سرمقاله

احزاب اقتصادی و اخزاب سیاسی

کورش الماسی

چند روزی است که کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی متاثر از ‌مستندواره‌ای ساخته و پرداخته اتاق فکر صدا و سیما، فضایی تلخ و خاکستری را تجربه می‌کنند.
تصاویری که در این ‌مستندواره از گفت‌وگویی اعتراف‌گونه پخش می‌شد، ضربه‌ای جدی و خطرخیز بر پیکره اعتماد عمومی و نسبت حاکمیت و مردم وارد کرد.
برنامه‌سازان و اصحاب و اهالی اتاق فکر صدا و سیما این بار نیز با کج‌سلیقگی و نادیده گرفتن واقعیت‌های اجتماعی، علاوه بر هدر دادن چندین باره هزینه‌های عمومی کشور، با بحران‌آفرینی ضربه‌ای تازه بر منافع ملی کشور وارد کردند. بی‌گمان هیچ نفسِ سلیم، منطق استوار و وجدان بیداری تصاویر و گفت‌وگوهای پخش‌شده در ‌مستندواره شبکه یک سیما را تایید نکرده و از آن خشنود نمی‌شود.
مگر می‌شود تصاویر مبهم و شطرنجی‌شده و صدای گریه‌های نوجوانی 16 ساله را دید و بر آن افسوس نخورد؟ فارغ از چیستی و چگونگی اتهام یا جرم این دختر، مانور تبلیغاتی صدا و سیما در این برنامه چه دستاوردی برای کشور، حاکمیت و مردم دارد؟ مسئولان برج عاج‌نشین دستگاه عریض و طویل رادیو ـ تلویزیون ایران با چه منطقی تصمیم گرفته‌اند چنین برنامه‌ای را در گسترده‌ترین شبکه این سازمان پخش کنند؟
حال آن‌که این روزها در شرایطی به سر می‌بریم که بحران بی‌اعتمادی، خبرهای ناامیدکننده اقتصادی، شنیده‌های هولناک از اختلاس‌ها و دزدی‌ها و تعدی به اموال عمومی، روح و روان ایرانیان را به بازی گرفته و شرایط را از همیشه برای آن‌ها سخت‌تر کرده است، چطور است که مسئولان امر در مجموعه‌ای که با هزینه عمومی کشور اداره می‌شود، هرگز به فکر انتشار اخبار صحیح، دقیق و موشکافانه اختلاس‌ها و دزدی‌ها و ویژه‌خواران نمی‌روند؟ و همیشه موضوعی کوچک را به بحرانی بزرگ تبدیل می‌کنند؟
به راستی ویدئوهای اینستاگرامی دختری نوجوان که در آن‌ها حرکاتی موزون انجام داده است، تا چه حد اعتبار، امنیت روانی، اعتماد عمومی، باورهای اجتماعی و نسبت روشن حاکمیت و مردم را نشانه رفته بود؟ مخاطبان این ویدئوها چه تعداد و از چه گروه‌های اجتماعی بودند؟ موضوع به چه میزان عمومیت داشت و می‌توانست امنیت اخلاقی جامعه را به مخاطره بیندازد؟ چطور می‌شود که اجازه تهیه، ساخت و پخش چنین برنامه‌ای صادر می‌شود؟ سازندگان، حامیان، آمران و عوامل ساخت این مستند چه هدف یا اهدافی را دنبال می‌کنند؟ آن‌ها به چه میزان برای جامعه ایران و مسائل پیرامون آن اهمیت قائل هستند؟ آیا موضوع مهمتری برای آن‌ها وجود نداشت؟
به نظر می‌رسد در خوش‌بینانه‌ترین حالت مدیران ارشد سازمان صدا و سیما در پی رقابتی جدی با شبکه‌های اجتماعی و کاربران آن هستند. نبردی نابرابر که سعی دارد با تکیه بر گستره نفوذ این سازمان ـ که تمام هزینه آن از بودجه عمومی کشور تامین شده است ـ تمام رقبای کوچک و بزرگ خود را از میدان به در کرده و یکه‌تاز هر نوع اطلاع‌رسانی صوتی و تصویری باشد. حتی بر فرض صحت این تئوری خوش‌بینانه، باز هم به نظر می‌رسد تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان صدا و سیما، منافع ملی و اعتماد عمومی را قربانی منافع بخشی و سازمانی خود کرده و در اقدامی عجیب و غیرقابل باور سعی در تسریع روند «اپوزیسیون‌سازی» برای حاکمیت داشته‌اند.
این اقدام با هیچ معیار و شاخص و منطقی قابل دفاع نیست. اگر خطایی صورت گرفته، بزهی انجام شده و منکری رخ داده، مبادی ذی‌ربط اقدامات پیشگیرانه و قضایی را انجام داده‌اند و جایی برای بازنمایی آن باقی نمانده است. در این موقعیت صدا و سیما که همواره از رانت اطلاعاتی برخوردار بوده به میدان آمده و با تهیه این ‌مستندواره مبتذل، فضایی بسیار اسف‌بار را بر جامعه بار کرده است. شاید وقت آن رسیده باشد که یک بار برای همیشه تکلیف حاکمیت، دولت و مردم با سازمان صدا و سیما روشن شود. چه این‌که کم نبوده برنامه‌هایی از این دست که به قلب واقعیت پرداخته و منافع ملی را قربانی مطامع و منافع گروهی، جناحی و بخشی ساکنان صدا و سیما کرده است. به نظر می‌رسد تاریخ اطلاع‌رسانی‌های یک‌سویه، بی‌منطق، غرض‌ورزانه و متکی بر خواست و اراده یک جریان سیاسی به سر رسیده باشد.
اگر بزرگان کشور در پی در انداختن طرحی تازه در قالب وحدت و همدلی، با همراهی مردم هستند، به یقین باید چاره‌ای برای خودسری‌ها و کج‌سلیقگی‌های صدا و سیما بیندیشند. نمی‌توان از وحدت و همدلی و همراهی مردم و حاکمیت سخن گفت و انتظار مراعات حال حاکمان را داشت، ولی به امنیت و آبرو و اعتبار آن‌ها و فرزندان‌شان بی‌توجه بود. بی‌تردید گام نخست ایجاد اتحاد و وحدت تغییر رویه اساسی در سازمان صدا و سیمای ایران است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام