EBTEKAR NEWSPAPER
دوشنبه, 04 شهریور 1398   Monday 26 August 2019

سرمقاله

هدف از دعوت ظریف به جی هفت چیست؟

محمدرضا ستاری

تنها چند ماه دیگر به انتخابات مجلس شورای اسلامی باقی مانده است و جریان‌های سیاسی کشور از همین حالا در‏صدد به کار بردن تمهیداتی برای کسب کرسی‌های بیشتر در انتخابات پیش‏رو هستند. طی روزهای گذشته، محمد‏باقر قالیباف که حالا خود را پرچمدار جریان تازه نئو‌اصولگرایی در سپهر سیاسی کشور می‌داند، فراخوانی جهت حضور جوانان انقلابی در جبهه جدید خود داده است. اصولگرایان امیدوارند بتوانند تا از نا‌امیدی به‏وجود‏آمده از عملکرد اصلاح‌طلبان طی سال‌های گذشته در پایگاه اجتماعی‌شان هم مجلس و هم کرسی ریاست‏جمهوری را از آن خود کنند. با این همه اما اصلاح‌طلبان جز پاره‌ای اظهار‏نظرهای جسته گریخته هنوز استراتژی مشخصی برای حضور در عرصه انتخابات برای افکار عمومی ترسیم نکرده‌اند. آن‌چه که می‌توان به عنوان پاشنه آشیل اصلاح‌طلبان در عرصه سیاسی کشور به آن اشاره کرد، نبود یک گفتمان واحد و مانیفست واضح و عینی برای حضور موفق در عرصه سیاسی کشور است. جریان اصلاح‏طلبی بی‏تردید در گرداب تشتت افکاری قرار گرفته که هیچ چشم‏انداز دقیقی برای بعد از به‏قدرت‏رسیدن ندارد. در واقع آنچه باعث سرخوردگی پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان شده است، عدم تحقق وعده‌های جسته گریخته‌ای است که نه در قالب یک مانیفست واقع‌گرایانه که تنها در اظهار‏نظرهای افراد تجلی پیدا کرده است. بی‏شک مشکلات کشور که در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بر دوش مردم سنگینی می‌کند، در عملکرد اصلاح‏طلبان و البته اعتدال‏گرایان بدون هیچ چشم‏انداز روشنی مبهم باقی مانده است. در حالی که اگر تحزب در کشور به معنای واقعی شکل بگیرد، افراد با هر میزان محبوبیتی با هر گونه تخطی از گفتمان جریان‌های سیاسی از دایره آن جریان خارج خواهند شد. به بیان دیگر، اگر مردم به جای بررسی عملکرد افراد برای رای‏دادن به عملکرد گفتمانی حزبی لبیک بگویند، در آن صورت می‌توان مرز‏بندی مشخص‌تری برای تحلیل عملکرد جریان‌های در قدرت داشت. باید بپذیریم که معادلات سیاست امروز با گسترش شبکه‌های اجتماعی، نمی‏تواند در لایه‌های مبهم یک بام و دو هوایی از عملکرد جریان‌های سیاسی پنهان بماند. خلا نظریه‏پردازان در تبیین گفتمان واحد و عملگرایانه، مردم را در شرایط انتخاب بین و بد‌تری قرار می‌دهد، که در نهایت با عدم تغییر در شرایط کشور به سرخوردگی بیشتر آن‌ها دامن خواهد زد. چنانچه اقداماتی نظیر اجماع با اصولگرایان معتدل نیز نمی‌تواند برای اصلاح‏طلبان چندان موثر واقع شود. اصلاح‏طلبان باید بدانند اگر همچنان بخواهند به روال سابق با تمرکز بر افراد ناکارآمد و با این حربه که حضور جناح مقابل شرایط کشور را بدتر خواهد کرد، عمل کنند؛ نمی‌توانند باز هم روی بدنه اجتماعی خود حساب باز کنند. بدون تردید جریان اصلاح‏طلبی نیازمند یک انقلاب در بدنه خود است که این موضوع تنها با تدوین یک گفتمان عینی بر اساس واقعیت‌های موجود کشور امکان‌پذیر است. معیار انتخاب افراد در این جریان نه بر اساس شاخص‌های فردگرایانه که باید حول محور یک گفتمان مشخص صورت پذیرد. در غیر این صورت، پیش‏بینی دو انتخابات پیش‏رو یعنی انتخابات مجلس و ریاست‏جمهوری کار چندان سختی نخواهد بود. اگر جریان اصلاح‌طلبی امیدوار است همانند انتخابات سال 92 و سال 94 با استفاده از حربه‏های دقیقه‏نودی خود، بدنه مردد اجتماعی را پای صندوق‌های رای بکشاند دست به ریسک بزرگی زده که شکست آن از همین حالا محتمل است. باید پذیرفت نمودار جریان اصلاح‏طلبی از خرداد 76 تا به امروز چندان روند صعودی برای رسیدن به آرمان‌شهر مد‏نظر خود و مردم نداشته است. بهتر است فرصت‏هایی که طی این سال‌ها برای بر‏طرف‏کردن نقاط ضعف خود سوزانده است، حداقل تا انتخابات سال 1400 برای آن چاره‌ای بیندیشد.

ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام