EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 01 آذر 1396   Wednesday 22 November 2017

سرمقاله

خلیفه بی‌سرزمین

علیرضا صدقی

نسترن فراهانی
مدت زمان طولانی است در فضای سیاسی کشور رقابت وجود ندارد، بلکه بسیاری افراد تنها اسم رقابت سیاسی را یدک می‌کشند. رفتارهای جهش دار، تنش‌آمیز و جبهه دار آن هم به طور افراطی باعث شده فضای سیاسی کشور همواره با حواشی و سیل عظیمی از شایعات همراه باشد. این درحالی است که رقابت در معنای کلی به معنی تلاش افراد فعال در یک عرصه مشخص برای نشان دادن عملکرد و ایده‌آل‌های خود امکان پذیر است اما آنچه این روزها یا به عبارت ساده‌تر در دهه گذشته وجود داشته و دارد حذف رقیب و به بدترین شکل ممکن است. درواقع افراد به جای تلاش برای به تصویر کشیدن نقاط قوت خود، برای به وضوح نشان دادن نقاط ضعف رقیب خود تلاش می‌کنند که نمونه‌های بسیاری از این رفتارهای کوبنده را در انتخابات اخیر قابل مشاهده بود و نتیجه آن هم به رسمیت شناختن رفتارهای توطئه آمیز به عنوان روشی برای موفقیت در عرصه‌های سیاسی است که البته در بسیاری موارد هم با ناکامی مواجه شده است. درواقع با گذشت زمان معیار سنجش افراد هم عوض می‌شود و به قول معروف عرصه سیاست تبدیل به زمین مبارزه آزاد شده است. بدین معنی که افراد برای رسیدن به جایگاه مورد علاقه‌شان زور‌آزمایی می‌کنند. البته که این رفتارها غیر از این که فضای سیاسی کشور را آلوده به حب و بغض و نفرت می‌کند، اعتماد عموم جامعه را هم نسبت به کسانی که هرکدام به نوعی نماینده آنها هستند هم تضعیف می‌کند. به طوری که افکار عمومی با این سیل
رقابت های غلط همراه می‌شود و بعضا افرادی را مورد تایید قرار می‌دهد که در کوبیدن رقیب توانا تر بوده اند. در همین خصوص احمد خرم وزیر دولت اصلاحات در گفت‌وگویی مفصل با«ابتکار» به بررسی این موضوع پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:
از دیدگاه شما علت تنش‌ها و رفتارهای توطئه آمیز افراد نسبت به یکدیگر در فضای سیاسی چیست؟
در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی این مسائل به طور دائم وجود دارد. درواقع در دنیای رقابت انگشت اتهام افراد همواره به سوی یکدیگر است. این حجم از توطئه افراد نسبت به یکدیگر در دنیای سیاست علل متفاوتی دارد که از جمله آنها عدم وجود تشکل‌های مردم نهاد در نظام سیاسی ایران است. در کشور ما تشکل‌ها و افراد فعال در آنها هنوز در مرحله طفولیت سیاسی به سر می‌برند. بنابراین بدیهی است در کشوری که تشکیلات سیاسی ضعیفی دارد، انسجام بین افراد و گروه‌های سیاسی دیده نشود. در واقع سیاستمداران ما تمرین فعالیت به عنوان شخصیت حقوقی
نکرده اند و به نوعی فردگرایی دچار هستند. بنابراین تربیت افراد برای فعالیت‌های سیاسی به درستی انجام نشده است.
به تربیت افراد برای فعالیت های سیاسی اشاره کردید. این تربیت توسط چه کسانی باید انجام می‌گرفت؟
مشکلی که از اول انقلاب تا به حال وجود داشته و در جهت حل آن اقدام درستی صورت نگرفته، همین معضل کادر سازی بوده است. نه دستگاه‌های عمومی نه دولت و نه بخش خصوصی دغدغه تربیت و جایگزینی نسل دوم و سوم را نداشته اند. درواقع پیش‌بینی درستی ازآینده شکل نگرفته که در پی آن برای تربیت افراد فعال و کارآمد در فضای سیاسی نگرانی وجود داشته باشد.
این تربیت باید به گونه‌ای شکل می‌گرفت که نسل دوم و سوم در کنار نسل اول به فعالیت بپردازند و در واقع کارآموزی کنند. در حال حاضر که انقلاب به سن 40 سالگی رسیده متوجه این نیاز در خصوص کادرسازی شده ایم. درواقع فضای سیاسی فعلی دچار پیری شده است. به این علت که دستیار و مشاور جوان و پرانرژی نبوده و در پی آن تخریب مدیریتی افراد هم شکل می‌گرفته، برای تربیت نسل دوم و سوم و کارآمدی لازم آنها دچار مشکل هستیم.
منظورتان از تخریب مدیریتی افراد چیست؟ این تخریب توسط چه کسانی انجام می‌شود؟
تخریب مدیریتی جای انتقاد مشوقانه و دلسوزانه را گرفته و بستر مناسب برای فعالیت افراد جوان‌تر در عرصه‌های سیاسی آن‌طور که لازم است وجود ندارد. بدان معنا که افراد جوانی که در مناصب مدیریتی قرار می‌گرفتند با تخریب مواجه می‌شدند و عرصه برای فعالیت آنها تنگ می‌شد. درواقع نقد سازنده جایگاه خودرا به اقدامات خشن و غیر منطقی داده و باعث پیری فضای سیاسی و مدیریتی کشور شده است.
چه اقدامات و پیش‌بینی‌هایی برای جایگزینی نسل دوم و سوم انقلاب تا به حال انجام گرفته است؟
بعد از گذشت زمانی طولانی، تازه نسل اول این کمبود نیرو را حس کرده اند و متوجه شدند نسل های اول انقلاب به دلیل کهولت سن یک به یک دارفانی را وداع گفتند و تعداد کمی از این افراد باقی ماندند. بنابراین نسل اول انقلاب به این نتیجه رسیدند که جایگزین قرص و محکمی که منافع آنها منافع ملی باشد و درواقع خط قرمزی داشته باشند، وجود ندارد. در این شرایط گفته شد افراد کارآمد یا تربیت نشده و یا کم تربیت شده است و افرادی هم که وجود دارند به صورت خودجوش وارد عرصه سیاست شده‌اند.
تشکلات مردم نهاد و حزبی چه تاثیری در عدم تربیت نیروهای کارآمد و ضعف موجود در این عرصه داشته اند ؟
یکی از وظایف تشکیلات حزبی کادرسازی و تصفیه است. درواقع افرادی که روش آنها تخریب و توطئه است از تشکل‌ها حذف می‌شوند. به طوری که افراد فردگرا که منافع ملی برای آنها دغدغه نیست توسط احزاب و تشکل ها تصفیه می‌شوند. انجمن‌ها و احزاب به راحتی حذف می‌شوند. کشوری که در آن حذف صورت بگیرد و به دنبال یکدست سازی سیاست و جامعه باشد، انگیزه فعالیت سیاسی و اجتماعی در آن وجود ندارد.
به نظر شما بیشترین بار این ضعف عملکرد به دوش چه کسانی است؟
این حرف که نسل دوم و سوم ضعف‌هایی دارند، قابل قبول است و البته این مسئله هم که این ضعف‌ها باید دیده می‌شد، جزیی از مشکلات حل نشده است. درواقع این مشکل به گردن نسل دوم و سوم نیست. حتی روش‌های توطئه چینی و تخریبی که اخیرا متداول شده هم ایراد نسل‌های جوان سیاست نیست، بلکه ضعف عملکرد به دوش نسل های قبل‌تر در عرصه سیاست است. چراکه فکر می‌کردند اگر جوانی در کنار آنها آموزش ببیند، در عملکرد سیاسی تقویت و آبدیده شود تبدیل به رقیب آنها می‌شود و همواره از این مسئله واهمه داشتند و در پی آن هم اقدام به حذف نیروهای جوان می‌کردند. به همین دلیل
کادر سازی در کشور در ضعیف‌ترین حالت ممکن وجود دارد.
با این تفاسیر بیشترین مشکل در ناحیه کادر سازی و تربیت نیروها توسط نسل اول وجود دارد. پیشنهاد شما برای حل این مشکل و رفع این نقاط ضعف چیست؟
نیروهای موجود در عرصه سیاست کم‌ تجربه هستند. باید آموزش دیده شوند و در جهت تربیت آنها اقداماتی لازم مثل کارآموزی و کادرسازی انجام شود. البته که نیروهای جوان از انگیزه لازم هم برای فعالیت‌های سیاسی برخوردار نیستند.
به نظر شما علل انگیزه نداشتن و ناامیدی نیروهای جوان حاضر در عرصه سیاست چه عواملی است؟
از اصلی‌ترین دلایل آن عملکرد ضعیف پیشکسوتان سیاسی است. درواقع نیروهای جوان با سرلوحه قراردادن بزرگان فعلی سیاست و مشاهده بازخورد ضعیف عملکرد آنها دچار ناامیدی برای تلاش بیشتر و فعالیت سیاسی خود می‌شوند. عملکرد چهل ساله نسل اول انگیزه را از نیروهای جوان گرفته است و تمام بی‌اخلاقی‌ها و رفتارهایی که از نیروهای جوان سر می‌زند ناشی از کم تجربگی و آموزش ندیدن آنها است. در عصر حاضر، هرروزی که می‌گذرد دانش بشر دوبرابر می‌شود و نمی‌توان با روش‌های گذشته جامعه را اداره کرد. تکنولوژی در جامعه انقلاب آفریده است و این دانش و تکنولوژی باعث نیاز بیشتر به تسلط دموکراسی در جامعه شده است. درواقع تکنولوژی به کمک دموکراسی آمده است. بنابراین افزایش عوامل تاثیرگذار در فضای جامعه، مانند فضای مجازی و گسترش اطلاعات، همواره نیاز به تربیت صحیح نسل‌های جوان‌تر را افزایش می‌دهد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام