جستجو
  نسخه شماره 924 - 1386/03/10 -   صفحه اصلي

بررسي کامنت هاي وبلاگ ها و محتواي آن ها
محمدرضا شمشيرگر
به مناسبت سالگرد عروج ملکوتي امام خميني (ره)
آفتابي تابان


رويکردهاي توسعه فناوري اطلاعات در مراکز آموزش کشاورزي


موسيقي از اضطراب مي کاهد


 بررسي کامنت هاي وبلاگ ها و محتواي آن ها  
  محمدرضا شمشيرگر


کامنت به معناي توضيح ، تفسير و توضيح نوشتن معنا شده است ، اما در عالم وبلاگ نويسي به معناي آن است که  مخاطبان يک وبلاگ در قسمت ويژه اي که براي هر پست (لاگ) در نظر گرفته شده است به بيان نظرات خود مي پردازند . کامنت ها در واقع مي توانند محلي براي بحث و تبادل نظر درباره نوشته وبلاگ باشند ، اما امروزه محتواي کامنت ها و کارکردهاي آن ها نسبت به آنچه بايد باشد اندکي تغيير يافته است که در اين مقاله به صورت مختصر مورد بررسي قرار گرفته است .
تاثيرات رواني کامنت ها بر نويسنده
کامنت ها آثار رواني خاص خود را به دنبال دارند . برخي افراد به نقد شديد نوشته هاي نويسنده مي پردازند تا آنجا که گاه سبب ياس وي مي شوند . در بعضي موارد کامنت هاي جنجال آفريني گذاشته مي شود که سبب واکنش نويسنده در پست هاي بعدي وبلاگ در پاسخ به آن ها مي شود ، هر چند در واقع يکي از ويژگي هاي کامنت ها ، اين نوع بحث و تبادل نظرات بوده است اما گاه شاهد بحث شديد و خارج از منطق و حتي توهين هايي در قسمت کامنت ها هستيم .از ديدگاهي ديگر ، براي بعضي نويسندگان وبلاگ ها بودن کامنت يا نبودن آن نشانگر اهميت مطالب نوشته شده آن ها براي مخاطبانشان است . در وبلاگي نويسنده وبلاگ چنين نوشته بود : " بعد از مدتي که ديگه هيچ کدامتون برام کامنت نگذاشتيد، مطمئن شدم ديگه افکار و نظراتم براتون مهم نيست اما هنوز مي نوشتم تا هفته ي پيش که هر دفعه يک کدامتون را ديدم يا با هاتون چت کردم درباره يکي از پست هام حرف زديد ، اونجا بود که فهميدم هنوزم همتون مي آييد و نوشته هام را مي خوانيد " در واقع مي توان گفت نويسنده وبلاگ تعداد کامنت ها را نمادي از مقبوليت يا عدم مقبوليت نوشته خود مي داند .
کامنت هاي تبليغاتي
تبليغات يکي از مسائل هميشه موجود در جاي جاي اينترنت بوده است . در بحث کامنت ها نيز شاهد انواع و اقسام حضور تبليغاتي هستيم . از بلاگرهايي که در تبليغ وبلاگ خود را مي کنند تا سايت هايي که به معرفي خود مي پردازند . بايد به اين نکته توجه داشت که بسياري از اين تبليغات براي نويسنده وبلاگ ناخواسته و نامطلوب به شمار مي روند ، چرا که شايد نويسنده وبلاگ علاقه اي به ديدن اين پيام هاي تبليغاتي در ميان نظراتي که مخاطبان وي براي او گذاشته اند نداشته باشد ، پس بهتر است بگوييم اين نوع تبليغات به نوعي اسپم مي باشند . هر چند براي حل اين معضل سرويس دهنده هاي وبلاگ اين امکان را براي نويسنده وبلاگ فراهم آورده اند که پس از تائيد يک نظر آن را در وبلاگ وي نمايش دهد ، اما بسياري از بلاگرها تمايلي به استفاده از اين مساله ندارند ، چرا که سبب ايجاد فاصله بين آن ها و مخاطبان خود مي شوند و بهتر بگوييم سبب بي انگيزه شدن برخي مخاطبان براي گذاشتن پيام ، چرا که مخاطبان وبلاگ عادت کرده اند پس از آنکه پيام خود را ارسال مي کنند آن را همان جا مشاهده نمايند .
 جذب مخاطبان براي کامنت گذاري
بعضي بلاگرها با توسل به شيوه هايي در صدد آن بر مي آيند تا کامنت هاي بيشتري براي وبلاگ خود جمع آوري کنند . شايد گاهي در هنگام ورود به بعضي از وبلاگ ها با اين پيام مراجعه شده باشيد "نظر يادت نره !"عده اي از بلاگرها طي سياستي متقابل با گذاشتن کامنت در ديگر وبلاگ ها ، از آن ها نيز انتظار دارند که در وبلاگشان کامنت بگذارند و اين نيز يکي ديگر از راه هاي جذب مخاطب به شمار مي رود .عده اي ديگر از بلاگرهاي باذوق با تغيير متن قسمت نظرات سعي در جذب مخاطبان داشته اند ، از نمونه اين کلمات مي توان به اين موارد اشاره کرد که به جاي عبارت نظر بدهيد آورده شده است :لطف رهگذران ، پيام صورتي ، هديه ، ديدگاه شما ، حرف دل ، با من حرف بزن ، و ...
آماري از محتواي کامنت ها
محتوا و تعداد کامنت ها بسته به نوع وبلاگ ، بازه به روز رساني آن و تعداد ارتباطات نويسنده وبلاگ با ديگران مي تواند متفاوت باشد . به عنوان مثال هر چه که يک وبلاگ تخصصي تر باشد ، کامنت ها با موضوع بحث شده در وبلاگ بيشتر در ارتباط است و پيام هاي شخصي براي نويسنده کمتر است . در يک آمارگيري تصادفي مشخص شد حدودا 70درصد کامنت هاي گذاشته شده نه مربوط به پست ارسال شده ، بلکه کامنتي عمومي بوده که يا حاوي يک متن ادبي و آدرس وبلاگ کامنت گذارنده بوده است ، يا حاوي پيغام " به روز شدم ، سر بزنيد!" بوده است . اين کامنت ها که مي توان از آن ها با عنوان "به روز شده ها" نام برد ، در واقع تبليغي است که نويسنده اي ديگر براي وبلاگ خود انجام مي دهد و با توجه به حجم زياد اين نوع پيام ها ، مي توان گفت که بلاگرها شايد مکان مناسب تري براي اطلاع رساني درباره به روز رساني وبلاگ خود نيافته اند . هر چند سرويس هاي پشتيبان وبلاگ ها عموما در صفحه نخست خود آخرين وبلاگ هاي به روز شده را نمايش مي دهند ، اما ظاهر برخي نويسنده ها نمي توانند به اين اکتفا کنند و از طرفي مي خواهند به نوعي دوستان خود را با خبر کنند .بعضي از کامنت ها نيز در واقع پيام هاي شخصي براي نويسنده وبلاگ هستند که ساده ترين راه انتقال اين پيام را گذاشتن کامنت دانسته اند ، که البته همان طور که در ادامه اشاره خواهد شد يکي از سرويس دهنده هاي وبلاگ اين مشکل را تا حدي حل کرده است .از نکات جالب در تحليل محتوايي کامنت هاي گذاشته شده مي توان به اين مساله اشاره کرد که بيش از 95 درصد افرادي که کامنت گذاشته اند آدرس وبلاگ خود را قيد کرده اند ، و احتمال مي رود بخشي از 5 درصد باقي مانده نيز صاحب وب يا وبلاگ باشند و به هر دليلي آدرس خود را قيد نکرده باشند . اما در  هر  حال مي توان به اين نتيجه رسيد که کامنت گذارندگان اکثريت قريب به اتفاق خود وبلاگ نويسند .بعضي کامنت ها نيز درخواست اضافه کردن لينک وبلاگ خود به عنوان لينک متقابل را داشته اند که از اين افراد مي توان با عنوان متقاضيان لينک متقابل ياد کرد . در برخي سرويس دهنده هاي وبلاگ ، استفاده از آيکون ها نيز در ميان پيام امکان پذير است ، که مي توان گفت در حدود بيست درصد کامنت ها در محتواي خود از آيکون هم استفاده برده اند و   در اين بين استفاده از آيکون تصويري گل رايج ترين آيکون در متن کامنت ها بوده است .

تفاوت هاي سيستم پيام گذاري در سرويس هاي مختلف
تقريبا در تمام سرويس ها ، اين موارد به صورت مشترک به چشم مي خورد : نام ، پست الکترونيک ، پيام ، وب سايت ، و گزينه براي حفظ اطلاعات شما .
در سرويس پرشين بلاگ ، هنگامي که فردي  پست الکترونيک و يا آدرس وبلاگ خود را وارد مي کند ، آدرس وي در بخش نظرات نمايش داده مي شود ، اما در سرويس بلاگفا ، هنگام نمايش کامنت هاي افراد آدرس وبلاگ يا ايميل آن ها نمايش داده نمي شود ، بلکه لينکي به چشم مي خورد با عنوان "و سايت"  و  "پست الکترونيک" که با قرار گرفتن نشانگر ماوس بر روي آن ها آدرس نمايش داده مي شود . در سرويس بلاگ اسکاي نيز همچون بلاگفا آدرس وب و پست الکترونيک نمايش داده نشده اند ، با اين تفاوت که در اين سرويس از واژه هاي  wed  و  email  به صورت انگليسي استفاده شده است و البته امکان حفظ مشخصات فرد کامنت گذارنده براي مراجعات بعدي وجود ندارد .
در سرويس ميهن بلاگ امکان ديگري براي ارسال به صورت پيام خصوصي وجود دارد که باعث مي شود پيام ارسال شده براي عموم نمايش داده نشود و اين سبب مي شود که پيام هاي خصوصي کمتري در بخش نظرات مشاهده شود .

در پايان
سعي کنيد در صورتي که به وبلاگ دوستانتان سر مي زنيد ردپايي از خود به جاي بگذاريد و نظري مرقوم کنيد ، همچنين در صورتي که در وبلاگ فرد غريبه اي نيز مطلبي به چشمتان خورد که براي شما جذابيت يا جاي بحث داشت ، حتما نظر خود را در قالب کامنت اعلام کنيد ، چرا که اين کار شما به نويسنده انگيزه اي براي ادامه کار خواهد داد .
 در هر صورت کامنت ها چه براي بحث و تبادل نظر باشند ، چه براي تبليغات ، چه براي بيان احساسات دوستان و يا خشم مخالفان ، از جمله جذابيت هاي عالم وبلاگ نويسي هستند و گاه مي توانند محنصر به فرد باشند . 
در وبلاگ يکي از نويسندگان ، براي مطلبي چنين کامنتي گذاشته شده بود : الان وقت ندارم ، بعدا مي خوانم !


 به مناسبت سالگرد عروج ملکوتي امام خميني (ره)
 آفتابي تابان  


شناخت الگوهاي موفق در عصر حاضر، آرزوي هر جوان حقيقت جو و طالب رشد و خوشبختي است. نوشتار ذيل نيم نگاهي به گنجينه شخصيتي و زندگي امام خميني قدس سره در دوران حيات روح انگيز ايشان دارد. به اميد پيروي از گفتار و رفتار الهي او که چون چراغي فروزان، تا روشني بخش پويندگان طريق سعادت مي باشد. امام براي کارها و فعاليت ها و برنامه هاي روزانه خود جدولي داشتند که خود ايشان آن را تهيه مي کردند. در آن جدول کارهاي همه ساعات شبانه روزي امام درج شده بود به جز ساعاتي از شب که براي نمازشب و راز و نياز با خدا از خواب برمي خاستند. امام در تمام طول شبانه روز حتي يک دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند. ايشان روزي سه مرتبه و هر بار نيم ساعت قدم مي زدند که اين راه رفتن با ذکر گفتن همراه بود; يعني نيم ساعت راه رفتن با ساعات تنظيم نمي شد بلکه با ذکرهايشان تنظيم مي شد. زيارت عاشوراي ايشان ترک نمي شد و آن را با صد لعن و سلام مي خواندند. در ماه مبارک رمضان هر روز ده جز قرآن مي خواندند، يعني هر سه روز يک دور قرآن را ختم مي کردند. آن قدر از هوش و ذکاوت برخوردار بودند که نسبت به آنچه در ضمير انسان مترتب مي شد آگاه بودند. امام معمولا در مجالس سکوت اختيار مي کردند، مگر موقعي که کسي از ايشان چيزي مي پرسيد. با مردم همزيستي داشتند و با خضوع تمام سعي مي کردند که زودتر سلام کنند. وعمل به احکام دين مورد تاکيد ايشان بود. امام در مصرف برق نهايت صرفه جويي را داشتند. ايشان مايحتاج خود را روزانه تهيه مي کردند و هرگز حاضر نمي شدند چيزي را که همان روز احتياج ندارند تهيه فرمايند. امام به نظافت اهميت مي دادند، شايد سال ها و سالها يک قبا و سجاده داشتند و مي پوشيدند ولي همين يک قبا آنقدر تميز بود که شايد کم تر کسي به نظافت ايشان پيدا مي شد. عروس امام در مورد ايشان مي فرمايند: "نجف که بوديم آقا چشمشان ناراحت شده بود، دکتر آمد و چشم ايشان را ديد و گفت: شما چند روزي قرآن نخوانيد و استراحت کنيد. امام يک دفعه خنديد و گفتند: دکتر من، چشمم را براي قرآن خواندن مي خواهم! چه فايده اي دارد اگر چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما يک کاري بکنيد که من قرآن بخوانم." امام نقش مادر را در خانه و در تربيت فرزند بسيار تعيين کننده مي دانستند و به تربيت بچه ها خيلي اهميت مي دادند و مي گفتند: "اگر کسي بتواند يک نفر را تربيت کند، خدمت بزرگي به جامعه کرده است." ايشان معتقد بودند که در تربيت فرزند از مرد کاري برنمي آيد و اين کار بر دوش مادر نهاده شده است; چون عاطفه زن بيش تر است و قوام خانواده هم بايد براساس محبت و عاطفه باشد و معتقد بودند که شريف ترين شغل در عالم، بزرگ کردن يک بچه و تحويل دادن يک انسان به جامعه است. در طول تاريخ از آدم تا خاتم، انبيا» آمدند که انسان درست کنند. امام احترام به مادر را بسيار مهم مي دانستند و سفارش مي کردند که براي مادرتان هديه بخريد. امام در انتخاب همسر چه براي دخترانشان و چه براي پسرانشان روي خانواده هايشان خيلي تاکيد مي کردند. امام مي فرمودند: "خانواده ها بايد هم مسلک باشند، سنخيت داشته باشند و مومن و متعهد باشند." از جمله آزادي هايي که امام در مورد همه و نيز در مورد فرزندانشان معتقد بودند، حق انتخاب همسر بود. لذا به هنگام ازدواج دخترانشان مي فرمودند: من فلاني را مناسب تشخيص دادم، اما نظر صائب و نهايي به عهده شما فرزندان است و در صورت عدم تمايل دختران به ازدواج مساله منتفي بود. ايشان از مرداني که به همسرانشان جفا کرده، آن ها را طلاق مي دهند و همسر ديگري اختيار مي کنند، به شدت نفرت داشتند. البته مسائل اخلاقي ايجاب مي کرد که اين نفرت را ابراز نکنند. امام در مورد مهريه فرزندانشان حد متعارف را در نظر داشتند. مقدار زيادي را نمي پذيرفتند، ولي قانع به اين هم نبودند که کسي فقط يک کلام الله مجيد را مهر قرار دهد. مرقومه امام در صفحه اول قرآني که براي يک زوج جوان نوشتند چنين بود: "زن و مردي که مي خواهند ازدواج کنند اگر بخواهند خوشبخت باشند، بايد عازم سازش باشند، يعني بايد تمام تلاششان اين باشد که با يکديگر بسازند." امام در پوشش خانم ها روي رنگ خاصي نظر نداشتند و در کل معتقد بودند که پوشش نبايد مفسده انگيز باشد البته چادر را بهتر مي دانستند. چون معتقد بودند چادر براي زن برازنده تر است و سمبل انقلاب اسلامي مي باشد. امام در عين حال که به ارتباط بين زن و مرد (نامحرم) بسيار حساس بودند به اين امر نيز معتقد بودند که زن با حفظ خود از گناه مي تواند بيش ترين فعاليت را داشته باشد. ايشان در پاسخ به افرادي که از ايشان درخواست کرده بودند از ورود خانم ها در تظاهرات و راهپيمايي هاي دوران انقلاب جلوگيري کنند تا احيانا اهانت و هتک حرمتي نسبت به آن ها نشود مي فرمودند: "خانم ها دوش به دوش مردان در کنار آقايان در تمام مراحل شرکت داشته باشند و هيچ کس حق ندارد که تفوهي (حرف و سخني) نسبت به مساله جدا کردن خانم ها از حرکت سياسي، اجتماعي و فرهنگي داشته باشد. امام خميني در توصيه به مسوولين مي فرمودند: شما سعي کنيد امکانات تحصيلي را براي خانم ها فراهم کنيد که به اين ها در طول تاريخ ظلم بسيار شده، حال آن که برخي از آن ها را که من مي بينم استعدادهاي خوبي دارند که بايد شکوفا شود و در قيقت حيف است که هدر رود." يکي از شاگردان و مريدان امام مي گويد: روزي براي تکامل معنوي و تهذيب روح از حضرت امام راهنمايي خواستيم آن حضرت، با يک جمله کوتاه، يک دنيا مطلب به ما گفتند: "سعي کنيد در اخلاص عمل " در بيروني منزل امام، يعني اتاقي که شب ها آقا تشريف مي بردند آنجا براي ملاقات مردم، فرش ها ناقص بود، حجه الاسلام قرهي خدمت امام عرض کرد: آقا اجازه بدهيد يک فرش براي اينجا تهيه کنيم. فرمودند: از توي اندروني بياوريد، عرض شد آنجا گليم است و با اينجا جور در نمي آيد فرمودند: "منزل امام زمان هم معلوم نيست چي افتاده است." ميهمان داري حضرت امام بسيار ساده بود، تشريفاتي نبود، اگر خورشتي سر سفره بود يک نوع بود، هيچ گاه نديدم دو نوع خورشت سر سفره باشد، اما نوعا از خورشت قرمه سبزي خوششان مي آمدند. براي وضو گرفتن يک قطره آب اضافي مصرف نمي کرد، حتي بين مسح سر و شست وشوي دست راست و چپ شير آب را مي بستند تا مبادا آب اضافي از شير خارج شود. حضرت امام در عين پرکاري و تلاش مداوم بسيار منظم بودند، يکي از اساسي ترين رموز موفقيت امام در زندگي، نظم بود. اهل منزل امام زندگي ايشان را به صورت يک ساعت اتوماتيک خودکار درک کرده اند; لذا دستورالعمل کارشان را از روي کار ايشان منظم مي کردند، دقيقا مي دانستند که امام چه ساعتي مي خوابند، چه ساعتي بيدار مي شوند، چه زماني براي ملاقات مي آيند.
پايگاه اينترنتي آويني 


 رويکردهاي توسعه فناوري اطلاعات در مراکز آموزش کشاورزي 

ايجاد تحولات سريع و روز افزون در جوامع باعث شده تا آموزش نقش متفاوت ودر عين حال پيچيده اي داشته باشد. آموزش،بويژه درکشاورزي با چالش هايي در راستاي ايجاد کشاورزي پايداروتوسعه روستايي مواجه است. آموزش کشاورزي مي تواند نقش مهمي در آماده سازي کشاورزان، محققان، فراگيران، آموزشگران، مروجان و اعضاي مجتمع هاي کشت وصنعت، براي کمک به جمعيت در حال رشد و دستيابي بيشتر به خودکفايي داشته باشد. دستيابي گسترده به پايگاههاي اطلاعات الکترونيکي و منابع اطلاعاتي، بکارگيري فناوري اطلاعات درآموزش کشاورزي وکاربرد عملي فنون آموزش نوجوانان وجوانان، راهکارهايي هستند که به دانش آموزان ودانشجويان يامي دهند که چگونه مسائل ومشکلات خود را حل نموده و راه حلهاي مناسب را بيابند. استفاده از اين راهکارها به تدريج باعث ايجاد روندي طولاني مدت در کسب حقايق و اطلاعات مي گردد. در سالهاي اخير، پيشرفت هاي روز افزون درفناوري اطلاعات ( از جمله اينترنت) زمينه همکاري و مشارکت بين موسسات و مراکزآموزش کشاورزي را بطور فزاينده اي هم دردرون کشورها وهم خارج از مرزها امکان پذيرساخته است. پيشرفتهاي جديد جهاني در علم و فناوري اطلاعات، اثرات شگرفي بر موسسات ومراکز آموزش کشاورزي داشته است. اگر مراکز آموزش کشاورزي مي خواهند همگام با تغيير وتحولات سريع موجود در علم و فناوري پيش روند، اين، امر نيازمند انجام آموزش هاي مداوم براي آموزشگران، دانش آموزان و دانشجويان و بهره برداران علوم کشاورزي، تبادل افکار درون سازماني و برون سازماني و برگزاري نشست هاي علمي با استفاده از کارگاههاي آموزشي و بهره گيري خلاق و نوآور از نظامهاي اطلاعات الکترونيکي و يادگيري از راه دوراست.مقدمه آموزش کشاورزي را مي توان به سه عامل عمده : فراگير، آموزشگر وتجهيزات آموزشي تقسيم کرد و اثرات فناوري اطلاعات را حول اين سه عامل در نظر گرفت. بايدتوجه داشت که منظور از تجهيزات آموزشي مواردي مانند کلاس، کتاب و ابزار آموزشي مانند رايانه، نرم افزار و وب است. با توسعه فناوري اطلاعات وگسترش کاربرد رايانه هاي شخصي، سياري از موانع موجود بر سر راه کاربرد رايانه در آموزش از بين رفت.رايانه ها به عنوان ابزارهاي آموزشي وهمچنين ابزارهاي بهبودمديريت آموزش بکار گرفته شدند.شاهد افزايش کارآيي آموزشي، بوسيله برگزاري دوره هاي آموزشي پيوسته خواهيم بود. توانايي آموزشگران و فراگيران در دسترسي هرچه بيشتر به منابع وبه يکديگر، سبب افزايش سرعت وعمق مطالعات مي شود. اين امر همچنين، هزينه آموزش را پايين مي آورد وبه دانش آموزان و دانشجويان امکان مي دهد، خود برنامه ريز،  آموزش هاي خويش باشند. فناوري اطلاعات برارزش فرايند يادگيري در مراکز آموزشي افزوده است. اينترنت يک نيروي محرکه براي بسياري از پيشرفت هاي آموزشي وتحصيلي در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه است.مطالعه توسعه فناوري اطلاعات در بخش آموزش کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه حداقل چهار رويکرد را که از طريق آن نظامهاي آموزشي فناوري اطلاعات و ارتباطات را اتخاذ و بکار برده اند مشخص مي کند:
1-رويکرد ظهور کننده : مراکز آموزشي در اين مرحله هنوز به روش سنتي و معلم محوري هستند، برنامه درسي افزايش در مهارتهاي پايه را منعکس مي کند، اما در مورد کاربردهاي فناوري اطلاعات، آگاهي هايي وجود دارد،اين برنامه در صورت مطلوب بودن، در حرکت بسوي مرحله بعدي کمک مي کند.
2- رويکرد کاربردي : مراکز آموزش کشاورزي در اين مرحله جهت افزايش کاربرد فناوري اطلاعات در حوزه هاي گوناگون درسي با استفاده از ابزارهاي ويژه و نرم افزارها، برنامه درسي فناوري اطلاعات را اتخاذ مي کنند، اين برنامه درسي در حرکت بسوي مرحله بعدي کمک مي کند.
3- رويکرد تر کيبي ( ادغامي ) : اين رويکرد در مراکزي ديده مي شود که فناوري هاي کامپيوتري را در آزمايشگاه، کلاسهاي درسي، کارگاهها، و دفاتر مديريتي بکار مي گيرند. آموزشگران کشاورزي نيز روشهاي جديد را که فناوري اطلاعات و ارتباطات، بهره وري شخصي و روش حرفه اي آنها را تغيير مي دهد، بررسي مي کنند. در اين مرحله برنامه درسي فناوري اطلاعات، تلفيق حوزه هاي درسي را براي انعکاس کاربردهاي آن در دنياي واقعي آغاز مي کند.
4- رويکردتحولي : مراکز آموزشي که از فناوري اطلاعات براي بازنگري و بازسازي مبتکرانه در سازماندهي استفاده مي کنند. در مرحله تحول و دگرگوني قرار دارند.فناوري اطلاعات بصورت يک بخش سازنده، اما ناملموس در بهره وري شخصي وحرفه اي روزانه درمي آيد.  
کاربرد هاي فناوري اطلاعات در
آموزش کشاورزي
قابليتهاي ذيل رفع نواقص آموزش کشاورزي و انجام بهتر کارکردهاي آن (پژوهش ، آموزش و خدمات ) ارائه مي شود.
1- افزايش کارآمدي و اثر بخشي در استفاده از منابع موجود و کمک به کاهش هزينه ها: فناوري اطلاعات و از جمله اينترنت، داراي امکاناتي از جمله پست الکترونيک و کنفرانس هاي راه دور است که آموزشگران و فراگيران مي توانند در بسياري از موارد بدون نياز به سفرهاي طولاني و پرهزينه با پيشرفتهاي علمي جهان همگام باشند. مديريت نظام آموزشي مي تواند با بکارگيري فناوري اطلاعات بسياري از هزينه هاي رفت و آمد را کاهش دهد، از هزينه هاي چاپي بکاهد، اجراي برنامه هاي آموزشي از راه دوربراي فراگيران و کارکنان، آسانتر ساختن امور مربوط به کنترل و گردش اطلاعات در سازمان با استفاده از سيستم اطلاعات مديريت و حذف تدريجي مديريت مياني، به کوچک سازي سازمان و درنهايت کاهش هزينه هاي آموزشي و مديريتي بپردازد. همکاري و ارتباط با ديگر مراکز آموزشي و تحقيقاتي بخش کشاورزي از فعاليتهاي ديگري است که با کمک فناوري اطلاعات تسهيل مي شود وبه گاهش هزينه ها کمک مي کند. مراکز آموزشي با استفاده از فناوري اطلاعات، در جهت ارتقا» سطح آموزشي وپژوهشي وافزايش اثر بخشي اقتصادي خود، با ارزيابي ميزان اجراي کار کردهاي مورد نظر براي آنها به اهداف تعيين شده خود دست مي يابند.
2- آماده سازي فارغ التحصيلان براي ورود به بازار کار : به دليل کاهش شديد استخدام در بخش دولتي در کشورهاي در حال توسعه، مديران مراکز آموزش کشاورزي مي بايست نيازهاي بازار کار رابطور مداوم ارزيابي و بررسي کنند ونتايج آن را دربرنامه- ريزيهايدرسي کشاورزي مورد توجه قراردهند، تا بدين طريق آموزش کشاورزي بتواند فراگيراني که توانا- ييها و مهارتهاي موردنياز بخش خصوصي و کارآفريني را دارند تربيت کند. پيشرفتهاي سريع فناوري اطلاعات و ارتباطات وتاثير آن بر تمام عرصه هاي زندگي انسان، فرايند جهاني شدن، لزوم کسب مزيتهاي توليدي کشاورزي، توانمندي کسب و انتقال سريع اخبار واطلاعات براي رقابت در بازارهاي جهاني، بيانگر آن است که بسياري از فرصت هاي شغلي آينده نيازمند توانمندي در فناوري اطلاعات است. در واقع نيروي کار ماهر، نيرويي است که بتواند به خوبي ازفناوريهاي اطلاعاتي وارتباطي مربوط به حيطه تخصصي خود بهره ببرد.
3- ايجادشراط اجراي شيوه هاي مناسب آموزشي و افزايش علاقه فراگيزان : استفاده از فناوري اطلاعات در آموزش کشاورزي مي تواند ضمن افزايش علاقه فراگيران، باعث سهولت ارتباط بين آموزشگران و فراگيران براي تبادل عقايد، اطلاعات وتعامل با محققان سراسر نقاط جهان بشود. بايد اطمينان يافت که از فناوري اطلاعات در مراکز آموزشي، بصورت روشهاي صحيح آموزشي استفاده مي شود وبطور مداوم ومنظم از آنها پشتيباني مي شود.
4- تسهيل وکارآمدسازي فعاليتهاي پژوهشي وکمک به کاربردي کردن يافته هاي تحقيقاتي: با بکارگيري فناوري اطلاعات، مي توان ضمن ايجاد شبکه هاي علمي کارآمد و موثر، کاهش هزينه ها، با سرعت بيشتر وباکيفيت بالاتر به ايجاد ارتباط و تبادل اطلاعات بيشتر پرداخت. آموزش کشاورزي مي تواند با استفاده از فناوري اطلاعات، ارتباط خود را با بخشهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي وعلمي داخل کشور حفظ کرده و از دانش بومي موجود درجوامع روستايي و کشاورزي بهره مند شود.
5- استفاده موثر از ابزارهاي فناوري اطلاعات مانند واژه پرداز ها، مديريت پايگاهها و کاربرد صفحات گسترده و کاربرد موثر از اين ابزار براي معرفي چند رسانه اي ها.
6- استفاده از رايانه براي حل مسائل، جمع آوري اطلاعات، مديريت اطلاعات، نمايش و تصميم گيري.
7 -دانش ارائه موضوعات اخلاقي، قانوني و انساني در زمينه استفاده از رايانه و فناوري.
8- معرفي رايانه ومنابع فناوري مرتبط به منظور سهولت آ موزشهاي مادام العمر و ادغام نقش آموزشگر و فراگير.
9 -طراحي و ارزيابي يادگيري فراگيران از منابع فناوري
10 -کسب فرصتهاي جديد براي يادگيري مادام العمر و ارتقاي مهارتهاي شغلي وحرفه اي براي مدرسان وايجاد مشاغل جديد براي دانش آموختگان.
11 -دگرگوني در نحوه سيستم هاي آموزش کشاورزي در سطح کشور.
12- جذاب تر شدن فرايند يادگيري.
13- ايجاد امکان انتخاب محتواي يادگيري توسط فراگير.
14- ايجاد رقابتهاي سازنده بين موسسات ومراکز آموزشي ( براي تقويت توان علمي و آموزشي دانش آموختگان ).
15 -هماهنگ ويکسان سازي امکانات آموزشي براي همه فراگيران.
16 -افزايش بهره وري و کارآيي نظامهاي آموزش کشاورزي.
17- تغيير در محتواي متون درسي.
18- استفاده از ابر رسانه ها در آموزش کشاورزي.
ازوبلا گ آزاد


 موسيقي از اضطراب مي کاهد 

اولين چيزي که معمولا با شنيدن کلمه "موسيقي درماني" به ذهن مي آيد اين است که با پديده ي پيچيده اي روبرو هستيم. پديده اي که احتمالا به دليل تازگي اش (به خصوص در کشور ما)، هنوز از ديد بسياري از مردم عجيب و ناشناخته باقي مانده است.  شايد بهترين راه براي درک موسيقي درماني مراجعه به زندگي روزانه باشد. بارها تجربه کرده ايم که چطور يک موسيقي آرام ما را از اضطراب و خستگي مي رهاند و در مقابل، يک موسيقي شاد ما را به دنياي ديگري مي برد. 
 "موسيقي درماني" 
برعکس آنچه که بسياري از مردم مي پندارند، فقط براي افرادي که از مشکلات خاصي چون عقب ماندگي، تاخير يافتگي رشد، معلوليت هاي جسمي و بيماري هاي رواني رنج مي برند، نيست. بلکه افراد عادي هم مي توانند براي رسيدن به آرامش بيشتر اين روش را امتحان کنند.
اگر باور داشته باشيم که موسيقي زبان فطرت انسان است، آنگاه برايمان آسان خواهد بود تا تاثير موسيقي را بر روح و روان، عواطف و به طور کلي زندگي بشر درک کنيم. موسيقي، انسان را در روياها و آرزوها و احساساتش فرو مي برد. هيچکس نمي تواند براي آغاز "موسيقي درماني" زمان مشخصي را تعيين کند. شايد مبالغه نکرده باشيم اگر بگوييم که تاريخچه موسيقي درماني به قدمت حرف هاي ارسطو و افلاطون است. اگرچه به قولي از نظر علمي "نت نويسي" حدود 50 سال است که ما با اين دستاورد جديد آشناييم. با اين حال استفاده بشر از موسيقي با توجه به ابزار قابل دسترس او، کاري آسان بوده است. ريتم و ملودي که از ارکان اساسي موسيقي اند، در سرشت انسان وجود داشته است. همانطور که در فيلم هايي که به نمايش زندگي قبايل اوليه مي پردازند، با مراسم و آيين هايي روبرو هستيم که در آنها موسيقي عامل مهمي براي فرونشاندن ترس ، اضطراب ، غم و يا افزايش شادي  است و به طور مثال در تاريخچه ماجراي غرق کشتي "تايتانيک" مشاهده مي کنيم که دسته موسيقي کشتي تا زمان غرق آن، دست از نواختن و روحيه دادن به مردم برنداشت. 
تاريخچه موسيقي درماني حرفه اي
  موسيقي درماني حرفه اي از قرن 20، پس از جنگ جهاني اول و دوم شروع شد، يعني زماني که موسيقي دانان جوامع (از هر نوع: آماتور و حرفه اي) به بيمارستان هاي سراسر آمريکا رفتند تا براي سربازاني که در جنگ دچار آسيب هاي رواني و جسماني فراوان شده بودند، موسيقي بنوازند. عکس العمل قابل توجه فيزيکي و احساسي بيماران به موسيقي باعث شد تا پزشکان و پرستاران بيمارستان، تقاضاي استخدام موسيقي داناني را در بيمارستان ها کنند. 
  "موسيقي درماني"، تنها شنيدن موسيقي نيست. آن گونه که در منابع مختلف راجع به "موسيقي درماني" ديده مي شود، افراد با نواختن موسيقي و حتي آواز خواندن قادرند به همان نتايج شنيدن موسيقي دست پيدا کنند.
به زودي اين موضوع که موسيقي دانان به آموزش هاي اوليه جهت اهداف اين کار احتياج دارند، مشهود شد. اولين بار در دنيا، رشته "موسيقي درماني" در دانشگاه ميشيگان آمريکا در سال 1994 شکل گرفت. 
به گفته دانشمندان: "نغمه هاي موسيقي برحسب ترکيب فاصله ها و ريتم، داراي ارتعاشات خاصي هستند که با تحريک ارتعاشات سلول هاي عصبي، احساس و انگيزه اي را تقويت، تضعيف و يا منتقل مي سازند. 
اگرچه فوايد درمان با موسيقي از دوران هاي قبل مطرح بوده است، اما تا قبل از اين که در قرن اخير به عنوان يک رشته تخصصي شناخته شود، خوب معرفي نشده است،" به گفته پژوهشگران مرکز پزشکي نيويورک، شنيدن موسيقي هاي کلاسيک و حتي موسيقي جاز موجب کاهش اضطراب  و افزايش تحمل درد در بيماران مي شود. 
موسيقي درمان در ايران 
  هر قومي برحسب ويژگي هاي عاطفي و فرهنگي خود داراي موسيقي خاصي است. 
ايران به عنوان يکي از تمدن هاي کهن، علاقه و قابليت فرهنگي خود را در استفاده از موسيقي نشان داده و در زمينه هاي درماني، روحي و عرفاني از اين پديده استفاده کرده است. 
مراجعه به گذشته تاريخي و دانشمندان مشهوري چون فارابي و ابو علي سينا، صريحا اهميت موسيقي و تاثير آن بر جسم و روح را به ما اثبات مي کند. به طور مثال فارابي در کتاب موسيقي الکبير و ابوعلي سينا در کتاب قانون، به اين نکته اشاره مي کنند.
فارابي تحقيقات گسترده و ارزشمندي در اين مورد انجام داده و يافته هاي او سال ها مورد توجه دانشمندان و کشورهاي ديگر دنيا قرار مي گيرد. همچنين "ابن سينا" در کتاب "قانون" تاثير موسيقي را در اعضاي بدن و رفع امراض جسماني بيان مي کند.فارابي سه خاصيت براي موسيقي در نظر مي گيرد: احساس انگيزه، نشاط آور و خيال انگيز و گاه موسيقي قادر است هر سه اين خصوصيات را با هم دارا باشد. 
  موسيقي درماني مختص چه کساني است؟ 
 
موسيقي درماني برعکس آنچه که بسياري از مردم مي پندارند، فقط براي افرادي که از مشکلات  خاصي چون عقب ماندگي، تاخير يافتگي رشد، معلوليت هاي جسمي و بيماري هاي رواني رنج مي برند، نيست. بلکه افراد عادي هم مي توانند براي رسيدن به آرامش  بيشتر اين روش را امتحان کنند. 
هر چند که موسيقي درمانيبيشتر در مکان هايي چون بيمارستان هاي رواني، سازمان هاي توان بخشي، بيمارستان هاي پزشکي و درماني، کلينک هاي بيماران سرپايي، سمينارهاي پيشگيري اعتياد  و مدارس مورد استفاده قرار مي گيرد، اما مردم عادي هم مي توانند از اين شيوه استفاده کنند. 
در آخر بايد بدانيم که موسيقي درماني، تنها شنيدن موسيقي نيست. آن گونه که در منابع مختلف راجع به موسيقي درماني ديده مي شود، افراد با نواختن موسيقي و حتي آواز خواندن قادرند به همان نتايج شنيدن موسيقي دست پيدا کنند. 
  انجمن موسيقي درمان در ايران 
  موسيقي در طول چند دهه اخير در کشورمان، ارزش و اهميت خود را از دست داده است. چه بسا افرادي که اين پديده مهم را در زندگي خود فراموش کرده و از آن دور شده اند. 
خوشبختانه در سال هاي اخير با کوشش هاي فراوان موسيقي دانان کشورمان تغييراتي در اين زمينه صورت رفته است و موسيقي (بخصوص موسيقي شاد) بار دگر جايگاه خود را در جامعه ما کم و بيش بازيافته است. ثبت انجمن موسيقي درماني ايران گامي است ملي و علمي در جهت پيشبرد موسيقي درماني در تاريخ ايران. با توجه به اطلاعات موجود در منابع مختلف، اين انجمن با حضور اساتيد برجسته دانشگاه هاي ايران، کوشش دارد تا دانش کلاسيک رشته موسيقي درماني را به عموم جامعه و علاقه مندان معرفي نمايد. 
از وبلاگ دف کاويان 


نگاه ويژه
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
شهرستان
ورزشي
قرآن ومعارف
وبلاگستان
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه