EBTEKAR NEWSPAPER
سه شنبه, 06 فروردین 1398   Tuesday 26 March 2019

سرمقاله

در انتظار سال سرنوشت

علیرضا صدقی

هشتگ زباله
زهرا داستانی
هشتگ آشغالتگ یا trashtag# تا به امروز بیش از 31 هزار پست در اینستاگرام دارد. پست‌هایی که تصاویری از یک منطقه قبل و بعد از پاکسازی از زباله‌ها را شامل می‌شود که همراه با هشتگ آشغالتگ در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده. چالشی که اگرچه ایده اولیه‌اش به سال ۲۰۱۵ باز می‌گردد اما این روزها در میان کاربران شبکه‌های مجازی از اینستاگرام، فیس بوک و توئیتر گرفته تا برخی از شبکه‌هایی که تا به حال اسمش به گوش ما ایرانیان نخورده، محبوبیت پیدا کرده است. محبوبیتی که هشتگ‌های ایرانی مشابهش به این اندازه نتوانسته به موفقیت دست پیدا کند. #آشغال‌_نریزیم که به واسطه به راه افتادن کمپینی تحت همین نام در فضای مجازی ایران سعی در فرهنگ‌سازی تمیز نگهداشتن محیط‌زیست در ایران داشت تنها نزدیک به 5,427 پست در اینستاگرام دارد.
«آشغال»؛ در فرهنگ دهخدا به هر چیز گفته می‌شود که اهمیت و ارزشی برای انسان نداشته باشد، به کار نیاید و سرانجامش جز دور ریختن نباشد. شاید همین تعریف است که تصویر ذهنی ما از زباله‌ها را شکل داده و حالا همین تصویر ذهنی سبب شده تا زباله‌های کم‌اهمیت، مهم‌ترین معضل حیاتی زمین را شکل دهند؛ معضلی که حتی نقاط دور دست جهان ما را تحت‌تاثیر خود قرار داده است. حالا شکم ماهیان و پرندگان از زباله‌ها پر است و طبیعت زیبا با زباله‌های انسان‌ها در هم‌آمیخته است. سرعت تولید زباله‌ها از پاکسازی، بازیافت و تجزیه‌شان زیر خاک پیشی گرفته و کسی قادر به متوقف کردن آن نیست. حالا اهمیت زباله‌های دور ریختنی به قدری بالا رفته که فضای مجازی را در جهان به سیطره خود در آورده و چالشی را تحت عنوان آشغالتگ در شبکه‌های مجازی به راه انداخته است. در این چالش، افراد جایی پر از زباله را در اطراف محل زندگی‌شان پیدا و سپس پاکسازی می‌کنند و عکس‌های قبل و بعدش را با هشتگ #trashtag (آشغالتگ) در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند. هشتگی که موجب شده تا کاربران گامی برای پاکسازی محیط زیست از زباله بردارند و به خاطر به اشتراک گذاشتن عکس‌شان در صفحات مجازی هم که شده دست به اقدامی عملی برای نجات طبیعت از شر زباله بزنند. هشتگی که پایش به رسانه‌های رسمی جهان هم باز شده و گزارش‌های متعددی از این هشتگی که از شبکه‌های اجتماعی و دنیای مجازی، به دنیای واقعی قدم گذاشته منتشر شده است. گرچه این چالش از سال 2015 به راه افتاده اما پس از گذشت چهار سال از شروعش، هفته گذشته یک کاربر فیسبوک با ترغیب نوجوانان به انجام دادن این چالش، باعث شد تا هشتگ trashtag# جان تازه‌ای بگیرد. داوطلبانی که در این پروژه شرکت کرده‌اند، تاکنون مناطق ساحلی، پارک‌ها و جنگل‌های زیادی را از زباله پاکسازی کرده‌ و توجه‌ها را به حجم آلودگی ناشی از پلاستیک جلب کرده‌اند. استیون رین‌هولد، فعال محیط زیست، در مطلبی که برای معرفی این طرح نوشته، هدف از این چالش را ایجاد تغییرات محسوس در محیط‌زیست با استفاده از قدرت خارق‌العاده شبکه‌های اجتماعی‌ عنوان کرده است. بی‌بی‌سی به نقل از مارک باتلر، مدیر موسسه محیط زیستی کانادا (EAC) نوشته است که گام بعدی کاهش میزان زباله‌ها به خصوص زباله‌های پلاستیکی است. او گفته: «ما نباید فقط به جمع‌آوری زباله‌هایی که افراد در محیط زیست می‌ریزند بسنده کنیم، بلکه مهم‌تر از آن، باید در میزان مصرف پلاستیک تجدید نظر کنیم. ما امیدواریم که این پروژه بتواند تغییراتی بنیادین ایجاد کند؛ مثل استفاده نکردن از پلاستیک‌های یک بار مصرف.»
اما در ایران و در میان پست‌هایی که کاربران ایرانی در شبکه‌های مجازی به اشتراک می‌گذارند، هشتگ‌های بسیاری در راستای اهمیت بخشیدن به معضل زباله‌ها در ایران در چند سال اخیر به راه افتاده است. هشتگ «آشغال نریزیم» یا «نه به زباله» ازجمله آنها است. هشتگی که با به راه افتادن کمپینی تحت همین نام در فضای مجازی آغاز شد. کمپینی که برخلاف کمپین‌های دیگری که سعی در جمع‌آوری زباله‌ها از محیط‌ شهری و طبیعی ایران داشتند، به فرهنگ‌سازی صرف از طریق اطلاع‌رسانی تبعات زیست محیطی انتشار زباله‌ها داشت. الهام عدیمی، فارغ‌التحصیل رشته روزنامه‌نگاری همزمان با روز جهانی محیط‌زیست این کمپین را به راه انداخت. دوام پیدا کردن این کمپین سخت‌تر از راه‌اندازی آن بود. دوامی که نیازمند حمایت کاربران و نیروهای داوطلب شبکه‌های مجازی بود. کاری سخت که به قول او گرچه در ابتدا استقبال از سوی کاربران خوب بود اما آنطور که فکرش را می‌کرد ادامه پیدا نکرد. او درباره علت تفاوت در استقبال کاربران ایرانی و خارجی از هشتگ نه به زباله به «ابتکار» می‌گوید: «عموما کمپین‌ها «کوتاه‌مدت» هستند و برای هدف مشخصی فعالیت می‌کنند. به این معنا که قرار است کمپین در مدتی مشخص تاثیرگذاری بر جامعه هدف داشته باشند. کمپین آشغال نریزیم هم با چنین هدفی فعالیت کرد، اگر چه باید اشاره کنم که کاملا اتفاقی شروع شد اما پس از آنکه مورد استقبال بسیاری از کاربران در فضای مجازی قرار گرفت، تصمیم گرفتیم تا جدی‌تر در این زمینه فعالیت کنیم. در آن زمان کمپین‌های زیادی در فضای مجازی آغاز شدند و می‌توان گفت سرنوشت اغلب آن‌ها در حد یک لوگو یا عبارت یا شعار آن‌ها در ذهن بعضی ماند.» او می‌گوید: «متاسفانه فرهنگ‌سازی در ایران معمولا از بالادست رخ می‌دهد و در این مسیر هم فعالیت‌های مردمی بیشتر جنبه نمادین و کوتاه‌مدت دارد که دولت هم تمایلی به حمایت از آن‌ها ندارد. درواقع این کمپین‌هایی که از طرف مردم در فضای مجازی شکل گرفت هم با برخوردهای سلیقه‌ای تا جایی بالا رفت و مورد استقبال نهاد یا سازمان‌های مرتبط قرار گرفت. مثلا کمپینی مانند بین خطوط برانیم مورد استقبال نیروی انتظامی قرار گرفت اما سازمان محیط زیست صرفا شفاهی اعلام کرد که از این کمپین حمایت می‌کند. در ایران هم معمولا کمپین‌هایی که حمایت نمی‌شوند، کم‌کم رو به فراموشی می‌روند چون دغدغه‌های اقتصادی مردم باعث می‌شود اهمیتی به مسائلی مانند محیط زیست ندهند.» عدیمی ادامه می‌دهد: «خوشبختانه کمپین‌های دیگری در حوزه محیط زیست فعالیت خود را آغاز کردند و همچنان ادامه می‌دهند. مثلا کمپین‌هایی که درباره پاکسازی ساحل‌ها یا جزیره هرمز فعالیت‌ می‌کنند همچنان مورد توجه قرار دارند. شاید این مورد را هم بتوان به نگرانی برخی از گردشگران این مناطق ارتباط داد. اما کمپین آشغال نریزیم در واقع ایجاد تفکری متفاوت بود به این معنا که به جای اینکه به مرحله آشغال جمع کردن برسیم، مردم را تشویق کنیم تا آشغال نریزند و به‌صورت چرخه‌ای فرهنگی آن را ادامه بدهیم. البته بسیاری از اطرافیان من با این موضوع هم شوخی می‌کنند و همچنان هم ادامه دارد با این‌حال گفت‌وگوهای شفاهی بیشترین تاثیر را در افراد گذاشت. در شبکه‌های اجتماعی هم هنوز گهگاهی افرادی هستند که نگرانی خود را درباره این مسائل بروز می‌دهند اما به‌صورت انفرادی است و متاسفانه فعالیت جمعی در این حوزه‌ها به سختی شکل می‌گیرد.»
او می‌گوید: «مهم‌ترین مسئله در کمپین‌سازی در ایران تغییر ماهیت ذهنی مردم درباره آن مسئله است. اگر همان‌قدر که رسانه‌ها و به‌خصوص رسانه‌های دیداری درباره این مسئله برنامه‌های ترویجی پخش می‌کردند تاکنون آثار آن را می‌دیدیم. با این حال باید اشاره کنم اوضاع در بسیاری از شهرهای دور از پایتخت بسیار بهتر از تهران است و این خود مردم هستند که راه‌شان را پیدا می‌کنند. اگر چه باید به این مسئله هم تاکید کنم که شبکه‌های اجتماعی به‌خصوص تلگرام و اینستاگرام در گسترش این فرهنگ موثرند با این حال همچنان آشغال جمع کردن بیشتر مورد توجه است، شاید چون فضای بیشتری برای شوآف یا تبلیغ دارد. این را هم اضافه کنم که طبیعتا همه به‌‌دنبال شوآف نیستند.» عدیمی درباره میزان توجه کاربران شبکه‌های مجازی به معضلات محیط‌زیستی چون زباله می‌گوید: «نمی‌توانم بگویم تمامی کاربران واکنشی یکسان نسبت به این مسئله دارند، یعنی همه استقبال می‌کنند یا هر واکنش دیگری. تمامی این مسائل به بسیاری از موارد دیگر بستگی دارد، مثلا یک نفر به واسطه مطالعات شخصی به این نقطه می‌رسد، دیگری به‌واسطه تربیتی که داشته یا محیطی که در آن بزرگ شده است؛ در واقع این دست مسائل وابستگی مستقیمی با ذهنیت افراد دارد. راستش گاهی فکر می‌کنم بسیاری از واکنش‌ها در فضای مجازی در حد سر تکان دادن و لایک یا ریتوئیت و به اشتراک‌گذاری در دیگر شبکه‌های اجتماعی باشد. افرادی را می‌شناسم که حتی ته‌سیگارشان را هم وسط خیابان می‌اندازند اما در فضای مجازی ژست نگران محیط زیست بودن را می‌گیرند.» او ادامه می‌دهد: «مردم تا زمانی که ندانند کاری که می‌کنند زندگی و آینده خود و فرزندان‌شان را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، واکنشی نخواهند داشت. وقتی زمینی برای زیستن باقی نمانده باشد، چه فرقی می‌کند آینده چه اتفاقی می‌افتد.» عدیمی می‌افزاید: «همه مسائل به محیط زیست ارتباط دارد، وقتی محیط زیست سالمی باقی نماند چه سیستم سیاسی می‌تواند فعالیت کند؟ اقتصاد چطور می‌تواند روی پا بماند؟ اجتماع چطور از هم نپاشد؟ فرهنگ چطور گسترش پیدا کند؟ در اصل وقتی زمینی نباشد که پای‌تان را رویش بگذارید، چه توقعی برای آینده دارید؟ یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که درباره کاربران فضای مجازی وجود دارد، واکنش‌های آنی و بی‌فایده و سرانجام است و این درباره همه موارد یکسان است.»


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام