EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 26 تیر 1398   Wednesday 17 July 2019

سرمقاله

چرا ایران، ژاپن نمی‏شود؟

ژوبین صفاری

نگاه ناظران به تشدید تعارضات تهران و واشنگتن دوگانه است: نگاهی که حوزه گرایش هرگونه اقدام دولت ترامپ را اقتصادی دانسته و ریشه آن را در رقابت‌های اقتصادی امریکا در آسیای جنوب شرقی ، اروپا و امریکا جست‌و جو می‌کند.
صاحبان این نظر براین باورند که ترامپ می‌کوشد نقش و هژمونی امریکا را در اقتصاد جهانی بازسازی کند. طرفداران این نگاه می‌گویند؛ اکنون سهم امریکا در تولید ثروت جهان 18درصد است؛ درحالی که این سهم در گذشته 50 درصد بود. نزول جایگاه اقتصادی امریکا به قدرتمند شدن حریفان چینی و اروپایی از جمله کانادا و آلمان انجامیده است. ‌ناظران همچنین براین نکته اشاره دارند که با توجه به سهم 50 درصدی امریکا در هزینه‌های نظامی جهان، دولت ترامپ همه تلاش خود را معطوف به اقدام‌هایی خواهد کرد که قدرت اقتصادی امریکا را بازسازی کند. به ویژه اینکه سهم ایالات متحده در مدیریت نقل و انتقال مالی جهان تا 65‌درصد محاسبه می‌شود.
براساس این دیدگاه، حوزه برخورد سیاست‌های رادیکالی دولت ترامپ نمی‌تواند ایران باشد بلکه باید آن را در رقابت با چین، برخی کشورهای اروپایی و مواردی چون پیمان نفتا، مکزیک و کانادا پیش‌بینی کرد. شاید اظهارات سخنگوی وزارت امورخارجه ایران را نیز بتوان در همین چارچوب نظری تفسیر کرد که در واکنش به سخنان ترامپ گفته‌است: «آنچه از دولت جدید [آمریکا] برمی‌آید نشان می‌دهد که هنوز تا استقرار کامل فاصله دارد و به شکل قابل قبولی که انتظار می‌رود، دولت به صورت یک دولت مستقر وجود ندارد».
سخنگوی دیپلماسی ایران تصریح کرده است: «منتظریم وضعیت کمی جلوتر برود و یک ارزیابی دقیق‌تر و بهتری از دولت آمریکا داشته باشیم. هنوز فکر می‌کنم باز هم باید صبر کرد و خیلی عجولانه صحبت نکرد. منتظر باشیم تا ببینیم در عمل نهایتا دولت آمریکا چگونه در مورد مسایل داخلی خودش، اروپا و جهان که یک آشفتگی ایجاد کرده، می‌خواهد عمل کند. باید صبور بود و کمتر صحبت کرد و بیشتر تماشا کرد».
اما نگاه تحلیلی دیگری نیز وجود دارد که با بدبینی سیاست‌های واشنگتن را در قبال تهران تفسیر می‌کند. این دیدگاه احتمال برخورد ایران و امریکا را مردود ندانسته و براین باوراست که ترامپ برای ایجاد _ حداقل _ اجماع ملی درباره مشروعیت دولت خود، در کوتاه مدت به دشمن خارجی در دسترس نیاز دارد. به زعم ترامپ و تیم افراطی او، شرایط عینی و ذهنی لازم برای تشدید تعارض با ایران بیش از هر اقدام دیگر فراهم است. اهمیت این گمانه از آن روست که رژیم اسرائیل و برخی دولت‌های محافظه‌کار عرب، هوادار سیاست برخورد با ایران بوده و همه تلاش خود را در تحقق این منظور به‌کار گرفته‌اند.
هر دو گمانه بالا حاوی نکته‌های تحلیلی واقع‌بینانه‌است اما در هردو حال آنچه تهران نباید از آن غافل شود، سیاستی است که توانسته تحریکات دولت تازه کار امریکا را تا حدود زیادی بلاموضوع کند. به عبارت دیگر تهران، دولت ترامپ را به رغم همه رجز‌خوانی‌هایش علیه ایران به تعارضات درونی آن واگذارده است. نقض فرمان ترامپ از سوی شعبه نهم دادگاه تجدید نظر فدرال امریکا درباره مهاجران، دستاوردی دیپلماتیک آن هم بدون پرداخت هزینه برای تهران بوده است. توئیتر ترامپ در شنبه (دیروز) گواه دیگری است براین مدعا. او نوشته است: « هزینه ساخت دیوار ( مرز مشترک امریکا _ مکزیک) بیشتر از چیزی است که فکر می‌کردم.‌» در باره احتمال اقدام نظامی و یا خصمانه علیه ایران نیز نه تنها اعضای کابینه او بلکه اروپائیان، روسیه و چین هشدار داده‌اند. اکنون ترامپ رفته رفته می‌آموزد که میان سیاست‌های اعلامی تا اقدام مستقیم چه اندازه فاصله است. بروز اختلاف میان دولت‌های عربی در حمایت از سیاست رویارویی و یا گفت‌وگو با ایران واقعیت دیگری است که دولت ترامپ نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد.
آنچه در این میان اهمیت دارد، هوشیاری تهران در کاستن از فرصت‌هایی است که مخالفان ایران را در ایجاد وضعیت دشوار یاری می‌کند. هر دو رویکرد تحلیلی بالا نباید سبب خوش خیالی و یا بدبینی همراه با واکنش ‌های دفعی شود. مهم مدیریت اوضاع در چارچوب نگاه به عمق منافع ملی است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام