EBTEKAR NEWSPAPER
پنج شنبه, 23 آذر 1396   Thursday 14 December 2017

سرمقاله

آزمون دشوار صداقت

علیرضا صدقی

سعید طاهری
سینمای کودک ایران یک‌جا سند خورده است به نام غول‌هایی چون امیر نادری و کیارستمی و زوج طهماسب، جبلی و چند نفری که تک‌فیلم‌های درخشانی مثل «بابدبادک سفید»، «شهر موش‌ها»، «دزد عروسک‌ها»، «گربه آوازه‌خوان» و... را ساختند. بزرگانی که یا نیستند و اگر هستند، خبری ازشان نیست و اگر هم هست، اثری ازشان نیست و اگر هست، درخشان نیستند. با این وجود بلای جان سینمای کودک شده‌اند و آثارشان متر و معیاری شده برای ساخته‌های امروز سینمای کودک؛ حال آن‌که دهه طلایی شصت مناسبات خودش را داشت و دهه عجیب و غریب نود و کودکانش هم مناسبات خودش را دارد.
مسیر یک‌طرفه سینمای کودک
انقلاب پنجاه و هفت از راه رسیده و دیگر خبری از سینما و موسیقی با شمایل پیشین‌اش نیست؛ یعنی جایی برایش نیست. سکوت ممتد و کوچ فوج فوج موزیسین‌ها و سوپراستارهای سینمایی که دیگر پیشانی سینماها جایی برای پوستر رنگی چند در چند متری‌شان ندارد. موسیقی که صحبتش جداست و تا دهه هفتاد خاموش می‌ماند و با عیوضی و افشار و اعتمادی و... راه گم‌شده‌اش را دوباره از سر می‌گیرند، اما انقلاب، سینمای بعد از خود را به کلی تغییر می‌دهد. هرچند سکته به سینما و فیلم‌فارسی، چند سال سینما را به سکوت محض می‌کشاند و با تاسیس بنیاد فارابی در نیمه اول دهه شصت و روی کار آمدن نسل تازه‌ای از سینماگران آثار ماندگاری چون «شهر موش‌ها»، «گلنار»، «گربه آوازه‌خوان»، «دزد عروسک‌ها» و آثار دیگری که همچنان از رکوردداران سینمای ایران هستند در نیمه دوم دهه شصت ساخته می‌شوند. البته امیر ونادری و عباس کیارستمی پیش از انقلاب کارشان را شروع کرده‌اند و «ساز دهنی» و «مسافر»، «زنگ تفریح»، «لباسی برای عروسی» قبل از سال پنجاه و هفت ساخته شده‌اند.
کودک جادوشده دهه شصت
همچنان معیار، آثار تولید شده در کانون پرورش فکری کودک و نوجوان است. فیلم‌های آموزنده‌ای که مدام شعار می‌دادند و اخلاق را ترویج. کودکی که در دهه شصت، تلوزیونی با دو کانال و برنامه‌های انگشت‌شمارش تمام داشته بصری‌اش بود، تک‌فیلم‌های روی پرده سینما چنان جادو‌اش می‌کرد که نعشه از تصاویر از سالن بیرون می‌آمد و غرق در رویا، دست در دست بزرگ‌ترش راهی خانه می‌شد. جادوی سینما چنان تاثیری روی کودکان آن سال‌ها می‌گذاشت که هر پیام و نصیحتی را به جان می‌خرید تا بتواند تنها برای یکی‌دو ساعت فیلم تماشا کند و از جهان ترسناکش در دهه شصت، زیر بمباران بگریزد.
کودک تخس دهه نود
جادوی سینما برایش معنایی ندارد و تنها فیلم‌های تخیلی و انیمیشن‌های والت‌دیزنی و پیکسار می‌تواند سر ذوق بیاورتشان، چون از بدو ماجرا در تلکنولوژی غرق بوده‌اند و تجربه هم‌سن‌هایش در دهه شصت که برای تماشای فیلم له‌له می‌زند، موضوعی گنگ و حتی شوخی است. کودکانی که به واسطه تکنولوژی جلوتر از سن‌شان هستند و جادوی سینما برای‌شان رنگ باخته و نصیحت و پند و اندرز را پس می‌زنند و سرگرمی اولویت‌شان است. سینما باید آن‌ها را سرگرم کند وگرنه تحویلش نمی‌گیرند و سرشان را فرو می‌کنند توی تبلتی که در عرض چند ثانیه پرت‌شان می‌کند وسط انیمیشن‌های روز دنیا...
حسین قناعت: مقایسه فیلم‌های امروز با دهه شصت اشتباه است
حسین قناعت سینماگر کودک و نوجوان که فعالیتش را با بازی در فیلم «تیک تاک» به کارگردانی محمدعلی طالبی آغاز کرده در این مورد می‌گوید: قبول دارم که فقط چند فیلم از سینمای کودک در سال قابلیت اکران و فروش را دارند اما موضوعی دیگری وجود دارد؛ مقایسه محصولات امروز با آثار سینمای کودک در دهه شصت اشتباه است. روزهایی که زندگی‌ها فرق داشت، روحیه عمومی جامعه فرق داشت و... الان چه چیزی شبیه دهه شصت است؟ زمانی که تنها دو کانال تلویزیونی بود و دسترسی به فیلم و کارتون مثل الان نبود. اگر جلوی سینماها مانند دهه شصت، صف مردم مشتاق خرید بلیت برای دیدن فیلم‌های سینمای کودک بسته نمی‌شود، دلیلش کیفیت فیلم‌ها نیست. بچه‌های امروز بسیار باهوش‌ هستند و به خاطر اطلاعات زیادی که در دسترس‌شان بوده به سادگی نمی‌توان گول‌شان زد یا محصول بی‌کیفیتی را به‌شان تحمیل کرد، چون سریعا متوجه می‌شوند و اعتراض می‌کنند. دختر 8 ساله‌ام،‌ بازی‌ها را دانلود می‌کند. بازی‌هایی که در آن اعضای بدن را جراحی می‌کنند و یا از حیوان‌ها نگهداری می‌کنند و تمام کارهای واقعی را در این بازی‌‌ها انجام می‌دهند. دیگر نمی‌توان برای این بچه‌ها قصه خاله سوسکه را تعریف کرد. باید برای‌شان قصه‌های جذاب را به خوبی تعریف کرد تا راضی‌ شوند.
غلامرضا آزادی: ما همیشه دنبال نصیحت بچه‌ها هستیم
غلامرضا آزادی تهیه‌کننده و کارگردان سینمای کودک در خصوص فیلمسازی کودک و نوجوان می‌گوید: متاسفانه تهیه‌کننده‌ای می‌آید و چند میلیارد می‌گیرد و فیلمی می‌سازد که فقط موجب خوشنودی مسئولان است و به هیچ مسئله آموزشی و یا سرگرمی کودکان توجه‌ای نمی‌کنند و کارگردان‌هایی که واقعا دغدغه کودک و نوجوان را دارند، نمی‌توانند فیلم بسازند و در صورت ساخت فیلم با تمام سختی‌ها و هزار مشقت، جایی برای نمایش فیلمشان وجود ندارد. این گونه است که بسیاری از فیلمسازان این حوزه دیگر فیلم نمی‌سازند و یا دیگر در حوزه کودک و نوجوان فعالیت نمی‌کنند. از طرفی تعلیمی در دانشگاه‌های ایران وجود ندارند و دانشجویان بدون دانش بالا می‌آیند. فیلمسازان جوان بدون دانش کارگردان می‌شوند. در حالی که باید سال‌ها دستیاری کنند و خاک سینما را بخورند. از طرفی کارگردان‌های بزرگ این مملکت از اینجا رفتند و سینما به حال خودش رها شده است. تا زمانی که مدیران دگم و کوته‌اندیش وجود دارند اتفاقی نمی‌افتد و فیلم‌هایی که ساخته می‌شوند طرفدار ندارند و بچه‌‌ها تماشایش نمی‌کنند چون فیلم دیدن برای بچه‌ها یک تفریح و سرگرمی است و آنها مانند آدم‌بزرگ‌ها دنبال دیدن فیلم‌های انتقادی نیستند و به چالش کشیدن سیاست‌مردان و مدیران دغدغه بچه‌ها نیست. آن‌ها در فیلم‌ها دنبال قهرمان می‌گردند. این موضوع بچه های ما را به تماشای فیلم‌های عهد بوقی و سریال‌های خارجی کشانده است و در واقع ما خوراکی برای آن‌ها نداریم. متاسفم که موضوع به این مهمی را مورد توجه قرار نمی‌دهیم و به راحتی از کنارش عبور می‌کنیم. تمام فیلم‌هایی که برای بچه‌ها می‌سازیم، شعاری و پند دهنده هستند و ما همیشه دنبال نصیحت آن‌ها هستیم. موضوعی که بچه‌ها را پس می‌زند و باعث گرایش‌شان به سینمای خارجی‌زبان می‌شود.
محمدعلی طالبی: دستمزد یک بازیگر از هزینه یک فیلم کودک بیشتر است
محمدعلی طالبی که ساخت فیلم‌هایی چون «کیسه برنج» را در کارنامه دارد، بزرگ‌ترین مشکل فیلم‌های کودک و نوجوان را مسئله نمایش و اکران دانسته و می‌گوید: فیلم‌هایی که برای کودکان ساخته می‌شوند، راهی برای نمایش ندارند و در واقع به چرخه اکران عمومی نمی‌رسند. اغلب همکارانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند و سال‌های سال برای کودکان فیلم و سریال ساختند، درگیر مشکلات اولیه هستند و برای ساخت فیلم با انواع مشکلات تولید دست و پنجه نرم می‌کنند.‌ وقتی برنامه‌ای برای تولید و پخش فیلم در این حوزه وجود ندارد و امکانات نمایش فیلم هم در دسترس نیست، این حوزه دچار رخوت و سکون می‌شود. از طرفی امروزه هنرپیشه‌ها برای بازی در یک فیلم 300 میلیون تومان دریافت می‌کنند. بازیگر خانم برای بازی در یک پروژه یک ماهه 250 تا 300 میلیون تومان دریافت می‌کند و این تبدیل به یک رویه شده است. سازمان فارابی برای ساخت فیلم حاضر است این هزینه را بپردازد و بازیگر را وارد فیلمش کند اما کافی‌ است از آن‌ها بپرسید آیا حاضرند همین هزینه را برای ساخت یک فیلم در حوزه سینمای کودک و نوجوان بپردازند؟ هزینه‌های بازیگران برای حضور در فیلم‌ها، موضوعی نیست که تازگی داشته باشد و توسط رسانه‌‌ها منتشر شده است. حال باید پرسید برای سینمای کودک و نوجوان چه هزینه‌ای شده است؟ امکانات وجود ندارد و هیچ‌کس حاضر نیست در این حوزه فعالیت کند و آن‌هایی که مانده‌اند، عشق این کار را دارند و دلی کار می‌کنند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام