EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 01 آذر 1396   Wednesday 22 November 2017

سرمقاله

خلیفه بی‌سرزمین

علیرضا صدقی

ارجمندترین معنى احترام به زندگى و نکو داشت آن تلاشى صادقانه، گسترده و بى وقفه در جهت بهبود و ارتقاء آن است !
برخى ازپدران مابیش ازنیم قرن پیش وقتى ما را براى ادامه تحصیل راهى تهران مى‌کردند و شاهد موفقیت‌هاى ما مى‌شدند به خود مى‌بالیدند و مى گفتند ما توانستیم شما را از شهرستانى کوچک و دورافتاده به بهترین دانشگاه‌هاى پایتخت کشور بفرستیم و از شما انسان‌هاى کارآمدى براى جامعه بسازیم ، در عوض انتظار داریم شماها فرزندانتان را براى ادامه ى تحصیل به سوئیس بفرستید و از آنها پروفسور تحویل جامعه بدهید و بالاى دست ما بزنید، وقتى
مى گفتیم: حالا چرا سوئیس؟ به ساعت مچى‌شان اشاره مى‌کردند و لبخند مى‌زدند ! آنها محل ساخت دقیق‌ترین و پردوام ترین ابزار معمولى را که مى‌شناختند به رخ ما مى‌کشیدند! آنها علیرغم دانش نسبتاً کمى که ازجهان داشتند همواره ما را تشویق مى کردند که قدر زندگى را بدانید و در ارتقاء و شکوفاییش حتى در گستره بین‌النسلى بانگاهى به جهان بکوشید. رشد واقعى بشر از آنجا آغاز شد که دریافت احترام به زندگى و نکوداشت آن در تلاشى جمعى مرحله به مرحله و گام به گام قابل فهم ودست یافتنى است. احترام به زندگى تدریجاً از مسیر و مجراى احترام و نکو داشت به جایگاه زندگى اجتماعى تعریف شد و قلمرو و مفهوم این تلقى روز به روز گسترده‌تر شد .
اگر به تعبیرى عصاره آموزه‌هاى اجتماعى دین یهود را در یک جمله این بدانیم که هیچ انسانى را بدون محاکمه نباید مجازات کرد و آموزه‌هاى اجتماعى دین مسیحیت در خلاصه‌ترین توصیه‌اش این گونه برشماریم که همسایه ات را دوست داشته باش؛ گذر قرن‌های خون بار متمادى به بشر آموخت که سعادت ما در جهان وطنى‌مان خلاصه مى‌شود. سعادت انسان در این ذهنیت شکل
مى گیرد که همه ما مردمان سرزمین‌هاى گوناگون کُره خاکى صرفاً از یک راه در مسیر منزل مقصود همیشه رو به تکامل قرارمى گیریم و آن قبول اشتراک منافعمان با سایر همنوعانمان است فارغ از رنگِ پوست، ملیت، نژاد، دین، مذهب، زبان وجایگاه جغرافیایى و آنچه توسط صاحبان زر و زور و تزویر اسباب تفرّق و جدایى‌مان شده تا آنان هرچه بهتر به مقاصد سود جویانه شان برسند و پرواضح است در تحلیل نهایی مقاصد آن ها با اهداف ما هیچ وجه تشابهى ندارند. بشرمترقى هزاره سوم میلادى خوشبختى را در توجه به و یکپارچگى با همنوعانش مى بیند. او به نقطه‌اى از آگاهى در تکامل اجتماعیش دست یافته که در بعدى جهانى تامین منافعش را در همبستگى و همپوشانى خواسته‌هاى مادى ومعنوى و قرابت تمامى انسان‌هایى مى‌داند که آزادى و عدالت اجتماعى را در گسترده‌ترین مفاهیم آن در صدر امیال خویش قرار داده اند .
اگر براى اصحاب قدرت، جهانى شدن یعنى دست اندازى بیشتر و سهل‌الوصول‌تر به منابع و دست‌آوردهاى ارزشمند تاریخى - جهانى انسان و در یک کلام یورش به هستى و زندگى، متقابلا جهانى شدن براى ما یعنى نیاز به همبستگى روز افزون به منظور حفظ منابع و دست آوردهاى ارزشمند و ثمین تاریخى - جهانى و احترام به زندگى نوع بشر!


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام