جستجو
  نسخه شماره 912 - 1386/02/27 -   صفحه اصلي

حکيم توس و شعر پارسي


زمزمه


آسيب شناسي وبلاگ ها


زبان هايي با 700 ميليون متکلم


پرسش و پاسخ با پيتر دراکر


نگاهي به بخش هايي از فروغ هستي کريستين بوبن به تلاش ليدي داتا و ترجمه ساسان تبسمي

يو ان استوديو و بن وان برکل از 2000 تا 2010
جستارهايي در هنر و معماري


 حکيم توس و شعر پارسي  


 ( به بهانه سالروز گراميداشت حکيم ابوالقاسم فردوسي )
بسي  رنج بردم در اين سال سي
عجم زنده کردم بدين پارسي
نميرم از اين پس که من زنده ام
که تخم سخن را پراکنده ام
بدون شک يکي از دلايلي که نام ايران را در جهان بلند آوازه نموده است ادبيات کهن و پر بار اين مرز و بوم تاريخي است.   در ادبيات ايران جاويد، نامهاي زيادي به چشم مي خورد :    حافظ، سعدي، مولانا، خيام، عطار و...اما بي شک ستاره تابناک شعر و ادب پارسي کسي نيست   جز حکيم توس ، ابوالقاسم فردوسي کسي که سي سال رنج و ملالت را بجان خريد تا زبان    شيرين تر از قند پارسي را زنده نمايد اما پس از آن با جور    زمانه و پادشاه غزنوي موجه گشت.   اما امروز با گذشت ده قرن از سرايش شاهنامه،  نام فردوسي بر قلب تک تک ايرانيان و هنر دوستان سراسر    جهان حک شده است.  25   ارديبهشت مصادف با سالروز عروج فردوسي به عالم    معنا به عنوان روز گراميداشت وي نامگذاري شده است.   
 نگراني فردوسي    :بزرگ ترين لذت بزرگان علم و ادب زماني است که بتوانند نتيجه تلاشهاي علمي و ادبي خود را ببيند و آثاري گران سنگ و ارزشمند از خود به يادگار گذارند. همچنين بزرگترين نگراني آنان هنگامي است که موانع و مشکلاتي خواسته يا ناخواسته در اين راه پيش آيد و نتوانند کار بزرگي را که آغاز کرده اند به پايان برند. فردوسي نيز چنين بود. او هميشه اين نگراني و دغدعه خاطر را داشت که مبادا او هم همانند دقيقي که چهل سالگي از دنيا رفت با مرگي نا به هنگام روبه رو شود و نتواند کار بزرگي را که با عشق و علاقه آغاز کرده به فرجام رساند; از اين رو از خداوند مي خواست که آن قدر زنده بماند که بتواند شاهنامه را که خود آن را "نامه شهر ياران پيش" ناميده بود به نظم درآورد.  
   همي خواهم از دادگر يک خداي
که چندان بمانم به گيتي به جاي
که اين نامه شهر ياران پيش
 بپيوندم از خوب گفتار خويش
حامي قدرشناس    :اگر چه فردوسي در خانواده اي به دنيا آمد که به قول نظامي عروضي صاحب آب و زمين بودند و او بدين سبب از امثال خود  بي نياز بود; اما هر چه داشت همه را در راه تدوين شاهنامه خرج کرد و خود گرفتار فقر و تهيدستي گرديد. در اين زمان يکي از امراي قدرشناس توس او را از نگراني معاش و اندوه فقر رهايي بخشيد و تحت حمايت خود قرار داد; اما ديري نپاييد که اين حامي  قدرشناس به وضع نامعلومي ناپديد شد. بعد از آن بود که ديگر فردوسي روي آسايش نديد و فقر، سايه سياه و سنگين خود را تا پايان عمر بر سر راه او انداخت. 
      الا اي برآورده چرخ بلند
چه داري به پيري مرا مستمند
   چو بودم جوان برترم داشتي
به پيري مرا خوار بگذاشتي  
   رنج سي ساله    :  " هرچه زودتر برآيد; دير نپايد  ".    اين سخن از سعدي شيرازي است يعني چيزي که با شتاب انجام يابد ماندگار نمي ماند. بعضي از شاعران و نويسندگان که  بي تامل و انديشه، سخن مي سر ايند و به قدري  آثارشان بي پايه و بي مايه است که به قول نظامي عروضي "پيش از خداوند   خود بميرد" اما فردوسي اين شاعر توانمند ايران، از کساني بود که عشق و تلاش را به هم آميخت و با فقر و تنگدستي در آويخت و سي سال رنج برد و دود چراغ خورد تا توانست اثري پايدار و ماندگار از خود به يادگار گذارد. 
بسي  رنج بردم در اين سال سي
عجم زنده کردم بدين پارسي
نميرم از اين پس که من زنده ام
که تخم سخن را پراکنده ام
فردوسي در سن کهولت نيز خود را بازنشسته نپنداشت و هستي خود را در اين راه گذاشت و تا  دستانش توان نوشتن داشت قلم را کنار ننهاد و حاصل رنج سي ساله خود را در سال 400 هجري و در سن 71 سالگي به جامعه ادبي وهنري ايران زمين تقديم کرد تا در سن 82 سالگي نيز به پيرايش و آرايش آن پرداخت.    فردوسي خود در شاهنامه آورده است:   
 بناهاي آباد گردد خراب
 ز باران و از تابش آفتاب
 پي افکندم از نظم کاخي بلند
که از باد و باران نيابد گزند
بر اين نامه بر سال ها بگذرد
بخواند همي هر که دارد خرد
نميرم از اين پس که من زنده ام
که تخم سخن را پراکنده ام
com.dlogfa.iranepars


 زمزمه 

چه آسان، معاني کلمات پيش چشمم رنگ مي بازند. خاطرهها افسانه مي شوند و افسانه ها حقيقت . گم ميشوم ميان مفاهيم خوب و بد . انگار مردم جادو شده اند . نميدانم کجاي قصه ام اشتباه بود که ديگر لالايي هاي هر شب ، طفل بي پناه وجود مرا حتي به خواب، اميدوار هم نميکند ! هر ساختمان که بناي ساخته شدن داشته باشد بايد از ابتدا بر پي و شالوده اي استوار باشد که توان استقامت آن را داشته باشد . سخت است تماشاي درهم شکستن بلور خيال که انتظار داري به سختي سنگ خاراي حقيقت باشد . سخت است حکم دادن به اسارت ذهن فقط به گناه آنکه جسم را تاب تحمل پرواز نيست. شايد آن زمان که مدينه فاضله ام را بر زمين خاکي ميساختم بايد فکر اينجايش را هم ميکردم . نوشته هايم سپيدند، دنيايم سپيد، فردا سپيد، آدمها سپيد، قصه ها سپيد، دلها سپيد .... و ناگهان تابش نور سياهي، برف سپيد افکارم را آب ميکند . نوري که از جنس نور نيست. از جنس شب است . نوري که ميسوزاند عمق وجودم را! و بي شرمانه برفي که نه سرد است، بلکه گرمي شعله هاي نوشتههايم از آن جان ميگيرد را تهديد به مرگ ميکند . آب در هاون ميکويم که با مداد سپيد، قصد پاک کردن لکه هاي سياه زندگي را دارم! در تقابل سياهي هاي اطرافم با سپيدي افکارم حق را به کدام بدهم؟ در کدام دنيا زندگي کنم؟ مگر مي توان در دنياي سياهي ها با عينک سپيدي قدم برداشت؟ خسته و افسرده ميشوم وقتي که نقاشيها ارزش مداد سپيد جعبه مداد رنگي را درک نميکنند . وقتي که آدمها خاکستري شدن و خاکستري ماندن را به هر چيز ديگر ترجيح ميدهند . وقتي که ابرهاي خاکستري بر خورشيد دلشان نقاشي ميکنند . ولي آيا مي توان بي تفاوت بود ؟


 آسيب شناسي وبلاگ ها 
نويسنده : محمدرضا شمشيرگر


      وبلاگ ها در سال هاي اخير نقش عمده اي در توليد محتواي الکترونيکي ايفا نموده اند . به واقع مي توان گفت وبلاگ ها  تلاش جمعي افراد حرفه اي ، نيمه حرفه اي و آماتور براي گسترش محتواي الکترونيک بود . اما در اين ميان آسيبهايي نيز در عرصه وبلاگ نويسي وجود دارد که در اين نوشتار به صورت خلاصه مورد بررسي قرار مي گيرند.
دوره هاي زماني کوتاه نوشتن
به طور کل بسياري از وبلاگ نويسان در مقاطع کوتاهي (از چند ماه تا نهايتا يکي دو سال) به وبلاگ نويسي مبادرت ميورزند و پس از آن به دلايل بسيار که خود جاي بررسي دارد ، دست از کار مي کشند .  در اين ميان بعضي وبلاگ ها کاملا مناسبتي هستند . مانند وبلاگ هايي که به مناسبت هاي مذهبي ايجاد مي شوند و در آن روزها مرتبا به روز رساني مي شوند ، اما با پايان  يافتن ايام خاص آن ها نيز به کار خود پايان مي دهند . بعضي ديگر از وبلاگ ها به منظور مقاصد کوتاه مدت ايجاد مي شوند. مانند وبلاگ هاي انتخاباتي . دسته اي ديگر به منظور حضور در يک مسابقه وبلاگ نويسي ايجاد مي شوند و پس از اتمام مسابقه متوقف مي شوند ، چرا که انگيزه آن ها از تاسيس تنها حضور در اين مسابقه بوده است . و نهايتا برخي از وبلاگ ها تنها پايگاهي هستند براي نمايش برخي اطلاعات ، مانند وبلاگ هايي که برخي اساتيد يا موسسات براي اطلاع رساني در مورد محتواي درسي يا تاريخ امتحانات و ... ايجاد مي کنند . موارد نامبرده شده ، از جمله وبلاگ هايي بودند که به صورت ساختاري و وظيفه اي عمر کوتاهي دارند . اما برخي ديگر از وبلاگ ها مانند نوشته هاي شخصي يا ... به اين منظور ايجاد مي شوند که نويسنده آن مدت قابل توجهي به نوشتن در وبلاگ خود بپردازد . اما به دلايلي همچون کاهش انگيزه نوشتن ، فقدان امکانات (عدم دسترسي به اينترنت به علت تغييرات مکاني و ...)، تغيير شرايط زندگي (همچون ازدواج يا اشتغال به کاري سنگين) اين وبلاگ نويسان در ميانه راه دست از کار مي کشند . وجود انبوهي از وبلاگ هايي با عمر کوتاه مي تواند سبب آسيب رسيدن به اعتبار اين رسانه شود .
عدم رعايت استانداردها
در مورد "کيفيت پائين وبلاگ نويسي" بحث هاي بسياري وجود دارد . وبلاگ نويسان به عنوان نويسنده هايي بالقوه قادر هستند تا مطالبي بسيار ارزشمند به رشته تحرير درآورند، ، چرا که عرصه وبلاگ نويسي زمينه مناسب براي آن ها که در جاي ديگري مجال انتشار افکار خود را نمي يابند ايجادميکند ، اما به دلايل بسياري در محيط اينترنت نيز گاهي از نوشته هاي اين افراد استقبال نمي شود . چرا که به هر حال اينترنت خود نيز به عنوان يک رسانه جا افتاده مطرح است و مخاطبان آن با انتظاراتي خاص و ديدگاهي ويژه به مشاهده صفحات وب و مطالب آن ها مي پردازند و ناهماهنگي هاي موجود در صفحات اينترنتي وبلاگ ها يا نوع برخورد بلاگر با آن ها مي تواند سبب کاهش استقبال مخاطبان شود . در اين زمينه مي توان به دو مورد زير اشاره ويژه داشت :
 1  -عدم شناخت استانداردهاي گرافيکي: در بحث مربوط به وب رعايت استانداردهاي گرافيکي يکي از مهمترين عوامل جذب و حفظ مخاطب است . اگر چه سرويس هاي پشتيبان وبلاگ معمولا قالب هاي آماده زيادي در اختيار کاربران قرار مي دهند ، و اندازه  و نوع فونت پيش فرض آن ها استاندارد است ، اما بسياري از وبلاگ نويسان با تغيير رنگ ، اندازه و نوع فونت سبب آشفتگي ظاهري وبلاگ مي شوند که باعث فرار مخاطبان مي شود .
2  -عدم تقابل مناسب با مخاطبان: يکي از ويژگي هاي بارز وبلاگ ، تعامل بلاگر با مخاطبان خود است ، چرا که يکي از عوامل موثر در جذب مخاطبان از سوي وبلاگ ها، امکان دسترسي سريع به نويسنده وبلاگ و پاسخ گرفتن از وي مي باشد . اما در صورتي که تعامل مناسبي بين نويسنده وبلاگ و مخاطبان او برقرار نشود مي توان گفت يکي از استانداردها و اصول وبلاگ نويسي را ناديده گرفته است.
نوشتار غيرعلمي ، اخبار بي اعتبار
از جمله ويژگي هاي وبلاگ ، عدم محدوديت در ايجاد و عرضه مطالب در آن است که اگر چه در نگاه اول به عنوان يکي از ويژگي هاي بسيار عالي اين رسانه شناخته مي شود ، اما گاه مي تواند به عنوان آسيبي جدي مطرح باشد . در رسانه ها و عرصه هاي ديگر همچون تلويزيون، راديو، مطبوعات، کتاب و ... شاهد آن هستيم که تنها افراد متخصص مي توانند وارد عرصه شوند و از اين رو تا حد زيادي مي توان به اين منابع اتکا کرد . اما در عرصه وبلاگ نويسي گاه تشخيص اين مساله دشوار مي شود. در برخي مواقع افرادي که قصد جستجو در اينترنت را دارند قطعا در نتايج جستجوي خود با وبلاگ ها مواجه مي شوند و از مطالب آن ها نيز همچون ديگر صفحات اينترنتي (صرف نظر از اينکه تا چه ميزان آن وبلاگ قابليت اتکا را دارد) به عنوان منبع استفاده مي کنند . اين مساله سبب وارد آمدن آسيب جدي به عرصه تحقيقاتي مي شود . از سوي ديگر در بحث اطلاع رساني گاه وبلاگ ها به شايعاتي دامن مي زنند يا تصاوير بي اعتباري را که در اينترنت قرار گرفته است در وبلاگ خود درج مي کنند، بدون آنکه به اين نکته توجه داشته باشند که آن ها اينک در نقش يک رسانه هستند و مي بايست تا  اندکي نيز وسواس هاي يک صاحب رسانه را داشته باشند .
پايگاهي نامطمئن براي حفظ نوشتار
در صورتي که نوشته شما در يک کتاب يا روزنامه چاپ شود، ، يا در خلاصه مقالات همايشي درج گردد، خاطر شما از بابت محفوظ ماندن نوشته تان به نام خودتان آسوده است . اما آيا وبلاگها محل مطمئني براي درج نوشته هايي هستند که تا کنون به نام خود ثبت نکرده ايد ؟متاسفانه بايد پاسخي منفي به اين پرسش بدهيم . مي توان گفت شما هيچ ادعايي نسبت به نوشته هايي که متعلق به شما هستند و از وبلاگتان به سرقت مي روند نخواهيد داشت و اين يکي از بارزترين ضعف هاي وبلاگ ها مي باشد.
ادامه دارد
سرگرداني وبلاگ ها در استفاده از امکانات
يکي از مسائلي که سبب دلسردي بلاگرها مي شود ، نبود امکانات مناسب براي ارائه با کيفيت تر کار توسط آن هاست . اين مشکل سبب آن مي شود تا وبلاگ ها از کيفيت مناسب برخوردار نباشند و اين مساله به اعتبار وبلاگ ها آسيب جدي وارد مي کند .   به عنوان مثال يکي از مشکلاتي که شايد براي هر بلاگري وجود داشته باشد نبودن سرويس مناسب براي آپلود کردن تصاوير مورد نياز براي درج در وبلاگ است . استفاده از لينک عکس که در سايت ديگري قرار گرفته اين ريسک را در پي دارد که شايد سايت مذکور متوقف شده يا آدرس تصوير مورد نظر را تغيير دهد . استفاده از سرويس دهنده هايي نظير  tinypic  نيز گه گاه با مشکلاتي مواجه روبروست . اين مساله سبب مي شود تا هنگامي که مخاطب وبلاگ در حال مشاهده آن است ، با صفحه اي مواجه شود که به جاي نمايش عکس ها در آن ، تنها يک نشان کوچک ضربدر در صفحه قرار بگيرد (و مخاطبان حتما مي دانند اين نشانه باز نشدن تصوير مورد نظر آن هاست). البته خوشبختانه در ديگر موارد ، به اتکا وجود سرويس دهنده هاي قوي وبلاگ ، مشکلات در اين زمينه بسيار کم شده است ، اما براي وبلاگ نويسان حرفه اي که خواهان استفاده از امکاناتي ويژه هستند ، همچنان محدوديت هايي احساس مي شود .
چه بايد کرد ؟
براي حل مشکل اول (وبلاگ هايي با عمر کوتاه) مي بايست تا در گام نخست جايگزيني براي نوشتارهاي کوتاه مدت بيابيم . افرادي که قصد تبليغات انتخاباتي يا اطلاع رساني يا ... را دارند صرفا به دنبال استفاده از وبلاگ نيستند بلکه به دنبال صفحات اينترنتي مي گردند که به سادگي ايجاد شده و اخبار و اطلاعات آن ها را به صورت رايگان نمايش دهد و در شرايط فعلي بهترين گزينه وبلاگ ها هستند. وجود سايت هاي سرويس دهنده رايگان (مانند servers Free  ) مي تواند تا حدي اين مشکل را برطرف سازد و اين استفاده ابزاري نامناسب را از دوش وبلاگ ها بردارد. در مورد وبلاگ هايي هم که به عنوان وبلاگ هايي ساخته مي شوند که قرار است ادامه دار باشند اما به دلايل ديگر در ميانه راه ناکام مي مانند ، شايد فقدان انگيزه يکي از مهمترين مسائل باشد که ايجاد انگيزش در ميان وبلاگ نويسان مي تواند تا حدي به افزايش عمر اين وبلاگ ها کمک کند . براي حل مشکل دوم (عدم رعايت استانداردها) آموزش و فرهنگ سازي مي توانند به عنوان مهمترين ابزار ايفاي نقش نمايند . قطعا هر چه سطح آموزش هاي داده شده بيشتر باشد مي توان انتظار بيشتري از بلاگرها داشت . در مورد تشخيص وبلاگ هاي معتبر از ديگر وبلاگ ها ، در عرصه اي که امکان تشخيص محتواي مناسب براي مخاطبان عادي دشوار است ، مي بايست تا پايگاه هاي اينترنتي وجود داشته باشد تا از بلاگرهاي قوي تر حمايت کند و مخاطبان بر اساس رتبه بندي وبلاگ ها در آن پايگاه ، به سراغ وبلاگ هاي مطمئن بروند . معرفي وبلاگ هاي معتبر تخصصي در سايت ها مي تواند يکي از اين راهکارها باشد . راهکار ديگر درج مطالب اين وبلاگ ها در يک پايگاه اينترنتي معتبر با ذکر کامل منبع و لينک دادن به وبلاگ مذکور است .  وجود سايت هاي سرويس دهنده هايي که امکانات حرفه اي تر در اختيار بلاگرها قرار دهند نيز مي تواند راهکاري براي حل آخرين مشکل (سرگرداني وبلاگ ها در استفاده از امکانات) باشد .


 زبان هايي با 700 ميليون متکلم  

زبانهاي  رمانس،شاخه اصلي خانواده هندو اروپايي،در برگيرنده تمامي زبانهاي نشئت گرفته از لاتين،که همان زبان امپراطوري روم ميباشد.زبانهاي رمانس بيش از 700 ميليون متکلم در دنيا دارند که اکثر آنها در امريکا و اروپا و آفريقا و بقيه در ساير نقاط پراکنده هستند.  
تمامي زبانهاي رمانس از لاتين عوامانه نشات گرفته اند،که شامل زبان سربازان ،مهاجران و بازرگانان ميشوند و تا حدي با زبان لاتين کلاسيک فضلاي روم تفاوت دارند.از 200 سال پيش از ميلاد مسيح تا حدود 100 سال پس از آن توسعه امپراطوري روم همراه با سياستهاي اجرايي و فرهنگي روم باعث شد تا لاتين به صورت يک زبان چيره در منطقه پهناوري از شبه جزيره ايبري تا نواي غربي درياي سياه در آيد. 
در طي افول امپراطوري روم و بعد از سقوط و تقسيم شدن آن در قرن پنجم ،تکامل زبان لاتين در هرکدام از اين نواحي جدا شده سرعت گرفت و خوشبختانه اين زبانهاي محلي به زبانهاي متعدي تبديل شدند و بسياري از آنها در حال حاضر بصورت مدرن وجود دارند.امپراطوري هاي بوجودآمده توسط اسپانيا و پرتغال و فرانسه در آن سوي آبها از قرن 15 به بعد باعث گسترش زبانهاي رمانس به کشورهاي ديگر شد تا جايي که امروزه بيش از 66 درصد از متکلمان به اين زبان در خارج از اروپا زندگي ميکنند. 
علي رغم تاثيرات چندگانه زبان هاي قبل از رومي و تهاجمات بهد از آن ،صداشناسي،ريخت شناسي،واژه نامه و علم نحو تمامي زبانهاي رمانس عملا تکامل يافته لاتين هستند.  
بصورت خاص ،تنها با با يک يا دو استثنا،زبانهاي رمانس سيستم صرف کلمات لاتين کلاسيک را رعايت نکرده اند و نتيجه آن ،استفاده وسيع از حروف اضافه و ساختار جمله ايsvo   مي باشد. 
com.persiandlog.abmin-lan


 پرسش و پاسخ با پيتر دراکر 


بزرگترين چالشي که جامعه دانايي با آن روبروست چيست؟
-   بزرگترين چالش جامعه دانايي، بهره وري کارکنان فرهيخته خواهدبود و بس. راهبرد کارکنان فرهيخته به سوي بهره وري از کوششهاي مهم مديران آينده خواهدبود. اصولا بهره وري دانش رفته رفته به عاملي تعيين کننده در جايگاه رقابتي شرکتها، صنايع و تمامي کشورها تبديل مي شود. تنها مزيتي که يک کشور، صنعت يا شرکت مي تواند از آن برخوردار شود توانمندي در بهره برداري و استفاده جامع و همه جانبه از دانشهاي موجود است. 
حذف فعاليتهاي زائد و غيرضروري چه تاثيري در بهره وري نيروي کار دارد؟
-   در کارهاي ماشيني اين ماشين آلات است که، بر کارگر مسلط است و کارگر عملا در خدمت ماشين است.  
کشاورزي که زمين را شخم مي زند به قصد رفتن به ميهماني و جلسه سوار بر تراکتور نمي شود. در کارهاي دانش بر که ماشين در خدمت کارکنان است بهره وري درگرو آن است که هر فعاليتي که در اجراي کارها نقش و تاثير مثبتي ندارد حتما حذف شود. حذف چنين فعاليتهايي مي تواند بزرگترين و تنها اقدام لازم درجهت افزايش بهره وري باشد. وظيفه پرستاران در بيمارستانها مراقبت از بيماران است ولي آنها سه چهارم از وقت خود را صرف تکميل اوراق و فرم هاي مختلف مي کنند. ايثن اتلاف وقت نه تنها بهره وري را زايل مي سازد که انگيزه و غرور افراد را نيز جريحه دار و يا نابود مي کند. 
آيا پول مي تواند به عنوان انگيزه کارکنان فرهيخته موثر باشد؟
-   از اين پس نمي توان در ازاي پرداختهاي بيشتر به افراد در آنان وفاداري به وجود آورد. چنين امري زماني حاصل مي شود که در کارکنان فرهيخته اين اطمينان به وجود آيدکه سازماني که فعلا آنان را در استخدام خود دارد در مقايسه با ديگر سازمانهثا فرصتهاي استثنايي تري را براي کسب حداکثر بهره وري از آنها به آنان ارائه داده است.  
کارکنان فرهيخته را چگونه بايد مديريت کرد؟
-   کارکنان فرهيخته بايد به گونه اي مديريت شوند که گويي افرادي داوطلب هستند. آنها مي توانند ابزارشان يعني فکرشان را به دست بگيرند و به هر جاي ديگر بروند. آنان خود را به عنوان يک متخصص مي بينند نه يک مستخدم. کارکنان فرهيخته را هرگز نمي توان تحت نظارت دقيق قرار داد زيرا آنان بيش از هر فرد ديگر در سازمان به کار خود واقف و بر مسائل حرفه اي خود اشراف دارند. حتي در ژاپن هم کارکنان فرهيخته، علي رغم تاکيد زيادي که بر وفاداري و تعهد مادام العمر مي شود به سرعت جابجا مي شوند و نقل و انتقال مي يابند. مديريت کارکنان فرهيخته بايد براساس اين تفکر باشد که شرکت نياز به آنها دارد بيشتر از اينکه آنها به شرکت نياز داشته باشند. آنها در يک سازمان کار مي کنند، متعلق به سازمان نيستند. آنها خود را با دانش خثود مي نمثايانند و شغل خود را به عنوان زندگي مي بينند. اين گروه در انديشه دريافت مادي نيستند ولثي مي خواهند که کار پرجذبه و چالش آفرين باشد. افزون بر اين مي خواهند که رسالت سازمان را به خوبي بدانند و بدان اعتماد و ايمان داشته باشند. 
مهمترين وظيفه و نقش مديريت در سازمان چيست؟
-   گوهر رهبري انجام کارهاي بزرگ است. بنابراين، نکته مهم نتيجه اي است که از رهبري به دست خواهدآمد. نخستين وظيفه مديريت روشن کردن بازده و نتيجه کار سازمان است و اين با همه دشواري، مهمترين وظيفه مديريت است. توجه و مسئوليت مديريت بايد به همه چيزهايي باشد که به کارکرد و نتيجه آفريني سازمان تاثير مي گذارد.  
در 50 سال اخير مدل هاي مختلف مديريت آمده و رفته اند. به نظر شما کداميک کارآ هستند و حقيقي باقي مي مانند؟
-   يک امر ثابت در شغل مديريت وجود دارد و آن موثرساختن نقاط قوت انسانها و کمرنگ کردن نقاط ضعف آنهاست. نيز مديران با نتايجشان سنجيده مي شوند. آنها به دليل اينکه فيلسوف هستند و يا حتي به خاطر عملشان حقوق نمي گيرند، آنها به خاطر نتايج حقوق مي گيرند. مديريت يک شاخه از فلسفه نيست بلکه يک عمل است که بسيار سخت است آن را از راه دانشگاه به دست آورده زيرا تعريف نتايج در يک سازمان کاملا آسان نيست، به عنوان نمونه موازنه بين نتايج کوتاه مدت و بلندمدت. 
نسبت مديريت و کارآفريني چيست؟
-   مديريت و کارآفريني دو رويه يک سکه هستند. هر کارآفريني که مديريت ندارد و يا مديري که به نوآوري نپردازد کارش به شکست خواهدانجاميد. در دنياي واقعي تفاوت بين مديريت و کثثثارآفريني بي معناست.   هر سازماني که کارآفريني را از مديريت جدا بداند به زودي در ميان همگنان جايي نخواهد داشت.  
از وبلاگ خاطرات يک مدير 


  نگاهي به بخش هايي از فروغ هستي کريستين بوبن به تلاش ليدي داتا و ترجمه ساسان تبسمي 


   فروغ هستي چکيده چکامه هاي ذهني سيال و پويا در گذر از پنجاه سالگي است .همتي از ليدي داتا براي انعکاس گزيده گويي ژرف انديشانه کريستين در سالهاي رهايي از پست مدرن.    بوبن در فروغ هستي به خويشتن شناسي از منظري تازه و در( تو ديدن من) دست زده است . معرفتي ناشي از تفکرات و انديشه هاي چهارچوب شکن و جاري هستي . قصه نامکرري که به گفته داتا تنها قلم ياراي روايت آن را دارد.    همدلي دشواري بشريت است . بشري که حضوري مجزا از روح خويش داشته است و بشري که خود مانع عملي شدن افکارش است و توزين تفکرات بشر به کلمات از ديد بوبن چيزي جز تلقين اعتبار به انديشه بشر نيست . حتي قدرت دوست  داشتن نيز گاهي در انحصار بودن با ديگران است.    بوبن لحظه وقوع همدلي را چون تصادف  يک آذرخش جهنده و فارغ از خودخواهي مي داند و حتي احساس را وبالي بر اين نعمت نمي شناسد.    قلب را بيننده ترين ، شنونده ترين و ... ترين مرکز حسي در راستاي شناسايي ارزش حسي رويدادهاي عالم هستي مي شمرد.    کافي است قلب باشد تا از خويشتن خويش خروج کنيم و تا آستانه ديگري پيش رويم اما فاصله همزمان خويش را تا خطر تداخل و بهم ريختگي حفظ کنيم . او تداخل را تاريکي ميداند اما همدلي...   شايد در سوگ نشستن بهترين تعبيري باشد که درباره ديدن اشيا در نظر گرفته است . چنانچه پا را بيرون از دايره اجزاي هستي نهاديم تا آنچه را که دايره آن را احاطه کرده است بازشناسيم . غيبت از حضور مي تواند کامل ترين معرفت را از حاضرين به قلب ما بدهد بي حجاب خويشتن.   کتابهاي بوبن لحظات منحصر بفرد اويند . طلوع از عمق خاموشي و رفتن به فراسوي همه چيز آنچنان که از بيرون به درون نوشته راه مي يابي . نگاهي چند بعدي در خويش.   بلوغ او نيز چون بلوغ بسياري از بسيار نوجوانان به سرودن شعرهاي نچندان خوشبينانه سپري شد . اشعاري در تابوت با بوي کافور در تدفين در نفرت و نفرين . در تاريکي و سياهي فکر چون نوجواني که همه مان تحربه کرديم . بوبن در زيستن،  خود نيز منصفانه خارج از خويش است.    پروست کبير را زيبايي شناس مي خواند و داستايوفسکي را موجودي زنده و چه کنايتي است  که  خالق(در جستجوي زمان از دست رفته ) را زيبايي شناسي با شکوه اما بي مصرف اطلاق و ابله را نقطه عطف خوانندگان داستايوفسکي مي داند.    از تاريکي نهفته در آثار سلين آزرده خاطر به آن شاعر کولي که زندگي را به شرط سخت تر بودن زيبا مي داند پناهنده مي گردد .در مجموع ادبيات را نامطمئن مي انگارد اما در خدمت ادبيات است او يک سرباز است نه يک ژنرال و هميشه منتظر حضور بي خويشتن در سايه اي از نور با ديگري  است.    باخ را گل سرخي مي نامد و شعر مولانا را مانند اينکه گل سرخ  از عطر گل سرخ بيرون آيد خودجوش و برون جوش مي خواند آميختگي اجزا در معنا و ثبات ارکان در ساختار.   
انسيه پولادزاده 


 يو ان استوديو و بن وان برکل از 2000 تا 2010
 جستارهايي در هنر و معماري 

com.persiandlog.eventspace
درباره يو ان استوديو 
يو ان استوديو يک دفتر کار حرف هاي و مطالعاتي  بين المللي  است که از سال 1988 در آمستردام کار خود را شروع کرده است و در بسياري  از زمينه هاي  شهرسازي،طرح هاي ملي،  پروژه هاي  شخصي و بناهاي عمومي در مقياس هاي  خرد و کلان تجارب فراواني دارد. در اساس کار يو ان استوديو اهداف بلند مدتي  قرار دارد و لازمه رسيدن به اين اهداف رهبري و هدايت کار در سمت و سويي است که بر کيفيت کار بيفزايد. خواسته آنها تلاش در مسيري است که معماري را به نظم در آورد و براي گسترش کيفيات کار، معماري  همراه با رابطهاي که با طراحي، تکنولوژي، علم و مديريت دارد به پيش برود. توجه آنها به حمايت از رابطه دو جانبه اي  است که بين محيط،  نياز بازار و خواسته کارفرما وجود دارد، کارهايي که قابليت اجرا داشته باشند; آنها مي خواهند اهداف خود و کارفرما را در يک سو تحقق بخشند. هم اکنون مديريت يو ان استوديو بر عهده بن وان برکل و کارولين باس مي باشد، هارم واسينک مدير فني ، توبياس واليسر مدير طراحي ، آستريد پيبر و جرارد لوزکوت همکاران آنها مي باشند. از سال 2001  به بعد يو ان استوديو تحت ليسانس کيفي2001 ISO    به کار خود ادامه ميدهد. يو ان استوديو بخشي از شبک هاي  واحد است، آنها طراحيهاي خود را بر روي  يافته هاي  علمي  انجام ميدهند. تخصص کارکنان دفتر يو ان استوديو در حيطه تکنولوژي است و طراحي  استادانه معماران يو ان استوديو با در نظر گرفتن اختيارات و تواناييها در زمينه هاي  مالي،  فراگيري و نظريه پردازي ها صورت ميگيرد. طبيعت پوياي  حرفه آنها باعث مي شود که در تئوري هاي جديد کاوش نمايند و با رقابتهاي آتي  خود را تطبيق دهند. آن ها جوايز بسياري را در سطح جهاني  کسب نموده اند، از جمله آن ها بهترين در اروپا به سال 2005،  جايزهANWB    براي بهترين پارکينگ در هلند و ... مي باشد. 

2009-2001 ,Italy ,Genoa ,paroby Ponte
     پروژهParobi Ponte   ،  شهري است مجذوب کننده که بر پايه تجارب زيادي بنا نهاده شده است. پروژه فضا و ميداني سه بعدي است که در کنار آب قرار گرفته است و با برنامههاي گوناگوني از جمله پايانه دريايي و فضاهاي فرهنگي ، تفريحي  تلفيق گشته است; تمامي اين ها باعث شروع و رونق زندگي در بندرگاه قديمي خواهند شد. با ايجاد يک نوسان و حرکت در طرح کلي پروژه به فضاهايي دست پيدا مي کنيم که در آنها زمينهاي  ورزشي، سواحل و مکان هاي عمومي قرار گرفته اند و تاکيدي بر مناظر جنوا و محل جايگيري  رشته کوههاي آلپ را دارند.

2007-2002 ,Netherlanbs ,Lelystab ,Agora Theatre 
طراحي  تاتر آگورا کاوشي  در انسجام و وحدت بين هنر تاتر و رسانه هاي جديد ميباشد. معماري بنا بصورت تنديس گونه طراحي گشته است. پوشش خارجي  بنا از صفحات صيقلي  تشکيل يافته است که کاملا به هم پيوسته و متصل هستند، در روي اين صفحات روزنه هايي  وجود دارند که مي توان در بنا حالتKaleiboscopic     يا همان تنوع رنگ را ايجاد نمود. سرسراي تاتر به صورت عمودي  در کنج بنا قرار گرفته است و داراي راه پله اي با شکوهي مي باشد،  اين راه پله ها همانند الماني است که از ميان حجم بنا تراشيده شده و نمود يافته است. اين راه پله بوضوح محل گذرگاه ها و مسير بهم پيوستن تاتر و سالن کنگره را مشخص مي سازد. 

,Lonbon,Builbing Office Weave Buttersea 
2010-2004 ,K .U
براي اين که ساختمان داراي اثر و اهميت گردد، لازم است که فضاهايي تهي همانندVOID     در آن مطرح گردد تا نور روز امکان نفوذ در آن را داشته باشد. براي رسيدن به اين امر از يک روش هندسي استفاده شده است، صفحات هر طبقه مي توانند حول محورهاي نقطههاي چرخش اندکي داشته باشند، در ضمن نوع چارچوب سازهاي واقع در پوسته بيروني بنا ممکن مي سازد که طبقات اداري فاقد ستون باشند; اين تکنولوژي محوطه هاي محصور منحصر بفرد و همچنين پيوستگي  بصري را در بنا به وجود مي آورد. 


نگاه ويژه
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
شهرستان
ورزشي
فاوا
وبلاگستان
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه