خوشي از رسانه هاي جديد ندارند و حتي اين مطلب را به زبان هم مي آورند، در مقابل بعضي سياستمداران تصميم گرفته اند به صورت فعال تري از اين رسانه ها و يوتيوب استفاده کنند، شايد مشهورترين آنها هيلاري کلينتون باشد که مدتهاست کانالي در يوتيوب دارد و از اين طريق مي تواند مستقيما با مردم سخن بگويد.
در شرايط حاضر سياستمداران بايد همواره باور داشته باشند که در حال پخش زنده هستند.ديگر يک سياستمدار نمي تواند به سادگي يک عبارت تخريبي و حتي دوپهلو به زبان آورد.حالا رقابت هاي انتخاباتي به يک پخش 24 ساعته زنده تبديل شده است.
در نوشتن اين مطلب از يکي از مقالات نيويورک تايمز استفاده شده است.com.eshkz1pe


سرمقاله
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
شهرستان
ورزشي
دانشگاه
وبلاگستان
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه