EBTEKAR NEWSPAPER
شنبه, 29 تیر 1398   Saturday 20 July 2019

سرمقاله

آسیب‌شناسی مبارزه با فساد در کشور

محمدعلی وکیلی

ظهر بود و آفتاب در سوزان‌ترین حالت خود. زیر پل سید خندان دسته‌دسته راننده تاکسی‏ها،‌در انتظار رسیدن مسافر هر کدام به نحوی خود را سرگرم می‏کردند. یکی ناهار می‌خورد، عده‌ای گروه گروه با هم به گفت‌و‌گو نشسته بودند،‌ عده‌ای سعی در جذب مسافر داشتند و قطعا با آوای جذب مخاطب آنها آشناییم که:
- تجریش یک نفر حرکت
- تهران پارس 2 نفر
- میدون فاطمی سمند زرد الان حرکت می‌کنه!‌ بفرمایید.
در میان هیاهو و گرمای ظهر مرداد،‌ آمده بودم که با راننده تاکسی‏ها که در طول روز از سیاست تا اقتصاد و فرهنگ و وضعیت اجتماع را در مسیرهای پر ترافیک خود با مسافران به بحث و گفت‌و‌گو می‌گذرانند،‌در مورد سرمایه‌گذاری در بورس حرف بزنم!
تشخیص چهره افراد برای این که بفهمم چه کسی حوصله دارد در مورد این موضوع حرف بزند یا اصلا در مورد هر موضوعی حرف بزند،‌ سخت تر از آن بود که فکر می‏کردم. به هر حال گرمای مرداد به تنهایی می‌تواند هر باحوصله‏ای را بی حوصله کند.
به سراغ پیرمرد راننده خط تهران پارس رفتم که به تازگی نهارش را تمام کرده بود و می‏خواست به انتظار مسافر بنشیند. چند ماشین مانده بود تا نوبتش شود و اگر حوصله داشت حرف بزند،‌ یعنی سکه‌ام روی شانس افتاده بود.
سلام که کردم،‌با روی خوش و خندان پاسخ داد. فکر می‏کرد که می‏خواهم بپرسم ماشین‌های فلان مسیر کجا ایستاده‌اند. گفتم که خبرنگارم. می‌توانم چند دقیقه‏ای وقتتان را بگیرم‌؟ با خنده ای گشاده‌رو‌تر از خنده قبلی خود گفت آره تا وقتی نوبتم بشه و مسافرها سوار شوند.
- شما کد بورسی دارید؟
- کد بورسی چیه؟ از کجا می‌گیرند؟‌
- از کارگزاری‌ها. برای ورود به بورس و خرید و فروش سهام از آن استفاده می‌کنند.
- ندارم. من که نمی‏توانم سهام خرید و فروش کنند. این کا‏رها برای از ما بهترونه!‌ ما تمام پس اندازمان را هم ببریم، ‌آخرش ضرر می‌کنیم و سرمان را کلاه می‌گذارند و به خاک سیاه می‌نشینیم.
البته لزوما هر کسی که وارد بورس شود،‌ ضرر نمی‌کند. اما اگر با علم و آگاهی و استفاده از مشاوران سرمایه گذاری وارد شوید،‌ احتمال ضرر و زیان شما خیلی کم می‌شود. صندوق‌‌های سرمایه گذاری بورسی هم برای افرادی مثل شما که آگاهی زیادی ندارند، طراحی شده‌است. ‌از آن‌ها اطلاع دارید؟
- والا اطلاعات دقیقی ندارم اما چند وقت پیش پسرم پس اندازش را به بانک برده بود که حساب پس‌انداز باز کند،‌ مسئول بانک گفته‌بود که می‌تواند در یک صندوق مشترک با بورس که خود بانک سود آن را تضمین می‌کند،‌ ورود کند و سود آن از بانک بیشتر است.
بلند شد برود از فلاسکش چایی بریزد. یکی دیگر از راننده‌ها هم به سمت ماشینش آمد تا از او یک لیوان چایی بگیرد.
پیرمرد خندان خط سید خندان-تهران‌پارس با خنده گفت: احمد ‏آقا این خانوم خبرنگاره. می‌پرسه تا حالا توی بورس رفتم یا نه!‌ احمد آقا شما تا حالا توی بورس رفتی؟
احمد آقا با تعجب نگاهم کرد و گفت: نه والا. اما خیلی‌ها رو می‏شناسم که رفتند و پولدار شدند. خیلی‌ها رو هم می‌شناسم که دار و ندارشون رو بردند توی بورس و آخرش بیچاره شدند.
همین که خواستم از احمد آقا راجع به «خیلی»‌های تعریف اش بپرسم،‌ یکی دیگه از راننده‌ها صداش کرد که ماشینت پر شد . بیا.
از چند راننده دیگر در مورد بورس پرسیدم، یکی می‌گفت گاهی که رادیوی ماشین را روشن می‌کند، می‌شوند که گوینده می‌گوید شاخص بورس تهران بالا رفت یا پایین آمد، اما تا به حال تصمیم برای ورود به بورس نداشته‌است. یکی می‌گفت وقتی فیلم گرگ وال استریت را دید، بورس برایش جذاب شد و فکر کرد که می‌تواند یک شبه پولدار شود، اما با کمی تحقیق متوجه شده که به این آسانی‌ها نیست و قیدش را زده‌است.
به قیمت یا با حباب؟
سوار تاکسی شدم که به میدان صنعت بروم. با راننده تاکسی سر صحبت را باز کردم و طبعا مسافران هم وارد گفت‌و‌گو شدند. یکی از مسافران می‌گفت دوستی دارد که در کارگزاری کار می‌کند،‌ قبلا زمان عرضه اولیه،‌برایشان سهام عرضه اولیه می‌خرید،‌ اما الان که سیستم عرضه اولیه فرق کرده،‌ به اندازه قبل نمی‌توانند از عرضه اولیه ها سود کنند. چون تعداد سهامی که بهشان تعلق می گیرد،‌ کم شده‌است.
خانم جوانی که در کنار آقای خریدار عرضه اولیه نشسته‌بود، از چند و چون عرضه اولیه پرسید که این همشهری نسبتا آگاه به بورس برای او توضیح داد که عرضه اولیه به زمانی گفته می‌شود که یک شرکت برای اولین بار می‌خواهد سهام خود را در بازار عرضه کند. قیمتی که عرضه می‌شود در روزهای متوالی پس از عرضه،‌روند رو‌به‌رشدی دارد، ‌بنابراین بورس بازان علاقه دارند سهام بخرند.
مسافر خانم: یعنی چقدر سود می‌دهد؟
مسافر آقا: برای چند روز متوالی که اکثر اوقات به 10 روز می‏رسد،‌روزی 5 درصد می‏دهد.
البته من متذکر شدم که مثال نقض این موضوع هم در بازار وجود دارد که سهام شرکتی عرضه شود،‌اما از قیمت عرضه آن در روزهای پس از عرضه کم شود. هر چند این موارد، جزو موارد استثناست اما این موضوعات گویای این است که هیچ سودی در بورس مطلق نیست،‌ بلکه همه چیز با ریسک همراه است.
آقای راننده: حالا اگر بخواهیم وارد این بورس شویم،‌ باید چقدر پول داشته باشیم؟‌
- هرچقدر که بخواهید. هرچقدر که می‌توانید روی آن ریسک کنید.
آقای راننده: یعنی قیمت هر سهم چقدر است؟
- سهام بازار در یک بازه قیمتی هستند که از زیر 100 تومان تا 3 هزار تومان و 4 هزار تومان را شامل می‌شود.
راننده خندید و گفت: یعنی اگر یک سهم هزار تومانی پیدا کنم،‌سید خندان میدان صنعت می شود نفری 3 سهم!‌
- یعنی شما حاضرید بخشی از درآمد خود را به بورس ببرید؟ ریسک هم دارد. هرچند اگر از طریق صندوق‌های سرمایه گذاری وارد شوید، ریسک کمتر می‌شود.
قبل از این که آقای راننده جواب بدهد، خانم مسافر میانسالی که تا این زمان ساکت مانده بود، گفت: من که حاضر نیستم. مگر چقدر امنیت اقتصادی داریم که ریسک هم بکنیم؟ توی این اوضاع مملکت یا باید سکه بخریم یا دلار و یورو که کلاهمون رو باد نبره، بورس و سهام پیشکش!
اما آقای راننده واکنش دیگری داشت و می‌گفت: خانم مگه ندیدی ترامپ روی خوش نشان داده؟ اگر ورق برگرده، تمام این سکه‌ها و دلارها به یک پول سیاه نمی‌ارزه! مگه سال 67 یادتون نیست؟ همین روزای مرداد بود که یک شبه قیمت طلا سقوط کرد. الان هم که صبح و شب اعلام می‌کنند قیمت طلا حباب داره! حداقل اگر چیزی می‌خریم، به قیمت بخریم بهتره.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام