EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 26 تیر 1398   Wednesday 17 July 2019

سرمقاله

چرا ایران، ژاپن نمی‏شود؟

ژوبین صفاری

کیمیا نجفی
بازار سرمایه در سالی که روزهای پایانی‌اش را طی می‌کنیم، پستی و بلندی‌های بی‌شماری را پشت سر گذاشت. روزانه شاخص‌های کل بورس افت و خیزهای قابل توجهی را تجربه و با این تجربه هیجان‌های وارده به بازار را دو چندان می‌کرد. نظر کارشناسان درخصوص دلایل نوسانات ایجاد شده در بازار سرمایه متفاوت است، اما بیشتر آنها در حال بد این روزهای بازار سرمایه متفق‌‌القول هستند.
سال 97 سالی پر پیچ و خم برای تمامی بازارهای اقتصادی مخصوصا بازار سرمایه بود. در این میان نبود چشم‌اندازی روشن از آینده و مبهم بودن آن دلایل برای عدم جذابیت این بازار در سالی که گذشت بود و این نظری است که از سوی برخی از کارشناسان مطرح شد. بسیاری از افراد سال 96 را برای بازار سرمایه سالی پر از تنش می‌دانستند، اما این تصور تا زمانی بود که سال 97 را پشت سر نگذاشته بودند. حال به نظر می‌رسد که نوع نگاه به پر تنشی سال 96 کمی تغییر پیدا کرده است.
حمیدرضا میرمعینی، کارشناس بازار سرمایه حال این روزهای بازار سرمایه را چندان مناسب نمی‌بیند و دراین‌باره به «ابتکار» می‌گوید: در سال 97 رشد 70 درصدی در بازار سرمایه شاهد بودیم، اما اگر بخواهیم عملکرد آن را طی یک سال بسنجیم باید این بازار را با خودش و همچنین بازارهای رقیب مقایسه کنیم. واقعیت این است که بازار سرمایه نسبت به بازارهای رقیب مانند بازار ارز و مسکن بازدهی پایین‌تری داشته و اگر بخواهیم نگاهی منطقی به این ماجرا داشته باشیم باید بگوییم که این نتیجه نمی‌تواند یک عملکرد پر افتخار برای بازار سرمایه به حساب آید.
وی می‌افزاید: بازار سرمایه در سال 97 رشد و اعداد و ارقام خاصی را تجربه کرد، اما متاسفانه این اعداد و ارقام نمی‌تواند نشانه‌ای مثبت باشد و ما نمی‌توانیم بگوییم صرفا به دلیل لمس اعداد و ارقام خوب، عملکرد این بازار مثبت بوده است. نکته مهم این است که علی‌رغم گردش‌های مناسب در این بازار، همین گردش‌ها برآیند خاصی برای بازار سرمایه نداشته است.
میرمعینی ماندگاری سرمایه در بازار را مهم می‌داند و دراین‌باره می‌گوید: بازار سرمایه برای جذب سرمایه‌های سرگردان و خرد است به نحوی که این سرمایه‌ها احساس امنیت کنند و باید بسترهای لازم برای ماندگاری سرمایه‌ها وجود داشته باشد. وجود سرمایه‌ها در این بازار باعث می‌شود که شرکت‌هایی که در بورس و فرابورس پذیرفته شده‌اند بتوانند از این محل تامین مالی کنند. علی‌رغم ورود این سرمایه‌ها در سال 97 بخش عمده‌ای از آنها خارج شده‌اند و صرفا در این میان یک عملیات سفته‌بازی و دلال‌بازی بوده و تنها باعث شده که عدد شاخص افت و خیز را تجربه کند. بخشی از سرمایه‌هایی که وارد شد ماندگار نبودند و باعث افزایش سرمایه از محل آورده و یا مطالبات شرکت‌ها که باعث شود طرح‌ها و پروژه‌های جدید ارائه و اجرا شوند، نشدند. باتوجه به تمام این مسائل اینگونه ادامه پیدا کردن روند کار باعث شد که تجاربی که در دوره‌های قبلی تکرار شده بود این دوره هم تکرار شود و بازار سرمایه ما با شرایطی که داشت نتواند اتفاق جدیدی را تجربه کند. در این میان باید از متولیان بازار سرمایه پرسیده شود که چرا این بازار آمادگی لازم را برای استفاده از فرصت‌های موجود نداشته است.
در سال 97 سودی برای بازار سرمایه حاصل نشد
این کارشناس بازار سرمایه ادامه می‌دهد: متاسفانه در سال 97 از لحاظ محتوایی و بنیادی سودی حاصل این بازار نشد و در نتیجه ما توسعه‌ای را در این حوزه شاهد نبودیم. بنابراین طبیعی است که فعالیت‌های این بازار تاثیری را که می‌توانست در اقتصاد داشته باشد نگذارد و نتواند ایفای نقش کند، به عبارت دیگر این بازار از ماموریت اصلی خودش دور مانده است. به هرحال نسبت به این بازار انتظارات بی‌شماری وجود دارد و باید توانایی نقش‌آفرینی‌های بهتر را داشته باشد. یکی از این نقش‌آفرینی‌ها این است که بتواند محل مناسبی را برای سرمایه‌های خرد ایجاد کند، از سویی دیگر باید محلی امن برای سرمایه‌گذاری به وجود آورد و ریسک‌های سیستماتیکی که در بازار وجود دارد را کنترل کند تا سرمایه‌ها در این بازار سرازیر شوند. اما در مجموع باید بگویم در بازار سرمایه سال 97 عملکرد مثبتی نداشتیم.
عملکرد بازار در چهار دسته طبقه‌بندی می‌شود
میرمعینی اتفاقات و عملکرد بازار سرمایه در سال 98 را به چهار مولفه تقسیم می‌کند و می‌گوید: اینکه در سال 98 چه اتفاقی رخ خواهد داد و چه چیزی در انتظار این بازار است باید بگویم که من معتقدم اتفاقات در قالب چهار مولفه کلان طبقه‌بندی خواهد شد.
وی می‌افزاید: اولین مولفه بحث همیشگی و عامل موثر در چند سال اخیر، ریسک سیاسی، چه بین‌المللی و چه داخلی است. به این دلیل می‌گویم ریسک سیاسی بین‌المللی چون کشور تحت‌تاثیر عواملی مثل برجام و یا fatf قرار گرفته و محدودیت‌هایی ایجاد شده است و این محدودیت‌ها باعث شده که ما نتوانیم به صورت عادی مراودات بین‌المللی را داشته باشیم. هر زمانی که این محدودیت‌ها تشدید شود و یا برعکس کاهش پیدا کند طبیعتا تاثیر خود را بر این بازار خواهد گذاشت، زیرا بازار سرمایه ازجمله بازارهای پیشرو خواهد بود که به استقبال تغییرات خواهد رفت و یقینا در مقابل تغییرات واکنش نشان خواهد داد. بنابراین باتوجه به این مسائل اگر زمینه برای کاهش فشارها فراهم شود عملکرد بازار به سمت ثبات و مثبت شدن پیش می‌رود و اگر روند منفی شدن و تشدید محدودیت‌ها را در پیش بگیرد بازار سرمایه هم دچار مشکل خواهد شد. این کارشناس بازار سرمایه دومین مولفه را مهم می‌داند و در این خصوص می‌افزاید: دومین مولفه‌ای بحث سیاست‌گذاری‌های خود دولت است. واقعیت این است که تجارب 5 سال اخیر نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری‌های اقتصادی که اتخاذ شده از بحث کنترل نقدینگی گرفته تا بحث تعیین نرخ ارز و کنترل بودجه و... آنچنان مناسب نبوده است. در نتیجه این سیاست‌گذاری‌ها که می‌توانست باعث تحول در اقتصاد شود موثر نبوده و دولت هم نباید انتظار داشته باشد که با این مدیریت‌ها گام بلندی در اقتصاد برداشته شود. بنابراین این انتظار وجود ندارد که در سال 98 شاهد یک سیاستگذاری خاص باتوجه به شرایط فعلی باشیم که به موجب آن تحولی ایجاد شود و بتواند بازار سرمایه را تغییر دهد. بازار سرمایه در این اقتصاد فعالیت دارد و طبیعی است که به دنبال تغییرات واکنش نشان دهد.
تاثیر جنگ تجاری بر بازار سرمایه
وی ادامه می‌دهد: مولفه سوم بحث بازارهای جهانی است. این بازارها باتوجه به جنگ‌های تجاری میان آمریکا و چین بسیار تاثیرگذار خواهند بود. باتوجه به اینکه اقتصاددان‌های متفاوتی پیش‌بینی کرده‌اند اقتصاد جهانی دچار رکود خواهد شد پس در این شرایط از لحاظ اقتصادی نباید حسابی بر روی بازارهای جهانی باز کنیم.
میرمعینی مولفه چهارم را رفتار خود بازار سرمایه می‌داند و دراین‌باره می‌گوید: مولفه چهارم رفتار منفرد خود بازار سرمایه است. ما از گذشته تا کنون که بورس تاسیس شده است دارای یک برنامه منسجم و استراتژیک برای بازاری که بتواند در اقتصاد نقش‌آفرینی کند نبودیم. اکنون هم نشانه‌ای از زیرساخت و یا زمینه‌ای برای ایجاد این برنامه دیده نمی‌شود. بازار سرمایه اکنون در اوضاع بد تامین مالی بنگاه‌های اقتصادی، سرمایه‌گذار را جذب نمی‌کند. از سویی دیگر توانایی جلب نظر مسئولان اقتصادی به خود را ندارد بنابراین نمی‌توانند به این بازار اتکا و از آن حمایت کنند.
وی در پایان با اشاره به آینده مبهم بازار سرمایه می‌گوید: موضوع مهم دیگر این است که خود بازار سرمایه و متولیان آن سردرگم هستند و نمی‌دانند که این بازار به کجا خواهد رفت. بنابراین در این مولفه نمی‌شود انتظار خاصی داشت و در مجموع باید بگویم که ما نمی‌توانیم نسبت به داشتن بازار متحول و فارغ از اعداد و ارقام و بازی‌های اینگونه همراه با نتیجه مثبت و جذب سرمایه جدید امیدوار باشیم. باتوجه مسائل اقتصادی پیش رو کشور، به نظر می‌رسد که در سال آینده هم همین روال ادامه پیدا کند. برای پویای بازار سرمایه، بسترسازی‌ها و زیرساخت‌های لازم ایجاد نشده است و هنوز هم این آمادگی برای ساخت آن وجود ندارد. من به یک تحول بنیادی و ایجاد یک چشم‌انداز روشن در این بازار خوش‌بین نیستم. باید بدانیم که تغییرات موقت نمی‌تواند برای بازار سرمایه کارآمد باشد و نمی‌تواند نقش این بازار را در اقتصاد برجسته کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام