EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 29 مهر 1397   Sunday 21 October 2018

سرمقاله

دلارهای نفتی و قبیله‌گرایی مدرن

جهانبخش محبی نیا

حسن روحانی حالا نشان داده است همانند محمود احمدی‌نژاد یاران حلقه نخست دارد که در دولت و در نهاد ریاست جمهوری یک گروه ممتاز برای او به حساب می آیند. این گروه ممتاز در دولت و درنهاد ریاست جمهوری برکار و رفتار سایر اعضای دولت نظارت دارند و در روزهای سخت طرف اصلی مشورت رییس جمهور قرار می گیرند. رفتارو تصمیم های رییس جمهور نشان می دهد به طورمثال محمد باقر نوبخت از حلقه نخست یاران اوست و مسعود کرباسیان در این حلقه نبود. به همین دلیل با وجودی که تقاضا برای برکناری نوبخت بیشتر بود اما او ماند و رئیس جمهوری که حاضر نشد برای دفاع از کرباسیان به مجلس برود. در چنین وضعیتی است که کیفیت ماندن یا نماندن عباس آخوندی در دولت دوازدهم اهمیت پیدا می‌کند. در حال حاضر به نظر می‌رسد فضای حاکم بر رفتن یا ماندن این وزیر اینگونه است که او خود استعفا دهد و کاری کند که رئیس جمهوری به دردسر نیفتد و ناچار نشود با منتقدان آخوندی در مجلس و در سایر نهادهای مخالف دست و پنجه نرم کند. ناظران آگاه باور دارند اگر این وزیر ممتاز و این وزیر مقاوم در برابر فشارهای بیرونی برکابینه دوازدهم به هر دلیل تصمیم بگیرد استعفا دهد همه چیز در تاریکی می‌ماند. به این معنی که میزان دلبستگی و گرایش رئیس دولت به این وزیر در ابهام می‌ماند و معلوم نخواهد شد که روحانی برای دفاع از این وزیر به مجلس می‌رود و سفت و سخت از او دفاع می‌کند یا نه.
بنابراین برای آشکار شدن میزان دلبستگی رئیس دولت به اعضای اصلی دولت و اینکه باقیمانده اعضای کابینه به تعهد رئیس از خودشان مطمئن شوند بهتر است آخوندی استعفا ندهد. اگر این وزیر دولت دوازدهم استعفا ندهد که کارشناسان بیشتر این توصیه را دارند‌ دو اتفاق می افتد‌. رخداد احتمالی نخست این است که رئیس جمهوری اقدام به برکناری وزیرش کرده و فرد دیگری را جانشین او می‌‌کند و البته این گمانه زنی نیز هست که آخوندی در جای مناسب تری مثلا در وزارت اقتصاد به کار گرفته شود. در این صورت گرایش رئیس جمهوری به اقتصاد را نیز می‌توان حدس زد. با توجه به اینکه ‌آخوندی در حال حاضر به اقتصاد آزاد و غیر‌دولتی با همه الزام‌هایش وفادار است و کنار گذاشتن او نشان خواهد داد که روحانی این گرایش اقتصادی را به طورکلی در دولت کنار می‌گذارد. اما این گزینه نیز هست که رئیس جمهوری وزیرش را برندارد و مجلس را وادار کند آخوندی را استیضاح کند. در این صورت نحوه دفاع از او از طرف دولت و به ویژه روحانی از اخوندی در برابر استیضاح نیز جذاب است. اگر روحانی همانند استیضاح کرباسیان تنها به نظاره کردن بپردازد و تصمیم حادی برای ماندن وزیر انجام ندهد بازهم به این معنی است که نمی‌خواهد یک وزیر متمایل به اقتصاد آزاد در دولت بماند و سد راه کسانی شود که می‌خواهند هرگونه و به هرترتیب شده اقتصاد را به سمت دولتی شدن پیش ببرد. یک احتمال دیگر این است که آخوندی به مجلس بود و در برابر پرسش‌های استیضاح کنندگان به‌ گونه‌ای عمل کند که آنها را دراقلیت قرار دهد. در این صورت وی با اقتدار بیشتر در دولت باقی می‌ماند. به هرحال این حرف‌ها که مگر وزارت چه چیز داردکه آخوندی باید بر سرماندن آن مقاومت کند‌، بدترین راهنمایی است. کسی که پذیرفته است ‌در این سال‌های سخت وزیر شود لابد برنامه‌ای دارد که تشخیص می‌دهد برای کشور مناسب است و به همین دلیل باید برسر این خواسته بماند و برنامه‌هایش را پیش ببرد. ‌این طور نباشد که وزیر الان استعفا دهد و معنایش این باشد که حرف استیضاح کنندگان درباره ناکارآمدی وی درست بوده است. آخوندی می‌داند نباید خود پرچم تسلیم دردست بگیرد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام