EBTEKAR NEWSPAPER
جمعه, 03 آذر 1396   Friday 24 November 2017

سرمقاله

گمشدگان داعش، دپو شدگان ادلب و آینده مبهم

سیدعلی محقق

سعید طاهری
عباس غزالی، اولین‌بار با بازی در نقش بهروز _ همان پسر معتادِ عشق بهروز وثوق و فیلم‌‌فارسی با طوطی سبز و شورولت آقا هوشنگ که به زور صاحبش شده بود _ در «وضعیت سفیدِ» حمید نعمت‌اله دیده شد. سریالی که به اِشلی ماندگار برای روایت فرهنگ ایرانی در دهه شصت در مدیوم تلویزیون ماندگار شد و بارها با کارهای علی حاتمی مقایسه شد. غزالی پس از آن به شدت کم‌کار شد و گه‌گاه در فیلم‌های سینمایی حضور پیدا کرد. او این‌روزها مشغول بازی در سریالی برای تلویزیون است که به دوران ورود ارتش عراق به خرمشهر و مقاومت 29 روزه مردم این شهر می‌پردازد. غزالی در این گفت‌وگو از خاطرات شیرین «وضعیت سفید» تا دلایل کم‌کاری و کارهای تازه‌اش می‌گوید که در ادامه می‌خوانید.
عباس غزالی، درمورد تازه‌ترین فعالیتش می‌گوید: «حدود سه ماه است که درگیر سریالی برای تلویزیون شده‌ام. بعد از سال‌ها دوری از تلویزیون، در سریالی به نام «آشوب» به عنوان نقش اصلی حاضر شده‌ام و این روزها درگیر تصویربرداری صحنه‌هایی در تهران هستیم. سریال «آشوب» روایت‌گر روزگار بعد از انقلاب 57 است و پس از آن، شروع جنگ و مقاومت 29 روزه مردم خرمشهر مقابل حمله‌های عراقی. تصویربرداری بخشی از سریال در خرمشهر است و دیگر صحنه‌ها در شهرک غزالی و اطراف تهران که بازسازی شده، انجام خواهد شد.»
وی در ادامه با اشاره به تجربه موفق «وضعیت سفید» که موجب دیده شدن او در سینما و تلویزیون شد، می‌گوید: «بعد از بازی در «وضعیت سفید» با موجی از پیشنهادها روبه‌رو شدم. تصمیم گرفتم حول نکنم و تنها کاری که کردم، مقاومت جلوی پیشنهادها بود. نمی‌خواستم با تکرار، خودم را تمام کنم؛ پس تصمیم گرفتم با وسواس زیاد و با دقت فیلم‌نامه‌ها را بررس کنم و نقشی را بپذیرم که متفاوت باشد و واقعا دوستش داشته باشم. متاسفانه بسیاری از همکاران من که اتفاقا هنرمندان بااستعدادی هم بودند، این روزها دیگر اسمی ازشان شنیده نمی‌شود و به همین بلا دچار شدند، چون سیستم آن‌‌ها به تکرار انداخت و با جهت دادن به آن‌ها باعث شد کلیشه شوند. بعد از آن سریال مدام نقش‌هایی پیشنهاد داده می‌دادند که تکرار همان نقش بود و از من خواسته می‌شد تا خودم را دوباره تکرار کنم، اما من می‌خواستم خاطره خوب را نگه دارم و کلیشه نشود و برای انتخاب کارهای بعدی عجله نکردم. به نظرم باید به اعتماد مخاطب جواب بدهیم و پیشنهادهای وسوسه‌برانگیز را قبول نکنیم. در سینما هم با همین نگاه پیش رفتم و اولین تجربه سینمایی‌ام «اعتراف ذهن خطرناک منِ» هومن سیدی بود که برای بازی در آن، کاندیدای بهترین بازیگر نقش مکمل در جشنواره فیلم فجر شدم.
غزالی راجع به ملاک‌هایش برای انتخاب نقش می‌گوید: «ملاک‌هایم برای انتخاب و حضور در فیلم، کاراکتر تاثیرگذار و جدید است که در خور شان مخاطب باشد. وقتی نمی‌توانم فیلمنامه‌ای را حتی بخوانم، چطور می‌توانم انتظار داشته باشم مخاطب از دیدن آن فیلم لذت ببرد؟»
غزالی سریال «آشوب» را کاری مخاطب‌پسند می‌داند و می‌گوید: «درمورد سریال «آشوب» باید بگویم که بعد از مدت‌ها سریالی پخش خواهد شد که اندازه خودش کار متفاوتی خواهد بود. در شرایط سختی کار می‌کنیم و با وجود گرما با انرژی کار می‌کنیم اما ذره‌ای از کیفیت کار کم نشده و هم‌چنان باانگیزه پیش می‌رویم. این سریال روایتی عاشقانه از یک مثلث عشقی در دل اتفاق‌های تلخ و زندگی سختی است که به مردم جنوب تحمیل شد. مردمی که تا قبل از آن، زندگی خودشان را داشتند؛ عاشق می‌شدند، کار می‌کردند و... حالا دشمن وارد شهرشان شده و باید از داشته‌هاشان دفاع کنند. به نظرم سریال جذابی است. این سریال اولین تجربه امیر پوروزیری در مقام کارگردان سریال تلویزیونی است. او مستندسازی جوان و پرانرژی و پرانگیزه است که تجربه همکاری‌ام تا به اینجا، راضی‌کننده بوده است. البته این را هم بگوبم که هرکاری اشل خودش را دارد نمی‌توان به راحتی کارها را باهم قیاس کرد. در مورد «وضعیت سفید» باید بگویم که اتفاق مهمی در تلویزیون بود. مردم هنوز هم دیالوگ‌هایی که دوست داشتنند را از بر هستند و تکرار می‌کنند؛ دیالوگ‌هایی که من فراموش‌شان کرده‌ام. پیش‌تولید طولانی آن کار و تصویربرداری‌ای که دو سال طول کشید و با کارگردانی حمید نعمت‌اله که کارگردانی درجه یک است. از طرفی عوامل بیرونی هم در دیده شدن سریال نقش دارند و زمان پخش، حال تلویزیون و حال جامعه تاثیرگذار است.»
او درمورد تاثیر کاراکتر بهروز روی خودش می‌گوید: «تا مدت زیادی پس از اتمام «وضعیت سفید»، هنوز بهروز بودم! با ارتباط با نزدیکانم، بهروز بودم با همان مشخصات. فیلم‌نامه‌ها را با همان لحن می‌خواندم و برای فراموش کردنش مجبور شدم مدتی کاری انجام ندهم و سپس شروع کنم به خواندن متن‌ها، بدون احساس و لحن... در واقع نباید هیچ احساسی خرج می‌کردم تا اثر او در من کم‌ و کم‌تر شود.»
غزالی راجع به مقایسه کارهای حمید نعمت‌اله و علی حاتمی می‌گوید: «یادم می‌آید همان روزها هم حمید نعمت‌اله سر فیلم‌برداری می‌گفت، می‌خواهم این سریال را به علی حاتمی تقدیم کنم.»
غزالی درمورد برادرش، یونس غزالی که بازی درخشانی در «وضعیت سفید» داشت و دیگر هرگز حاضر نشد جلوی دوربین برود، می‌گوید: «برادرم بعد از آن، دیگر هیچ پیشنهادی را نپذیرفت وکلا بازیگری را کنار گذاشت. مصاحبه هم نمی‌کند و خودخواسته دور شده است. البته عاشق انیمیشن است و در خلوت‌گاهش برای دل خودش کار می‌کند.»
او درمورد فعالیت‌های اخیرش می‌گوید: «دو فیلم سینمایی آماده نمایش دارم؛ «من یوسفم مادر» که به تازگی مراحل فنی‌اش را پشت سر گذاشته، یکی از پروژه‌‌های عجیبی است که به جرات می‌توانم بگویم بازی در آن، تولد دوباره‌ای برای من بود. در این فیلم به زبان دیگری صحبت می‌کنم و کاراکتر ملیت دیگری دارد. وقتی شما با لهجه جای دیگری صحبت می‌کنید، مشخص است. حالا صحبت کردن با زبان دیگر کار بسیار سختی است تا برای آدم‌های اهل آنجا طبیعی باشد و ادا نباشد. زمان زیادی به این موضوع اختصاص دادم و نتیجه کار حال و هوای عجیبی دارد. از طرفی قصه برایم جذاب بود. بازی در نقش جوانی عراقی که حاضر نشده بود در جنگ با ایران شرکت کند و به همین دلیل دستگیر می‌شود و حالا پس از 20 سال که از مادرش بی‌خبر است ما نظاره‌گر اتفاق‌های زندگی‌اش هستیم. فیلم به کارگردانی محمدرضا فرتوش، مستندسازی که یکی از شاگردان عباس کیارستمی بوده ساخته شده و به تازگی هم آماده نمایش شده است. «همه‌چی عادیه» فیلم دیگری است که تجربه متفاوتی برایم بود و به نوعی می‌توان آن را یک کمدی فانتزی دانست. فیلمی شخصیت‌محور که نقش اصلی‌اش را ایفا کرده‌ام و کم‌وبیش کاری تجاری هم هست. تمام تلاشم را کرده‌ام تا شخصیت خلق کنم. بهروز در «وضعیت سفید» یک تیپ‌شخصیت بود و اما در این فیلم تلاش کرده‌ام به یک شخصیت برسم.»
عباس غزالی در انتها درباره جایگاه فعلی‌اش در سینما و تلویزیون می‌گوید: «از فعالیت کردن خوشم می‌آید. اصولا آدم پرانرژی‌‎ای هستم و از بیات شدن و درجا زدن ترس دارم اما حاضر نیستم به هر قیمتی پرکار باشم و ترجیح می‌دهم کارهایی را بپذیرم که حرکتی رو به جلو و دل‌چسب باشد. دیده شدن زیاد را دوست ندارم و از جایگاه فعلی‌ام رضایت دارم چون آبرومنده است. از پسرفت و درجا زدن هم بدم می‌آید و راستش حقم را هنوز از سینما نگرفته‌ام اما برایش عجله‌ای هم ندارم و با دقت جلو می‌روم. فضایی در سینما حاکم است که بر وفق مراد من نیست اما من از استادهای خودم یاد گرفته‌ام و راه بزرگانی را ادامه می‌دهم که بدون زد و بند، بزرگ و ماندگار شدند. بزرگانی چون خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، داوود رشیدی، عزت‌الله انتظامی و علی تصیریان که همچنان می‌درخشد و در هر فیلم و سریالی حضور دارد، دیده می‌شود و ماندگار است.»


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام