EBTEKAR NEWSPAPER
جمعه, 03 آذر 1396   Friday 24 November 2017

سرمقاله

گمشدگان داعش، دپو شدگان ادلب و آینده مبهم

سیدعلی محقق

معصومه معظمی
گفت‌وگوی ملی طرحی است که طی یک سال گذشته توسط احمد مازنی، نماینده مردم تهران و عضو فراکسیون امید مجلس به صورت جدی مطرح و در حال پیگیری است. مسئله ای که خود او آن را طرح فراکسیون می‌داند و تاکید دارد او مامور به پیگیری این طرح است. از آنجایی که طی سال‌های گذشته اختلاف نظرات زیادی میان دوجناح سیاسی مطرح کشور، یعنی اصلاح طلبان و اصولگرایان به وجود آمد و این شکاف رفته رفته درحال عمیق شدن بود، برخی از جمله رئیس دولت اصلاحات، مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری با طرح موضوع آشتی‌ملی به دنبال بازگردان اعتماد و دوستی از دست رفته در میان این دوجریان سیاسی بودند. ولی برخی با انتقاد از این موضوع کوشیدند صورت مسئله را پاک کنند. البته رهبر معظم انقلاب در این‌خصوص ورود کردند و به هر دو جریان سیاسی متذکر شدند که در جمهوری اسلامی ایران کسی با کسی قهر نیست. بنابراین فراکسیون امید هم در راستای اظهارات رهبری کوشید حسن نیتش را به اثبات برساند به همین دلیل با طرح و پیگیری موضوع گفت‌وگوی ملی سعی در تقویت مشترکات هردوجناح و کاهش‌شکاف بین آنها از راه گفت‌وگو داشت. بنابراین احمد مازنی در گفت‌وگو با «ابتکار» به تشریح آخرین وضعیت این طرح پرداخت. آنچه می‌خوانید حاصل این گفت‌وگو است.
به عنوان طراح «طرح گفت‌وگوی ملی» ما را در جریان آخرین وضعیت این طرح قرار دهید چرا که قرار بود با سایر نمایندگان فراکسیون‌های دیگر در این باره به جمع‌بندی و تبادل نظر بپردزید.
به نکته مهمی اشاره کردید. البته باید توجه داشته باشیم که طرح گفت‌وگوی ملی یک پروسه است، پروژه نیست که بگوییم طی یک مدت کوتاه توانسته‌ایم آن را اجرایی کنیم. جامعه ما در این مسئله خاص عمق بیشتری دارد چرا که به دلیل استبداد تاریخی همیشه در جامعه ایرانی یک نفر پادشاه وجود داشته و مردم همیشه رعیت بوده‌اند. به عنوان مثال قبل از انقلاب روزی هویدا به تبریز رفته بود و برای خیرمقدم گفتند «حضور شخص دوم مملکت را گرامی می‌داریم» ولی وقتی هویدا پشت تریبون رفت گفت که «ما در ایران تنها یک شخص داریم و او اعلی حضرت است و بقیه رعیت هستیم.» این جامعه‌ای است که ما در آن زندگی می‌کردیم. جمهوری اسلامی کاری کرد که مردم سالاری را تمرین کنیم. همچنین در سایه اسلام دموکراسی را تمرین کنیم و برای خودمان قانون اساسی داشته باشیم. البته در این حدود 40 سال در قیاس با کشورهایی که در روند دموکراسی بیش از دویست سال از ما جلوتر هستند، سابقه زیادی نداریم ولی باید تمرین کنیم که از تک گویی ومونولوگ گویی به دیالوگ و گفت‌وگو و گفت‌وشنود برسیم و این امر نیازمند زمان و تمرین است. بنابراین برای تحقق این امر در یک سال گذشته بیشترین زمانم را به دیدار و ارتباط با شخصیت‌های تاثیرگذار در حوزه سیاست و فرهنگ کشور اختصاص داده‌ام و با بیش از 30 نفر در این خصوص دیدار
داشته ام و آخرین دیدارم با آقای علی ‌عسگری، رئیس صدا و سیما بوده است. دیدار قبلی‌ام هم با آقای اسحاق جهانگیری در دفتر کارشان به صورت چهره به چهره و دیداری دونفره بوده است. همچنین در این باره با سید حسن آقای خمینی، حاج آقا هادی خامنه‌ای، آقایان حدادعادل، احمد توکلی، حکیمی پور، کدخدایی، ابوترابی نائب رئیس مجلس نهم، شیخ حسن اختری، علی لاریجانی، دکترعارف، حاج‌آقا منتجب‌نیا، صادق خرازی، محمود واعظی رئیس دفتر فعلی رئیس جمهوری، آقای پورمحمدی رئیس قبلی دادگستری، آقای صالحی امیری و برخی وزرای دیگر و به ویژه نمایندگان مجلس و همه کسانی که امکان دیدار داشتم و می‌دانستم که می‌توانند در این امر تاثیرگذار باشند دیدار و گفت‌وگو داشته‌ام.
در این باره اجماع نظری هم وجود دارد؟
خوشبختانه همه این شخصیت‌ها درباره اصل گفت‌وگوی ملی موافقند و کسی مخالفتی ندارد، ولی چند نکته در این باره قابل توجه است. نکته اول تعریف گفت‌وگوی ملی است. خود گفت‌وگو را برخی با مناظره و مذاکره و مباحثه اشتباه می‌گیرند. من به شخصه تلاش کردم اول خودم مفهوم عمیق گفت‌وگو را بفهمم و از صاحب نظرانی که در این باره تجربه بیشتری دارند و اطلاعات و مطالعه‌ای کرده‌اند کمک بگیرم تا این واژه به درستی تعریف شود. بنابراین گفت‌وگو با مناظره بسیار متفاوت است، در مناظره به صحبت‌های طرف مقابل گوش می‌دهیم تا بتوانیم پاسخ سخنان او را بدهیم ولی در گفت‌وگو اینطور نیست و کسی که گفت‌وگو می‌کند معتقد است که حقیقت کالای گران‌بهایی است که یکجا یافت نمی‌شود و در دست افراد متفاوت و زیادی است. بنابراین این فرد به اصطلاح می‌کوشد توری را پهن کند شاید بخشی از حقیقت را صید کند و به دست آورد. در مفهوم ملی باید این موضوع را بررسی کنیم که اصلا چه کسانی دارای حق هستند؟
خب شما توضیح دهید که چه کسانی دارای حق هستند.
طبق قانون اساسی همه ملت ایران دارای حق هستند و هرکسی که قانون اساسی را قبول دارد و به اندیشه‌های امام راحل و بیانات رهبر معظم انقلاب معتقد است، می‌تواند در این چارچوب ملی قرار بگیرد. این یک مسئله است که باید برای آن به یک چارچوب و تعریف واحد برسیم.نکته دیگر اینکه باید به یکدیگر اعتماد کنیم و برای رسیدن به این اعتماد جمعی باید از یک نقطه شروع کنیم. گاهی مشاهده کرده‌ام تا چند قدمی گفت‌وگو می‌رسیم ولی همین که موضوع جدی می‌شود عقب‌نشینی می‌کنیم و نمی‌توانیم چهره به چهره با یکدیگر حرف بزنیم. چون به یکدیگر اعتماد نداریم، تصور می‌کنیم طرف مقابل در گفت‌وگو می خواهد سرمان کلاه بگذارد. اگر به یکدیگر اعتماد کنیم و این را باور داشته باشیم که همه در یک کشتی سوار شده‌ایم و اگر این کشتی سوراخ شود همه غرق می‌شویم، به این نتیجه می‌رسیم که برای حفظ سلامت و زندگی خودمان هم شده باید برای نگهداری آن کشتی با یکدیگر گفت‌وگو و تفاهم کنیم. بنابراین اگر باور کنیم مثلا مشکلاتی مثل محیط زیست، اشتغال و تروریسم مسئله جناحی و یک فرد خاص نیست و مسئله همه ادیان، اقوام، مذاهب، جناح‌های سیاسی و همه ملت ایران است، به یکدیگر اعتماد می‌کنیم و می‌کوشیم درکنار یکدیگر این مشکلات را حل کنیم و ازهمه ظرفیت‌ها در این باره بهره ببریم. ما قدم اول را برداشتیم و با دیگران ارتباط برقرار کردیم و برای طرح جدی مسئله گفت‌وگو، با تاثیرگذاران هر دو جناح دیدار و گفت‌وگو کردیم. قدم بعدی هم در فراکسیون امید مجلس برداشته شده است. در واقع این طرح، طرح فراکسیون امید است و من به نمایندگی این فراکسیون طرح را پیگیری می‌کنم. ناگفته نمایند که کمیته گفت‌وگوی ملی هم در فراکسیون امید با ریاست دکترعارف تشکیل شده است و جلساتی منظمی دارد. همچنین طرح مکتوب گفت‌وگوی ملی در دو ویرایش به تصویب رسیده و دبیرخانه گفت‌وگوی ملی نیز تشکیل شده است. در ادامه راه پیشنهاد برگزاری یک نشست علمی-فرهنگی را مطرح کردیم که البته روی زمان و چگونگی آن هنوز به جمع بندی نرسیده ایم و برای تعریف این موضوع و تبدیل این مسئله نیاز به سلسله نشست‌هایی داریم. آخرین تصمیم کمیته هم تفاهم با نمایندگان مجلس و علاقمندان به گفت‌وگو در فراکسیون‌های مختلف و ایجاد میز گفت‌وگو در مجلس شورای اسلامی است. البته در حال حاضر مشغول رایزنی هستیم تا میز گفت‌وگوی ملی را هرچه سریعتر در مجلس فعال کنیم .
یک نکته درباره طرح گفت‌وگوی ملی وجود دارد. برخی منتقدان گفت‌وگوی ملی را با آشتی ملی اشتباه می‌گیرند و نسبت به هر دوموضوع انتقاد دارند و می گویند مگر در کشور جنگ است که نیازمند گفت‌وگوی ملی یا آشتی ملی باشیم؟ توصیه شما به این منتقدان چیست؟
رئیس دولت اصلاحات هم که موضوع آشتی ملی را مطرح کرد منظورش این نبوده و نیست که در کشور ما بین جریان‌های سیاسی جنگ است و برای حل مسئله جنگ بخواهیم بایکدیگر آشتی کنیم. همانطور که رهبر معظم انقلاب هم گفتند ما بایکدیگر قهر نیستیم. ولی نکته قابل توجه به نظرم این است که مرز بین منافع ملی و منافع جناحی تا حدودی خلط شده است و اعتمادها آسیب دیده‌اند، بنابراین باید با یکدیگر گفت‌وگو کنیم. مسئله آنقدر پیچیده نیست که نتوانیم آن را با یکدیگر حل کنیم. پس ما اصلاح‌طلبان راه صحیح را در گفت‌وگوی ملی می‌دانیم و معتقدیم همه باید با یکدیگر گفت‌وگو کنیم و این گفت‌وگو را به گفتمان و فرهنگ تبدیل کنیم تا به خودی خود بسیاری از مشکلات رفع شوند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام