EBTEKAR NEWSPAPER
جمعه, 03 آذر 1396   Friday 24 November 2017

سرمقاله

گمشدگان داعش، دپو شدگان ادلب و آینده مبهم

سیدعلی محقق

فاطمه امین‌الرعایا
فصل، فصل جایزه‌های ادبی است. هر چند روز برندگان یک جایزه مهم ادبی مشخص می‌شود. نکته جالب توجه اما این است که با فاصله کوتاهی از معرفی برندگان این جوایز جهانی، آثار این نویسندگان در کتاب‌فروشی‌های ما هم با ترجمه‌های مختلف در دسترس است! ترجمه‌هایی که درباره کیفیت آن‌ها جای بحث وجود دارد.
ناشر تصمیم‌گیرنده است
کافی است دلیلی برای فروش یک کتاب خارجی وجود داشته باشد، کتاب‌فروشی‌ها پر می‌شود از ترجمه‌های رنگارنگ آن کتاب؛ می‌خواهد جلد جدید هری‌پاتر باشد، می‌خواهد کتاب برنده نوبل باشد! دلیل این اتفاق چیست؟ حسین ارجانی مترجم و مدرس ترجمه در پاسخ به این سوال به «ابتکار» می‌گوید: دلیل این امر تقریبا قابل حدس است. معمولا خبر جوایز ادبی منتشر می‌شود و مخاطبان ایرانی از آن مطلع می‌شوند و با عنوان آثاری که در خارج از کشور مقبولیت دارند، آشنا می‌شوند و این امر به نوعی باعث تضمین فروش خواهد شد.
او تنها مترجمان را در مسئله انتخاب اثر برای ترجمه دخیل نمی‌داند و می‌افزاید: امروز ناشران تصمیم می‌گیرند که چه کتابی به بازار عرضه شود نه مترجم‌ها، البته مترجمان کارکشته حق انتخاب بیشتری دارند. اما معمولا انتخاب کتاب‌هایی که خواننده عمومی را مدنظر دارند، توسط ناشران صورت می‌گیرد. ناشرها سعی می‌کنند فروش‌شان را از قبل پیش‌بینی کنند و بعد به سراغ چاپ آن کتاب بروند. در پیش‌بینی فروش عوامل مختلفی موثر هستند، از جمله شناخته شده بودن نویسنده اثر. این شناخته شدن یا بر اثر کلاسیک بودن و قدیمی بودن شناخته شده بودن نویسنده است یا خالق اثر جایزه‌ای برده و به واسطه آن اسمش بارزتر می‌شود. البته عوامل دیگری هم در این زمینه موثر هستند، مثل فهرست آثار پرفروش خارجی که همگی در کشور ترجمه می‌شوند بی‌آنکه نسبت به بازار کشور نیازسنجی صورت بگیرد.
فروش به معنای موفقیت در ترجمه نیست
گاهی بازه زمانی بین اعلام نام برنده یک جایزه ادبی تا انتشار ترجمه آثارش بسیار کم است. این زمان کوتاه بر کیفیت ترجمه تا چه میزان اثرگذار است؟ ارجانی دراین باره می‌گوید: البته این بازه کوتاه تنها در مورد ترجمه آثار برندگان آثار ادبی رخ نمی‌دهد، معمولا در هر حالتی که ناشر ببیند بازار خواهان اثری است، تمام تلاشش را می‌کند تا کتاب زودتر از ناشران دیگر به بازار عرضه شود و مردم کتاب آن‌ها را بخرند. مثل کتاب‌های «هری‌ پاتر» یا «کتاب راز» که فکر می‌کنم نزدیک 30 ترجمه از آن روانه بازار شده است. حتی در همان حالت هم جلوی موازی‌کاری گرفته نشده است. این تلاش برای سریع‌تر فرستادن ترجمه به بازار باعث افت کیفیت می‌شود. ناشران هم عمدتا سراغ مترجمانی می‌روند یا مترجمانی با این کتاب‌ها سراغ‌ ناشرانی می‌روند که زیاد روی کیفیت کار حساس نباشند. اگر دقت کنید مترجمان مجرب کمتر به سراغ اثری که چنین ویژگی‌ای پیدا کرده، ترجمه و به بازار عرضه کرده باشند.
این استاد دانشگاه درباره توانایی مخاطب درباره انتخاب ترجمه خوب، در چنین اثری می‌گوید: معیار ترجمه خوب کاملا نسبی است. خیلی از خواننده‌ها بر اساس روان بودن کتاب، متن خوب یک اثر را قضاوت می‌کنند، در صورتی که این ملاک خوبی نیست برای اینکه بفهمیم مترجم توانسته جان کلام و محتوای اصلی متن را منتقل کند. یعنی این قضاوت بر اساس قیاس بین این دو متن نیست. اما کتاب‌هایی که با چنین سرعتی ترجمه می‌شوند حتی متن روانی هم ندارند و ترجمه‌هایی هستند که خیلی نزدیک به ساختار زبان انگلیسی است و خیلی بی‌دقتی در آن‌ها وجود دارد و خوانندگان هم متوجه آن‌ها می‌شوند. اما آنقدر ترجمه‌های این‌چنینی زیاد شده که خوانندگان به نوعی بی‌حس شده‌اند و وضعیت موجود را قبول کرده‌اند. این عدم حساسیت خواننده‌ها که باید به صورت نخریدن این گونه کتاب‌ها نمود پیدا کند، اتفاق نمی‌افتد. این کتاب‌ها بازنشر می‌شوند و در بازار پخش می‌شوند اما فروش بالا به معنای موفقیت مترجم در ترجمه نیست.
کیفیت فدای فروش نشود
یاسین محمدی، که ترجمه کتاب «هنرمندی از جهان شناور» نوشته کازو ایشی گورو، برنده نوبل ادبیات 2017، را هم در کارنامه دارد، درباره موج ترجمه آثار نویسندگان برنده جوایز ادبی به «ابتکار» می‌گوید: این موضوع، چند وجهی است و نمی‌توان برای ان حکمی کلی داد. در بحث تجارت و بازار نشر کتاب، همه می‌دانیم که بازار نشر در کشور ما با توجه به مسائلی که به لحاظ ممیزی‌‌ها یا وجود رقبایی مثل شبکه‌های مجازی در وضعیت بحرانی‌ قرار دارد. بنابراین از منظر تجاری هر اتفاقی که کورسوی امیدی در بازار نشر به وجود آورد، اتفاق میمون و مبارکی است، به شرط آن‌که گمشده ما موضوع کیفیت نباشد.
این مترجم در ادامه می‌افزاید: البته این موضوع در مورد آثار ایشی گورو صدق نمی‌کند، چون او نویسنده‌ای است که خوشبختانه تمام آثارش قبل از اینکه به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات معرفی شود، به فارسی ترجمه شده بود و هر کدام از آثارش مورد استقبال مخاطبان جدی ادبیات قرار گرفته بود ولی همیشه مخاطبان داستان‌های خارجی در ایران وجود دارند که به عنوان مثال با نویسنده مشهوری مثل ایشی گورو هم آشنایی کاملی ندارند، بماند نویسنده‌هایی که آثار کمی از آن‌ها به فارسی ترجمه شده و اسم‌شان به واسطه جایزه ادبی در ایران مطرح شده است. با این حال برنده شدن نویسنده در یک جایزه معتبر ادبی مثل جایزه نوبل فرصتی است برای این مخاطبان تا این نویسنده را کشف کنند.
ادبیات؛ قربانی ترجمه‌های دم دستی
محمدی با بیان این نکته که در ترجمه سریع ادبیات قربانی می‌شود، می‌گوید: در دوره‌هایی نویسنده‌ای که از او کار خاصی ترجمه نشده بود ولی بعدها با برنده شدن جایزه نوبل، بدون توجه به کیفیت کار، سریع ترجمه‌ای دم‌دستی و گروهی از اثری از این نویسنده به بازار عرضه می‌‌شود و ارزش عظیمی از بین می‌رود چون ما در مورد ارزش ادبی یک متن صحبت می‌کنیم. وقتی کیفیت آن اثر در ترجمه سریع قربانی می‌شود، در حقیقت ادبیات را قربانی می‌کنید.
پخته‌خواری یعنی مسئله مترجم ادبیات نیست
این مترجم عدم وجود کپی‌رایت را یکی از دلایل به‌وجود آمدن آشفته بازار ترجمه می‌داند و می‌افزاید: تا زمانی که ما به کنوانسیون برن نپیوندیم و کپی‌رایت در کشور اجرایی نشود و هرکس بتواند هر کتابی را ترجمه و منتشر کند، این آشفته بازار وجود دارد. کما اینکه کتاب «هنرمندی از جهان شناور» که نزدیک دو دهه بود به فارسی ترجمه نشده بود و برای اولین بار من آن را ترجمه کردم، سه چهار سال بعد توسط ناشر دیگر با عوض کردن یک کلمه با عنوان «هنرمندی از دنیای شناور» دوباره منتشر شد. مترجم تا حالا کجا بود؟ چرا در این 20 سال کسی به سراغ این کتاب نرفته بود. پخته‌خواری مسئله مشکوکی است و کسی که به دنبال چنین موضوعی است، مسئله‌اش ادبیات نیست.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام