EBTEKAR NEWSPAPER
پنج شنبه, 30 خرداد 1398   Thursday 20 June 2019

سرمقاله

بود یا نبود ترامپ چه تفاوتی می‌کند؟

محمدرضا ستاری

فاطمه امین‌الرعایا
یکی از مهم‌ترین وظایف رسانه‌ها و به دنبال آن خبرنگاران؛ اطلاع‌رسانی و هوشیارسازی جامعه است. انتقاد بخشی جدانشدنی از وظایف یک خبرنگار به حساب می‌آید. اما گاهی برخی، از این انتقادها برداشت‌های دیگری می‌کنند. محمد سلطانی‌فر، معاون امور مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی‌ گفته است: «روزنامه‌نگاران به فکر مچ‌گیری از مسئولان نباشند»! اما آیا می‌توان انتقاد را با مچ‌گیری یکسان دانست؟ حتی در صورتی که روزنامه‌نگاری مچ‌گیری کند، آیا کار او ایرادی دارد؟
مچ‌گیری یا انتقاد؟
صبح پنجشنبه محمد سلطانی‌فر در بخشی از صحبت‌هایش در نشست صمیمی با فعالان رسانه‌ای استان خراسان شمالی گفت: «کلاس‌های متعددی برای مسئولان برگزار کرده‌ایم چرا که معتقدیم اگر مسئولی از خبرنگاران می‌ترسد و حرفی برای گفتن ندارد به دلیل ناآگاهی است. روزنامه‌نگاران هم باید در راستای اطلاع‌رسانی، نگاه مچ‌گیری از مسئولان را نداشته باشند و در تعامل دوسویه باهم حرکت کنند». اما آیا می‌توان مچ‌گیری و انتقاد را از هم تفکیک کرد؟ آیا مچ‌گیری از مسئولان کار بدی است؟ داوود صفایی، روزنامه‌نگار و مدرس دانشگاه در‌این‌باره به «ابتکار» می‌گوید: مچ‌گیری در فرهنگ عامه کمی بار منفی دارد و می‌گویند اگر مشکل و ضعفی وجود دارد باید به طور شفاف و صریح مطرح شود و مورد پرسش قرار بگیرد. اما گفته معاون مطبوعاتی می‌تواند سلیقه و دیدگاه ایشان باشد. در برخی مطبوعات (مثل مطبوعات زرد) اساس کار مچ‌گیری است. مچ‌گیری و افشاگری علیه مسئولان اجرایی، امری رایج است و گاهی حتی به عنوان مزیت مطرح می‌شود. البته مچ‌گیری یک یا دو پله از انتقاد سطح پایین‌تری دارد. انتقاد غیرشخصی و حرفه‌ای است و بیشتر به موضوع می‌پردازد اما مچ‌گیری بیشتر جنبه شخصی دارد. مچ‌گیری بیشتر به رویداد می‌پردازد، اما انتقاد بیشتر فرآیندگرا و ساختارگرا است.
او ادامه می‌دهد: مچ‌گیری به خطاهای کوچک‌تر می‌پردازد و گاهی به دلیل جنبه‌های شخصی ممکن است چندان مطلوب نباشد. مخاطبان علاقه‌ دارند رسانه‌ها بدون دلایل شخصی و بی‌طرفانه اما در عین حال منتقدانه و کارشناسانه به مسائل بپردازند.
باید از چنین خبرنگاری قدردانی کرد
حوریه دهقان‌شاد، استاد ارتباطات اما معتقد است خبرنگاری که بر حوزه کاری‌اش مسلط است و می‌تواند از مسئولان با ریزبینی پاسخ بطلبد، جای تقدیر دارد. او به «ابتکار» می‌گوید: من متوجه نیستم که منظور آقای سلطانی‌فر از مچ‌گیری چیست اما وقتی فردی در مقام و مسئولیتی قرار می‌گیرد باید در مقابل رفتارها، اعمال و تصمیمات اتخاذشده پاسخگو باشد. وظیفه خبرنگار این است که سوال بپرسد و بخواهد از نتیجه آگاه شود. می‌شود از این اتفاق برداشت مثبتی شود به این نحو که این وظیفه خبرنگار است و هم می‌شود برداشت منفی کرد و اسمش را مچ‌گیری گذاشت. به نظر من این وظیفه خبرنگاران است که همیشه و همواره حضور داشته باشند و ببینند مسئولان کارشان را چگونه انجام می‌دهند.
دهقان‌شاد می‌افزاید: خبرنگار وظیفه خودش را انجام می‌دهد و این کاری طبیعی است و نباید اطلاق منفی روی آن گذاشت. اتفاقا اگر خبرنگار این کار را انجام ندهد، جای سوال وجود دارد. گاهی برخی از خبرنگاران هیچ اطلاعی از حوزه مورد نظر ندارند و حرف مسئولان را بدون پرسش می‌پذیرند و صرفا اطلاع‌رسانی می‌کنند. اگر خبرنگاری آنقدر توانمند است و نسبت به حوزه فعالیتش اشراف دارد و می‌تواند از مسئولان پاسخ بطلبد، جای تقدیر دارد. نقد وظیفه خبرنگار است. بخش مثبت اتفاقات و رویدادها را روابط‌عمومی‌های نهادها و سازمان‌ها منتشر می‌کنند، اما پاسخ طلبیدن وظیفه خبرنگار است. خبرنگارها، میانجی‌‌های یک جامعه موفق هستند؛ میانجی بین دولت و مردم.
ترویج شایعه در نبود خبرنگار منتقد
او درباره آسیب‌هایی که نبود نگاه انتقادی به جامعه وارد می‌کند، می‌گوید: مهم‌ترین اتفاق، گسترش شایعه در جامعه است. مردم نسبت به اتفاقاتی که در حال رخ‌‌دادن است، اطلاعاتی ندارند‌ بنابراین به حدس و گمان دست می‌زنند. ابهامات بیشتر می‌شود چون مسائل روشن نیست بنابراین طبیعی است که مردم برای پاسخگویی به نیازهای خود به انحراف کشیده شوند، چون از سوی رسانه‌ها اطلاعات کافی به آن‌ها داده نمی‌شود.
خبرنگار مسئول نظرسنجی نیست!
مرتضی گلپور، خبرنگار روزنامه ایران در واکنش به گفته‌های سلطانی‌فر به «ابتکار» می‌گوید: من فکر می‌کنم تفاوت ما از نقد با تفاوتی که برخی مسئولان دارند، متفاوت است. نگاه ما به نقد یک نوع پیراستن بی‌قید و شرط است. بر خلاف عرف، وقتی کسی مسئولیتی دارد باید نسبت به تمام جزئیاتش پاسخگو باشد و همه چیزش شفاف باشد. نمی‌شود انتظار روابط عرفی داشت و مثلا بگوییم اینجا مصلحت این است که این‌طور بگوییم‌ یا مثلا فلان موضوع را نگوییم. چنین مصلحت‌سنجی‌هایی وقتی پای قدرت و مسئولیت به میان می‌آید، وجهه‌ای ندارد. در رسانه هم همین است. به طور مثال آقای دیک‌چنی، معاون وقت آقای بوش، در آمریکا دوست خودش را به مجموعه شکاری‌اش برده بود و آنجا مجروح شده بود. 48 ساعت رسانه‌ها این خبر را پنهان نگه داشتند. مسئله‌ای که بعدا آقای دیک‌چنی مجبور شد درباره آن صحبت کند، این نبود که چرا دوستش زخمی شده، این بود که چرا این خبر را پنهان کردی. متاسفانه در ایران همه انتظار دارند، یک نوع مصلحت‌اندیشی وجود داشته باشد، چه رسانه‌ها و چه مسئولان.
او می‌افزاید: اگر قرار باشد خبرنگار نگاه انتقادی نداشته باشد، تفاوتی با روابط عمومی نخواهد داشت. در نهایت این‌طور خواهد شد که از مسئولی نظرش را در‌خصوص موضوعی خاص بپرسیم و همین. خبرنگاری تبدیل می‌شود به یک نوع نظرخواهی که در نهایت دستاوردی برای مخاطب و مردم به همراه نخواهد داشت.
گلپور می‌گوید: در‌صورتی که خبرنگاران به وظیفه خودشان که همان نقد و انتقاد از مشکلات است، نپردازند، جامعه می‌شود همان چیزی که آقای عباس عبدی مدت‌ها است می‌گوید. ما مرجعیت رسانه‌ای خودمان را در داخل از دست خواهیم داد و رسانه‌‌های ما مرجع اخبار نخواهند بود. وقتی رسانه‌های ما با صراحت، شفافیت، جرئت و جسارت داشته باشند که بتوانند هر سوالی که می‌خواهند مطرح کنند، شفافیت و پرتوافکنی از درون می‌جوشد و از درون به مسائل پاسخ داده می‌شود و نقطه مبهم به عنوان یک ابهام نمی‌ماند و همچنان با مسائل حل‌نشده مواجه نخواهیم بود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام