جستجو
  نسخه شماره 879 - 1386/01/20 -   صفحه اصلي

نشست خبري سومين جشنواره سراسري تئاتر تک برگزار شد

«ازدواج»com.dlogfa.peyvanbegolha
انسان جايزالخطاست


اهالي سينما در چهلمين روز درگذشت ملاقلي پور يادش را گرامي مي دارند


خبرستان


خورنده و کفاف


نورالدين زرين کلک


«خون بازي» بيان فاجعه است


هنوز هيچ چيز مشخص نيست

نگاهي کوتاه به زندگي و انديشه هاي سيد شهيد مرتضي آويني
آنچنان بود که مي نمود


 نشست خبري سومين جشنواره سراسري تئاتر تک برگزار شد 


حسين سينجلي- نشست خبري سومين جشنواره سراسري تئاتر تک با حضور «حسين فرخي» دبير جشنواره و «اسماعيل فلاح»، رئيس حوزه هنري خراسان جنوبي در تالار انديشه حوزه هنري برگزار شد.  در ابتداي اين نشست فلاح رئيس حوزه هنري استان خراسان جنوبي و مدير اجرايي جشنواره تئاتر تک از برگزاري سومين دوره اين جشنواره از 25 تا 28 فروردين پس از يک سال تاخير خبر داد و گفت: اولين و دومين دوره جشنواره تئاتر تک بازيگر تحت نظارت حوزه هنري در سال 1383 در کرج برگزار شد. اما به دليل مشکلات متعدد برگزاري اين جشنواره در سال 1384به وقفه افتاد. وي در ادامه افزود: حوزه هنري خراسان جنوبي ميزباني دوره سوم اين جشنواره را پذيرفت و فعاليت خود را از چهار ماه پيش آغاز کرد. به دليل احساس نياز به تبادل تجربيات و تعامل هنرمندان اين استان با ساير استان هاي کشور تصميم گرفته شد اين دوره از جشنواره در بيرجند برگزار شود. همچون دوره هاي گذشته اين جشنواره، در سومين جشنواره تئاتر تک 16 اثر تک بازيگر حضور دارند که از ميان اين آثار سه اثر از خراسان رضوي و 13 اثر از ساير استان ها هستند. در ادامه اين نشست «حسين فرخي»، دبير جشنواره به چگونگي برگزاري جشنواره اشاره کرد و گفت: بعد از سال 73 که دبيري جشنواره تئاتر فجر را برعهده داشتيم ديگر هيچ مسئوليتي را قبول نکرده   بودم ولي امروزه بعد از گذشت چندين سال، قصد دارم اولين مسئولين اجرايي را با دبيري اين جشنواره بپذيرم که بيشتر به لحاظ تکنيکي اين امر را قبول کردم و همواره معتقدم ذات تئاتر مهم ترين عنصر اين جشنواره است. «فرخي»، ساده برگزار شدن اين نوع تئاتر را مهم ترين شناسه آن برشمرد و افزود : از آنجائيکه تئاتر تک نفره همان تئاتر کارگاهي است و بدون سالن خاص و هزينه بالا اجرا مي  شود يکي از انواع خوب تئاتري است که از آن طريق بتوانيم به بيان حقايق پرداخته و مخاطب را به تفکر بازداريم بنابراين معتقدم اين نوع تئاتر بايد رو به گسترش و ارتقا باشد.اين کارگردان تئاتر در ادامه از بين المللي برگزار شدن جشنواره سراسري تئاتر تک خبر داد و گفت: درصدد هستيم که بتوانيم در سال هاي آينده تئاتر تک را به صورت بين المللي برگزار کنيم تا با بازي يک نفر شاخصه فرهنگي يک کشور را طراحي کنيم.وي در بخش ديگر صحبت  هاي خود در خصوص آثار رسيده به دبيرخانه و داوران جشنواره گفت: 321 اثر نمايشي به دبيرخانه جشنواره ارسال شد که در مرحله بازخواني که اعضاي آن متشکل از قرباني، شيريني و گيلانپور است 85 نمايشنامه انتخاب شدند که در مرحله بازبيني توسط مريم معترف و خودم 51 نمايشنامه به مرحله بازبيني راه يافت که در نهايت 16 اثر پذيرفته و به روي صحنه مي  روند. جشنواره اول تئاتر تک سال 83 در کرج و جشنواره دوم نيز در سال 84 در کرج برگزار شده و سومين جشنواره نيز از 25 تا 28 فروردين ماه در شهر بيرجند برگزار مي شود.


  «ازدواج»com.dlogfa.peyvanbegolha
 انسان جايزالخطاست 


انسان براي رسيدن به کمال و موفقيت ابتدا بايد به اصل خودشناسي وانسان شناسي برسد زيرا تا فرد خود واهداف خود را نشناسد راه هاي رسيدن به آنها را درنمي يابد. در راه رسيدن به انسان شناسي و خصوصيات فردي بايد تلاش و تمرين کرد و اگر بتوان کودکان را از همان سنين کودکي با اصول و فضايل انساني بارور کرد ومدام تمرين داد بسياري از فضايل با کودک عجين مي شوند و وقتي کسي با چنين خصوصياتي بزرگ شد ديگر در بزرگسالي تمرين سختي نخواهد داشت وبه راحتي اصول رفتار فردي واجتماعي را مي پذيرد و رعايت مي کند. يکي ازاصولي که بايد پذيرفت اين است که انسان جايزالخطاست و کمال مطلق نيست. پذيرش اين اصل بسياري از خودخواهي ها و غرورها را ازبين مي برد. منشا بسياري از اختلافات اين است که هر يک از طرفين خود و يا رفتار خود را کاملا صحيح و بجا مي پندارند و برسر اين عقيده پافشاري مي کنند و در بعضي شرايط فرد حاضر به قبول هيچ نظريه و يا تغيير در رفتار خود هم نيست که همين امر سبب بسياري از لجبازي ها و بگومگوها مي گردد. افرادي که خودخواه و مغرور نباشند و خود را کمال مطلق ندانند، قبول دارند که انسان جايزالخطاست و راحت تر مي توانند به اشتباهات خود اقرار کنند. گاهي افراد تصور مي کنند اقرار به اشتباه سبب کم شدن اقتدار و يا ضعف شخصيتشان مي شود درحالي که برعکس اين تصور مي توان گفت کسي که بتواند به خطاي خود اعتراف کند نشان مي دهد که از ديد وسيعي برخوردار است و قادر است تمام زواياي بيروني و دروني خود را ببيند و حتي مورد قضاوت قرار دهد و اين که داراي يک حس عدالتخواهي در درون خود و عاري از خودخواهي هاي انساني است و اينها همه نشان دهنده يک شخصيت والاي انساني است و بر کرامت و منزلت انسان مي افزايد و مردم نيز نسبت به چنين افرادي محبت بيشتري احساس مي کند.


 اهالي سينما در چهلمين روز درگذشت ملاقلي پور يادش را گرامي مي دارند  


ابتکار- «ياد حضور رسول ملاقلي پور» مقارن با چهلمين روز درگذشت اين کارگردان سينما توسط اهالي سينما و همکارانش گرامي داشته مي شود. اين مراسم از سوي خانه  سينما فردا با حضور مسوولين، دوستان و همکاران ملاقلي پور و خانواده  او  برگزار مي شود و قرار است نشست صميمانه  فارغ از دست  دادن او، به ياد حضور اين کارگردان سينما برپا شود. اين برنامه به نمايش بخشي از فيلم ها، پشت صحنه ها و صحبت هاي زنده ياد رسول ملاقلي پور اختصاص دارد و فيلم مستند 50 دقيقه اي اکبر نبوي درباره  او هم به نمايش در مي آيد. برنامه  بزرگداشت ملاقلي پور از ساعت 19 تا 22 روز ياد شده در فرهنگسراي هنر ارسباران برگزار مي شود. همچنين مجلس چهلمين روز درگذشت زنده ياد رسول ملاقلي پور، جمعه 24 فروردين توسط خانواده  او در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شود. 


 خبرستان 

 سينما
-  فيلم کوتاه بازگشت با مضمون کودکان کم توان ذهني به کارگرداني سيد حسين قوامي ساخته شد.
-  سومين جشنواره بين المللي فيلم ويتنام با هدف انعکاس زندگي  ويتنامي هاي سراسر جهان از نگاه فيلمسازان مستعد، طي ده روز از 12 الي 22 آوريل در آمريکا برگزار خواهد شد.
-  «گيلانه» به کارگرداني مشترک محسن عبدالوهاب و رخشان بني اعتماد در جشنواره  فيلمسازان زن سئول به نمايش در مي آيد. اين فستيوال که به اختصار  (WFFIS)  خوانده مي شود در پايتخت کره جنوبي برگزار مي شود. 
-  تدوين فيلم سينمايي «جعبه موسيقي» به کارگرداني فرزاد موتمن بعد از 35 جلسه کاري پنجم فروردين توسط نازنين مفخم به پايان رسيد.
-  فيلم سينمايي «محيا» تازه ترين فيلم سينمايي اکبر خواجويي پس از چند ماه وقفه اوايل ارديبهشت ماه کليد مي خورد.
-  فيلم سينمايي «کوچ آسماني» به کارگرداني کيومرث درمبخش در پنجمين جشنواره بين المللي سينماي فقير کوبا حضور يافت.
-  آخرين فيلم «آيشواريا راي»، بازيگر باليوود، با نام «برانگيخته» که فيلمي جنايي است، جمعه در هند اکران شد. 
تئاتر
- در پي به تعويق افتادن بازسازي تئاتر شهر تعدادي از اهالي تئاتر با تغيير برنامه  بازسازي مجموعه  تئاتر شهر خواستار مشخص شدن وضعيت اجراهاي اين مجموعه  نمايشي شدند.
-  نمايش «مش کاظم حلبي يا خير نبيني سعيده» به نويسندگي و کارگرداني فرهاد نقدعلي تا پايان فروردين ماه در تالار مولوي روي صحنه مي رود.
-  مرکز تئاتر و تئاتر عروسکي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان هنرمندان عرصه تئاتر کودک را به شرکت در مسابقه نمايش هاي تک نفره و دونفره ويژه کودکان و نوجوانان فراخواند.
-  اسماعيل خلج از احتمال اجراي يکي از سه نمايشنامه، اجرا نشده اش در سال جديد خبر داد.  
  موسيقي
-  آلبوم موسيقي «درياي بي پايان» با صداي «سالار عقيلي»در ششمين جلسه نقد نغمه مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد.
-  قطعه «آوازکرک» با شعراخوان ثالث، از ساخته هاي گروه ايراني و با صداي «عليرضا قرباني» مجوز انتشار نگرفت.
-  «کيوان ساکت» نوازنده تار به همراه گروهش در عراق و چين به اجراي برنامه مي پردازد.
-  «سمفوني شماره3» عليرضا مشايخي ارديبهشت ماه سال جاري عرضه مي شود.  
تجسمي
-  ميلياردر و مجموعه دار مشهور فرانسوي، فرانسوئا پينو، پس از کشمکشي طولاني با بنياد گاگنهايم موفق شد، انبار قديمي مربوط به دوره  رنسانس را در ونيز به يک گالري هنري تبديل کند.
-  محمد احصايي آثار نقاشي خط و دست افشاني خود را تيرماه سال جاري در موزه آرميتاژ سن پترزبورگ و مسکو به نمايش خواهد گذاشت.
-  مجموعه اي از طرح هاي گرافيکي نور الدين زرين کلک با گردآوري ساعد مشکي منتشر شد. 
-  نمايشگاهي مشترکي با آثاري از لاشايي، ترقي جاه، حسيني و سحابي برپا خواهد شد. 
-  اولين نمايشگاه «بازتاب نگارگري در نقاشي معاصر ايران» برگزار مي شود.
تلويزيون
- رئيس موسسه تصوير شهر گفت: مشارکت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در توليد «ترش و شيرين» با هدف توسعه اخلاق شهروندي، حقوق مدني و توجه به محله گرايي بود; اين مجموعه از اخلاقيات حرف زد.
-  سريال «زيرتيغ» در قالب سه برنامه يک ساعته و با حضور عوامل ساخت سريال نقد و بررسي مي شود. اين برنامه به مدت سه شب از ساعت 23 از شبکه اول سيما پخش خواهد شد.
-  از اول ارديبهشت ماه بخش جديد برنامه  هاي گروه نوجوان شبکه تهران راه اندازي مي  شود.
ع فرهنگ و ادب
  سعيد آرمات که آخرين مجموعه شعرش سال 1381 منتشر شده است، گفت: به اندازه سه مجموعه، شعر تازه دارم که با توجه به وضعيت نشر، فکر مي کنم اکنون زمان چاپ آن ها نيست.
-  مجموعه شعر «به قول پرستو» سروده قيصر امين پور با تصويرگري کبري ابراهيمي، در 64 صفحه براي گروه سني نوجوانان به زودي توسط انتشارات افق منتشر و در بيستمين نمايشگاه کتاب تهران عرضه مي شود.
-  بر اساس مصوبه شوراي سياستگذاري بيستمين نمايشگاه بين المللي کتاب مسئوليت برگزاري سراي اهل قلم و نشست هاي تخصصي حوزه کتاب به موسسه خانه کتاب ايران واگذار شد.
-  مصطفي اسلاميه، نويسنده رمان «مهتابي و ملکوت»، ترجمه کتاب «فراسوي ايمان، تخيل مذهبي و هنر مدرن» را به اتمام رسانده است که به زودي توسط فرهنگستان هنر همزمان با نمايشگاه کتاب منتشر مي شود.
-  مجموعه شعر طنز «نزديک ته خيار» تعدادي از آثار جديد و طنز ناصر فيض، به همراه گزيده اي از مجموعه  شعر طنز «املت دسته دار» منتشر مي شود. 
-  رضا قاسمي «وردي که بره ها مي خوانند» را در فرانسه منتشر مي کند. 


 خورنده و کفاف 


يکي از علما خورنده بسيار داشت و کفاف اندک.يکي را از بزرگان که در او معتقد بود بگفت روي از توقع او در هم کشيد و تعرض سوال از اهل ادب در نظرش قبيح آمد.
به حاجتي که روي تازه روي و خندان رو
فرو بندد کار گشاده پيشاني
بئس المطاعم حين الذل تکسبها
القدر منتصب و القدر مخفوض


 نورالدين زرين کلک  


در چنين روزي در سال 1316 نورالدين زرين کلک، پدر انيميشن ايران، در مشهد به دنيا آمد. زرين کلک کار خود را در سال 1332 با کاريکاتور و تصويرسازي مجلات کيهان بچه ها و اطلاعات جوان آغاز کرد. زرين کلک که از هم دوره  اي  هاي فرشيد مثقالي، علي اکبر صادقي، مرتضي مميز و آراپيک باغداساريان است در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان سبک و سياق ساخت فيلم هاي انيميشن را متحول کردند. کلاغ ها نخستين کتابي بود که براي تصويرسازي به او سفارش داده شد. برگزاري جشنواره کودکان و نوجوانان در اواخر دهه1340 ، در ساماندهي به بخش امور سينمايي موثر واقع شد و پس از برگزاري نخستين جشنواره (1348) زرين کلک به بلژيک اعزام شد تا در آکادمي هنرهاي زيباي شهر گان در رشته  متحرک سازي آموزش ببيند. او پس از بازگشت به ايران فيلم هاي بسياري ساخت که بسياري از آنها جوايز عمده اي از جشنواره هاي داخلي و خارجي گرفتند. سندباد يکي از آخرين کارهاي زرين کلک است که در هاليوود نيمه تمام رها شد و در آن سمت کارگردان هنري داشت. 


  «خون بازي» بيان فاجعه است  


 «خون بازي» تنها يک فيلم نيست، بلکه با نگاهي دقيق مي توان به وقوع فاجعه که همان معضل اعتياد در بين نسل جوان امروز است، پي برد. بيتا فرهي، بازيگر نقش مادر در فيلم سينمايي «خون بازي»، ضمن بيان اين مطلب در گفتگو با  مهر گفت: آمار اعتياد به انواع و اقسام موادمخدر بين دختران و پسران جوان بيداد مي کند و کافي است هر روز صبح سري به صفحه حوادث روزنامه ها بزنيم تا به درستي اين آمار پي ببريم. وي خاطرنشان کرد: گمان مي کنم ذهنيت صاحب اثر هم درهمين راستا پيش رفته است، چرا که در پايان «خون بازي» با تصوير سياهي همراه با صداي مادر روبه رو مي شويم که خطاب به تماشاچي متذکر مي شود شايد اگر با احمدرضا زندگي و آن همه تحقير را تحمل مي کرد، دخترش به اين روز نمي افتاد; من هم به عنوان بيتا فرهي و نه بازيگر معتقدم خانواده نقش بسزايي در پيشگيري از اين معضل دارد. وي همچنين متذکر شد: من به عنوان يک مخاطب که فرزند دختر دارم و هميشه نگران دخترم بوده ام به خانواده ها به ويژه مادران توصيه مي کنم به جاي ترک و طرد افراد مبتلا به اعتياد به فکر درمان آنها باشند.


  هنوز هيچ چيز مشخص نيست  


کيومرث پوراحمد کارگردان «اتوبوس شب» مي گويد هنوز زمان اکران اين فيلم مشخص نشده است و اگر شرايط مناسب فراهم شود کار ساخت فيلم جديدم را شروع مي کنم. کارگردان اتوبوس شب در گفتگو با فارس اظهار داشت: هنوز زمان اکران اتوبوس شب مشخص نشده است و بحث اکران اين فيلم با پخش کننده است. وي درباره پروژه  جديد سينمايي اش گفت: در حال بررسي براي کار جديد هستم، اگر شرايط مناسب فراهم شود شروع به کار مي کنم. اتوبوس شب که در جشنواره فيلم فجر به نمايش در آمد، با فيلمنامه اي از حبيب احمدزاده در ژانر دفاع مقدس جاي مي گيرد و با بازي خسرو شکيبايي، محمدرضا فروتن، مهرداد صديقيان، کورش سليماني و امير زنده همراه است. همچنين در خبرها درباره پروژه جديد پور احمد آمده است که اين کارگردان سينما قصد دارد داستان مرد جنگي نوشته حبيب احمدزاده را به تصوير بکشد، اين داستان از مجموعه داستان هاي چاپ شده در کتاب «داستان هاي شهر جنگي» است و به نظر مي رسد اکبر نبوي تهيه کنندگي آن را برعهده بگيرد. 


 نگاهي کوتاه به زندگي و انديشه هاي سيد شهيد مرتضي آويني
 آنچنان بود که مي نمود 

فرهنگ و هنر - چهارده سال از آن روز مي گذرد و از قدرنشناسي خود چه افسوس ها و حسرت ها که نخورديم.
آويني از زبان آويني
من بچه شاه عبدالعظيم هستم و درخانه اي به دنيا آمده و بزرگ شده ام که درهر سوراخش که سر مي کردي به يک خانواده ديگر نيز برمي خوردي. درسال 1336 شمسي مطابق با 1956 ميلادي در کلاس ششم ابتدايي نظام قديم مشغول درس خواندن بودم. در آن سال انگليس و فرانسه به کمک اسرائيل شتافته و به مصر حمله کردند و بنده هم به عنوان يک پسر بچه 13-12 ساله تحت تاثير تبليغات آن روز کشورهاي عربي يک روزي روي تخته سياه نوشتم: خليج عقبه از آن ملت عرب است. وقتي زنگ کلاس را زدند و همه ما بچه ها سر جايمان نشستيم اتفاقا آقاي مديرمان آمد تا سري هم به کلاس ما بزند. وقتي اين جمله را روي تخته سياه ديد پرسيد: «اين را که نوشته؟» صدا از کسي درنيامد من هم ساکت، اما با حالتي پريشان سر جايم نشسته بودم. ناگهان يکي از بچه ها بلند شد و گفت: «آقا اجازه؟ آقا، بگيم؟ اين جمله را فلاني نوشته» و اسم مرا به آقاي مدير گفت. آقاي مدير هم کلي سر و صدا کرد و خلاصه اينکه: «چرا وارد معقولات شدي؟» و در آخر گفت: «بيا دم در دفتر تا پرونده ات را بزنم زير بغلت و بفرستمت خانه.» البته وساطت يکي از معلمين، کار را درست کرد و من فهميدم که نبايد وارد معقولات شد. بعدها هم که در عالم نوجواني و جواني، گهگاه حرف هاي گنده گنده و سوالات قلمبه سلمبه مي کرديم معمولا  به زبان هاي مختلف حاليمان مي کردند که وارد معقولات نبايد بشويم. مثلا  يادم است که در حدود سال هاي50-45 با يکي از دوستان به منزل يک نقاش که همه اش از انار نقاشي مي کشيد، رفتيم. مي گفتند از مريدهاي عنقا است و درويش است. وقتي درباره عنقا و نقش انار سوال مي کرديم با يک حالت خاصي به ما مي فهماند که به اين زودي و راحتي نمي شود وارد معقولات شد. تصور نکنيد که من با زندگي به سبک و سياق متظاهران به روشنفکري نا آشنا هستم، خير من از يک راه طي شده با شما حرف مي زنم. من هم سال هاي سال در يکي از دانشکده هاي هنري درس خوانده ام، به شبهاي شعر و گالري هاي نقاشي رفته ام. موسيقي کلاسيک گوش داده ام. ساعت ها از وقتم را به مباحثات بيهوده درباره چيزهايي که نمي دانستم گذرانده ام. من هم سال ها با جلوه فروشي و تظاهر به دانايي بسيار زيسته ام. ريش پروفسوري و سبيل نيچه اي گذاشته ام و کتاب «انسان تک ساختي» هربرت مارکوز را -بي آنکه آن زمان خوانده باشم اش- طوري دست گرفته ام که ديگران جلد آن را ببينند و پيش خودشان بگويند: «عجب فلاني چه کتاب هايي مي خواند، معلوم است که خيلي مي فهمد....» اما بعد خوشبختانه زندگي مرا به راهي کشانده است که ناچارشده ام رودربايستي را نخست با خودم و سپس با ديگران کنار بگذارم و عميقا بپذيرم که«تظاهر به دانايي» هرگز جايگزين «دانايي» نمي شود، و حتي از اين بالاتر دانايي نيز با «تحصيل فلسفه» حاصل نمي آيد. بايد در جست و جوي حقيقت بود و اين متاعي است که هرکس براستي طالبش باشد، آن را خواهد يافت، و در نزد خويش نيز خواهد يافت. و حالا از يک راه طي شده با شما حرف مي زنم. داراي فوق ليسانس معماري از دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران هستم. اما کاري را که اکنون انجام مي دهم نبايد با تحصيلاتم مربوط دانست. حقير هرچه آموخته ام از خارج دانشگاه است. بنده با يقين کامل مي گويم که تخصص حقيقي درسايه تعهد اسلامي به دست مي آيد و لاغير. قبل از انقلاب بنده فيلم نمي ساخته ام اگر چه با سينما آشنايي داشتم. اشتغال اساسي حقير قبل از انقلاب در ادبيات بوده است. اگر چه چيزي - اعم از کتاب يا مقاله - به چاپ نرسانده ام. با شروع انقلاب حقير تمام نوشته هاي خويش را اعم از تراوشات فلسفي، داستان هاي کوتاه، اشعار و.... در چند گوني ريختم و سوزاندم و تصميم گرفتم که ديگر چيزي که «حديث نفس» باشد ننويسم و ديگر از خودم سخني به ميان نياوردم. هنر امروز متاسفانه حديث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان هستند. به فرموده خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازي «رحمه الله عليه»، تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز. سعي کردم که خودم را از ميان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر اين تصميم وفادار مانده ام. البته آنچه که انسان مي نويسد هميشه تراوشات دروني خود او است- همه هنرها اينچنين اند کسي هم که فيلم مي سازد اثر تراوشات دروني خود اوست- اما اگر انسان خود را در خدا فاني کند آنگاه اين خداست که در آثار ما جلوه گر مي شود. حقير اينچنين ادعائي ندارم اما سعي ام بر اين بوده است. با شروع کار جهاد سازندگي در سال 58 به روستاها رفتيم که براي خدا بيل بزنيم. بعدها ضرورت هاي موجود رفته رفته ما را به فيلمسازي براي جهاد سازندگي کشاند. در سال 59 به عنوان نمايندگان جهاد سازندگي به تلويزيون آمديم و در گروه جهاد سازندگي که پيش از ما بوسيله کارکنان خود سازمان صدا وسيما تاسيس شده بود، مشغول به کار شديم. يکي از دوستان ما در آن زمان «حسين هاشمي» بود که فوق ليسانس سينما داشت و همان روزها از کانادا آمده بود. او نيز به همراه ما به روستاها آمده بود تا بيل بزند. تقدير اين بود که بيل را کنار بگذاريم و دوربين برداريم. بعدها «حسين هاشمي» با آغاز تجاوزات مرزي رژيم بعث به جبهه رفت و در روز اول جنگ در قصر شيرين اسير شد - به همراه يکي از برادران جهاد بنام «محمدرضا صراطي- » ما با چند تن از برادران ديگر، کار را تا امروز ادامه داديم. حقير هيچ کاري را مستقلا انجام نداده ام که بتوانم نام ببرم. در همه فيلمهايي که در گروه جهاد سازندگي ساخته شده است سهم کوچکي نيز، اگر خدا قبول کند، به اين حقير مي رسد و اگر خدا قبول نکند که هيچ. به هر تقدير، من فعاليت تجاري نداشته ام. آرشيتکت هستم! از سال 58 و 59 تاکنون بيش از يکصد فيلم ساخته ام که بعضي عناوين آنها را ذکر مي کنم: مجموعه«خان گزيده ها»، مجموعه «شش روز در ترکمن صحرا»، «فتح خون»، مجموعه «حقيقت»، «گمگشتگان ديار فراموشي(بشاگرد)»، مجموعه «روايت فتح- » نزديک به هفتاد قسمت- و در چهارده قسمت اول از مجموعه «سراب» نيز مشاور هنري و سرپرست مونتاژ بوده ام. يک ترم نيز در دانشکده سينما تدريس کرده ام که چون مفاد مورد نظر من براي تدريس با طرح درس هاي دانشگاه همخواني نداشت از ادامه تدريس در دانشگاه صرف نظر کردم. مجموعه مباحثي را که براي تدريس فراهم کرده بودم با بسط و شرح و تفسير بيشتر در کتابي به نام «آينه جادو- » بالخصوص در مقاله اي با عنوان تاملاتي درباره  سينما که نخستين بار در فصلنامه سينمايي فارابي به چاپ رسيد - در انتشارات برگ به چاپ رسانده ام.
آويني از زبان اهالي هنر
سيد مهدي شجاعي: از چهره هاي برجسته فرهنگي کشور با آثار ادبي بسيار مانند ضريح چشم هاي تو، دو کبوتر دو پنجره دو پرواز، بدوک، کشتي پهلو گرفته، از ديار حبيب، پدر عشق و پسر و... در اين حال و روز که بندها ترنم ماندن دارند و زنجيرها سرود نشستن مي خوانند، کندن چه کار سترگي است، پر کشيدن چه باشکوه است و پيوستن چه شيرين و دوست داشتني. کاش با تو بوديم وقت قران انتخاب تو با انتخاب حق.
کيومرث پوراحمد: سيد مرتضي آويني آنچنان بود که مي نمود و آنچنان مي نمود که بود، با همه صداقت و صراحتش، با همه گرما و خلوصش و خلوص و خلوص... آخر مگر مي شود در اين وانفسا اين همه خالص بود، اين همه ناب، اين همه صيقل يافته، اين همه شفاف، پاک و زلال؟ آن قدر زلال که در ني ني چشم هايش تا ته ته دلش را مي ديدي و البته آن کرانه کوچکي از درياي دلش را که تو مي فهميدي، که معشوقه، به قد همت عاشق باشد، و من هرگز آن قدر شفاف نبودم که بتوانم همه بيکرانگي درياي دلش را ببينم، بعضي ها بزرگند و نه اينکه فقط در ذهن هاي حقير بزرگ باشند، و سيد مرتضي آويني آن کيمياي کميابي بود که به راستي بزرگ بود، گرم و مومنانه حرف مي زد، و چه وسيع بود و دريادل، مي توانستي سرسختانه مخالفش باشي اما ذره اي از برق نجيبانه نگاهش کم نشود، برق نجيبانه و صادقانه اي که نمي توانستي مجذوبش نشوي.
ابراهيم حاتمي کيا: وقتي با روايت فتح، آشنا شدم به يکباره دل سپردم به آدم هايي که نيمه شب برمي خاستند، نماز شب مي خواندند و اشک مي ريختند. تشکيلات و گروه روايت فتح را کساني بنيان نهاده بودند که به اعتقاد شهيد آويني، خودشان با جنگ پيوند داشتند و بر حقايق جنگ پافشاري مي کردند.  آويني به من مي گفت براي ساختن مستند، بايد رابطه قلبي با فضا داشته باشي اگر آن فضا و شرايط را باور نداشته باشي، تصاوير به سراغ تو نخواهند آمد. تو بايد خود را مهيا کني آنگاه به جبهه بروي و...؟ در آن فضا باشي. وقتي شرايط دروني تو فراهم شد آن موقع تصاوير سراغ تو مي آيند و در «کادرت» قرار مي گيرند.
انديشه آويني 
آزادي قلم: قلم ابزار نوشتن است و در اين روزگار تنها «آزادي» نيست که ابزار نسبت داده مي شود، «مغز» را نيز بدل از «تفکر» مي گيرند و في المثل به جاي «فرار متفکران» مي گويند «فرار مغزها» که البته در اينجا هيچ يک از اين دو تعبير درست نيست. مغز ابزاري نيست که بي اراده در استخدام هر آن که او را به اختيار بگيرد در آيد و متخصصان که در اين تعبير همچون مغزهايي بي اراده انگاشته شده اند، اگر به غرب مي گريزند از آن است که درآنجا حوايج خويش را برآورده مي بينند... و غرب از قرن ها پيش تاکنون، عالمي است که در آن نفس اماره به سلطنت برجان و تن آدميان برنشسته است.
ژورناليسم حرفه اي: نشريات جديدي که اين روزها از هر گوشه و کنار مي رويند ريشه در خاک واحدي دارند و آن «ژورناليسم حرفه اي» است. مشخصه اصلي ژورناليسم حرفه اي آن است که خود را به سخيف ترين گرايش ها و سليقه هاي روز فروخته است و روي به ابتذال آورده و براي جلب مشتري دست به همان کارهايي مي زند که پاتوق هاي کنار خياباني مي زنند: «گزارش هاي داغ، مصاحبه هاي تنوري، دانستنيهاي سرپايي، اطلاعات ساندويچي، تيترهاي بودار، جدول هاي خوشمزه، مسابقات هوس انگيز... و خلاصه انواع مطالب براي انواع سليقه ها!»
آيا تئاتر زنده مي ماند؟: تئاتر در روزگار ما معضلي است و نه فقط براي ما، که در سراسر عالم; مگر براي آنان که تئاتر شان ريشه در سنت و يا اساطير داشته است. بعضي ها معتقدند که تئاتر ديگر مرده است; من از آنان نيستم، اما از سر انصاف بايد بگويم که چندان هم زنده نيست. تئاتر امروز ايران به تبع تئاتر غرب و به حکم ضرورت هم سخني با اين جماعت  در مردابي از اسنوبيسم مفرط، مستغرق در فرماليسم و مناظرات پيچيده متظاهرانه و متفلسف شده است. تفکر فلسفي در ظاهر براي غير اهل فلسفه پيچيده است و روشنفکران اين مرز و بوم را همين ظاهر است که فريفته است... و از جانبي ديگر، حتي آنجا که به تبع سليقه روز، تئاتر ما نيم نگاهي از سر عنايت به فرهنگ ايراني انداخته، باز هم نگاه او آن گونه است که يک سياح و يا مستشرق غربي به ايران مي نگرد. چنين تئاتري نمي تواند با مردم مخاطبه کند، و تا چنين باشد، تئاتر محتضري است که مرگ را انتظار مي کشد. آبشخور تئاتر - به معناي عام - همان سرچشمه آداب و سنن و آيين هاي مردمي است و در هر جايي از سياره خاک که اين مولد مادر خويش را انکار نکرده، تئاتر نيز زنده است، شايد «کابوکي» مثال مناسبي باشد.
سينما: سينما توهمي است واحد از يک واقعيت ممتد; داستاني که تصوير شده. اگرچه اين سخن را نبايد در مقام تعريف نهاد، چراکه در اين سخن «اصالت تصوير» و «فرديت فيلمساز» لحاظ نشده، حال آنکه امروز، بنا بر تعريف غالب هنرشناسان معاصر، بيان همين فرديت و مکنونات دروني هنرمند است. هنرمند مدرن مدعي آن است که «من تاريخي و اجتماعي انسان» از مشرق «من فردي» او طالع ميشود و البته اين جنون، ميراث ناپلئون و معاصران اوست که نصيب اينان هم شده! واقعيت درون فيلم، واقعيت از چشم فيلمساز است و به عبارت بهتر، صورتگر عالم دروني خود اوست، لهذا اگر فيلمساز واقعيت را «آنچنان که هست» ديده باشد، فيلم نيز به اين واقعيت نزديک خواهد شد، والا نه.   


سرمقاله
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
شهرستان
ورزشي
دانشگاه
گردشگري
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه